چگونه با گلایه «هیچ‌کس با من بازی نمی‌کنه مامان!» برخورد کنیم؟

وقتی کودک با ناراحتی می‌گوید «هیچ‌کس با من بازی نمی‌کنه»، اولین واکنش والدین نباید پیدا کردن مقصر یا ارائه راه‌حل فوری باشد.

به گزارش پایگاه خبری و رسانه‌ای حوزه‌های علمیه خواهران، شاید برای هر پدر و مادری، شنیدن این گلایه از زبان فرزندش که «هیچ‌کس با من بازی نمی‌کند»، تلخ‌ترین بخش روز باشد. این جمله نه تنها زنگ خطری برای تنهایی کودک است، بلکه آزمونی بزرگ برای واکنش والدین محسوب می‌شود. مرز باریکی میان «دخالت هیجانی و اشتباه» و «حمایت هوشمندانه» وجود دارد که اگر آن را نشناسیم، ممکن است ناخواسته اعتمادبه‌نفس فرزندمان را خدشه‌دار کنیم. در ادامه، نفیسه عباسی غریب، روان‌شناس کودک، گام‌به‌گام به ما می‌گوید که در چنین موقعیت‌هایی، چه بگوییم و چه زمانی باید قاطعانه وارد عمل شویم.

واکنش‌های شتاب‌زده والدین

این روان‌شناس کودک با اشاره به واکنش اولیه پدر و مادرها می‌گوید: «شنیدن این جمله از بچه‌مان که هیچ‌کس با من بازی نمی‌کنه، برای یک مادر یا پدر واقعاً درد دارد. ممکن است همان لحظه دلمان بخواهد زنگ بزنیم مدرسه، با والدین بچه‌های دیگر حرف بزنیم یا سریع بگوییم: خب، برو با یکی دیگه بازی کن! ولی قبل از ارائه هرگونه راه‌حل، بچه نیاز دارد بداند که ما حرفش را جدی گرفته‌ایم.»

عباسی غریب نخستین گام مواجهه را آرام‌سازی و اعتبارسنجی هیجان کودک می‌داند و پیشنهاد می‌کند:

«می‌توانیم دقیقاً از همین نقطه شروع کنیم: وای عزیزم، انگار خیلی ناراحت شدی؛ می‌خواهی از اول برایم بگویی چی شد؟ بعد از آن، واقعاً گوش بدهیم؛ بدون اینکه فوری دنبال مقصر بگردیم یا بپرسیم: مگر خودت چه کار کردی که باهات بازی نکردند؟»

رمزگشایی از کلمه «هیچ‌کس»؛ واقعیت یا اغراق هیجانی؟

بسیاری از کودکان به دلیل دایره واژگان محدود یا شدت هیجان، یک اتفاق مقطعی را تعمیم می‌دهند. این کارشناس حوزه کودک می‌گوید که پس از فروکش کردن بار روانی ماجرا، باید با پرسشگری دقیق، تصویر روشنی از ماجرا به دست آورد:

«وقتی فرزندمان آرام‌تر شد، می‌توانیم با چند سؤال ساده تصویری دقیق‌تر پیدا کنیم؛ بپرسیم: خب، این اتفاق امروز افتاد یا چند بار دیگر هم تکرار شده؟ زنگ تفریح بود یا سر یک بازی خاص؟ بقیه بچه‌ها دقیقاً چی گفتند؟ گاهی اوقات هیچ‌کس یعنی امروز یک نفر اجازه نداده وارد یک بازی خاص شود، اما گاهی هم واقعاً کودک دارد از یک تنهایی تکراری و مداوم حرف می‌زند. این دو حالت کمک یکسانی نمی‌خواهند.»

بازی دوست‌یابی در خانه

اگر مسئله تنها ناشی از ناپختگی مهارت‌های اجتماعی یا رد شدن‌های طبیعی در تعاملات روزمره باشد، راه‌حل در خانه و از طریق تمرین شکل می‌گیرد. عباسی غریب در این زمینه می‌گوید:

«اگر یک موقعیت معمول دوستی بوده، می‌توانیم در خانه ۵ دقیقه بازیِ نقش انجام دهیم؛ مثلاً تمرین کند و بگوید: می‌توانم من هم توی بازی‌تان باشم؟ یا می‌شود نوبت بعدی مال من باشد؟ این تمرین‌های کوچک خانگی، فرصتی به فرزندمان می‌دهد تا بتواند در موقعیت واقعی مدرسه هم آن‌ها را به کار بگیرد.»

