پرتابکردن دسته کنسول و فریادهای عصبی فرزندتان پس از هر بار باختن در صفحهنمایش، کابوسی است که آرامش خانه را پس از یک روز کاری سخت میرباید. اما راهی بدون تنش وجود دارد که نشان میدهد چگونه میتوان بدون مصادرهکردن موبایل و تنها با ترفندهای پنهان در بازیهای رومیزی، مغز ناآرام کودک را برای مهار خشم دوباره سیمکشی کرد.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، وقتی بعد از ساعتها دوندگی به خانه برمیگردید، طبیعی است که رمقی برای سروکله زدن با بهانهگیریهای فرزندتان نداشته باشید و برای خریدن چند ساعت سکوت، او را به دست بازیهای ویدیویی بسپارید. اما این مسکن فوری، هیجانات لحظهای و فردگرایی را در او تقویت کرده و فرزندتان را در برابر کوچکترین ناکامیها کمطاقت و پرخاشگر میکند. بااینحال، والدینی که در اوج خستگی، حریم آرامش خانه را رها نمیکنند و آخر هفتهها بساط بازیهای رومیزی را وسط فرش پهن میکنند، بدون هزینههای سنگین، امنترین آزمایشگاه تمرینی زندگی را میسازند تا فرزندشان رسم ایستادگی و بزرگمنشی را در عمل تمرین کند.
چرا بازیهای رومیزی ترمز هیجانات ویرانگر را در مغز کودک فعال میکنند
در حکمت اصیل ما، همنشینی صمیمانه با کودک تمرینی برای وسعتدادن به روح است. شیخ حر عاملی روایت کرده که پیامبر رحمت از والدین میخواستند در تعامل با فرزند، به دنیای کودکی او قدم بگذارند و همبازیاش شوند(وسائلالشیعه، جلد ۲۱، صفحه ۴۸۶)؛ رفتاری که نشان میدهد وقتی بزرگتر خانه با فروتنی زانو به زانوی فرزندش مینشیند، پناهگاهی امن برای تمرین صبوری او میسازد.
در تأیید همین حکمت ریشهدار، امروز روانشناسی ثابت کرده است که رقابت چهرهبهچهره، رعایت نوبت و کنترل تکانه در بازیهای صفحهای، مرکز خودمهارگری مغز را تقویت میکند. پژوهشهای منتشرشده در مجله مرزهای روانشناسی (Frontiers in Psychology) نشان میدهد این بازیها ابزاری بینظیر برای تمرین مهارت «به تعویقانداختن پاداش» هستند. والتر میشل در کتاب «آزمون مارشمالو» و دانیل گلمن در کتاب «هوش هیجانی» توضیح دادهاند که صبرکردن برای نوبت و انعطافپذیری ذهنی در جریان بازی، قشر پیشپیشانی مغز را که مسئول تصمیمگیری منطقی و تنظیم هیجانات است، بهشدت تقویت میکند.
گام اول؛ دعوت غیرمستقیم در پایان هفته بهجای مصادره موبایل
کشیدن دوشاخه کنسول فقط گارد دفاعی کودک را فعال میکند. پنجشنبهشب بدون اشاره به موبایل او، چای بریزید و یک بازی سنتی مثل منچ و مارپله یا یک بازی استراتژیک و کارتی مدرن را با همسرتان با هیجان و شوخی شروع کنید. جذابیت این تعامل زنده، کودک را داوطلبانه از اتاق بیرون میکشد تا در نوبت بعدی همبازی شما شود.
گام دوم؛ آموزش عملی ظرفیت پذیرش باخت با بلند فکرکردن
کودکان مدیریت ناکامی را با دیدن واکنش شما در لحظه بحران میآموزند. وقتی در بازی مهرهتان را میزنند، بهجای اخمکردن، لبخند بزنید و با صدای بلند بگویید: «حرکت دقیقی زدی و نقشهام به هم ریخت؛ حالا باید فکر کنم با مهرههای باقیمانده چه حرکتی بکنم.» این رفتار مقتدرانه به کودک میآموزد که باختن پایان دنیا نیست، بلکه آغاز حل یک مسئله تازه است.
گام سوم؛ تغییر کانال مغزی در لحظه فوران خشم
وقتی فرزندتان در آستانه باخت عصبانی شد، هرگز با جملاتی مثل «چقدر بیجنبهای» او را تحقیر نکنید. به او حق بدهید که ناراحت باشد، اما فوراً با یک سؤال محاسباتی، فرماندهی مغزش را از مرکز هیجان به قشر پیشپیشانی منتقل کنید و بپرسید: «میدانم ضدحال بدی بود، اما به نظرت الان حرکتدادن مهره آبی امنتر است یا قرمز؟» مغز نمیتواند همزمان هم محاسبه منطقی کند و هم در اوج خشم بماند؛ این سؤال عملاً ترمز خشم او را میکشد.
تربیت فرزندی که در برابر سختیها خم نشود و در شکستها فرونریزد، نیازمند دورههای گرانقیمت نیست؛ کافی است همین آخر هفته گردوغبار از روی جعبه بازیهای رومیزی بتکانید و باحوصله، ساعتی را به مشق زندگی روی یک صفحه مقوایی اختصاص دهید تا آرامش و گفتوگو دوباره به خانه برگردد.
انتهای پیام/
نظر شما