چگونه با گلایه «هیچ‌کس با من بازی نمی‌کنه مامان!» برخورد کنیم؟

وقتی کودک با ناراحتی می‌گوید «هیچ‌کس با من بازی نمی‌کنه»، اولین واکنش والدین نباید پیدا کردن مقصر یا ارائه راه‌حل فوری باشد.

گروه زندگی: شاید برای هر پدر و مادری، شنیدن این گلایه از زبان فرزندش که «هیچ‌کس با من بازی نمی‌کند»، تلخ‌ترین بخش روز باشد. این جمله نه تنها زنگ خطری برای تنهایی کودک است، بلکه آزمونی بزرگ برای واکنش والدین محسوب می‌شود. مرز باریکی میان «دخالت هیجانی و اشتباه» و «حمایت هوشمندانه» وجود دارد که اگر آن را نشناسیم، ممکن است ناخواسته اعتمادبه‌نفس فرزندمان را خدشه‌دار کنیم. در ادامه، نفیسه عباسی غریب، روان‌شناس کودک، گام‌به‌گام به ما می‌گوید که در چنین موقعیت‌هایی، چه بگوییم و چه زمانی باید قاطعانه وارد عمل شویم.

واکنش‌های شتاب‌زده والدین

این روان‌شناس کودک با اشاره به واکنش اولیه پدر و مادرها می‌گوید: «شنیدن این جمله از بچه‌مان که هیچ‌کس با من بازی نمی‌کنه، برای یک مادر یا پدر واقعاً درد دارد. ممکن است همان لحظه دلمان بخواهد زنگ بزنیم مدرسه، با والدین بچه‌های دیگر حرف بزنیم یا سریع بگوییم: خب، برو با یکی دیگه بازی کن! ولی قبل از ارائه هرگونه راه‌حل، بچه نیاز دارد بداند که ما حرفش را جدی گرفته‌ایم.»

عباسی غریب نخستین گام مواجهه را آرام‌سازی و اعتبارسنجی هیجان کودک می‌داند و پیشنهاد می‌کند:

«می‌توانیم دقیقاً از همین نقطه شروع کنیم: وای عزیزم، انگار خیلی ناراحت شدی؛ می‌خواهی از اول برایم بگویی چی شد؟ بعد از آن، واقعاً گوش بدهیم؛ بدون اینکه فوری دنبال مقصر بگردیم یا بپرسیم: مگر خودت چه کار کردی که باهات بازی نکردند؟»

رمزگشایی از کلمه «هیچ‌کس»؛ واقعیت یا اغراق هیجانی؟

بسیاری از کودکان به دلیل دایره واژگان محدود یا شدت هیجان، یک اتفاق مقطعی را تعمیم می‌دهند. این کارشناس حوزه کودک می‌گوید که پس از فروکش کردن بار روانی ماجرا، باید با پرسشگری دقیق، تصویر روشنی از ماجرا به دست آورد:

«وقتی فرزندمان آرام‌تر شد، می‌توانیم با چند سؤال ساده تصویری دقیق‌تر پیدا کنیم؛ بپرسیم: خب، این اتفاق امروز افتاد یا چند بار دیگر هم تکرار شده؟ زنگ تفریح بود یا سر یک بازی خاص؟ بقیه بچه‌ها دقیقاً چی گفتند؟ گاهی اوقات هیچ‌کس یعنی امروز یک نفر اجازه نداده وارد یک بازی خاص شود، اما گاهی هم واقعاً کودک دارد از یک تنهایی تکراری و مداوم حرف می‌زند. این دو حالت کمک یکسانی نمی‌خواهند.»

بازی دوست‌یابی در خانه

اگر مسئله تنها ناشی از ناپختگی مهارت‌های اجتماعی یا رد شدن‌های طبیعی در تعاملات روزمره باشد، راه‌حل در خانه و از طریق تمرین شکل می‌گیرد. عباسی غریب در این زمینه می‌گوید:

«اگر یک موقعیت معمول دوستی بوده، می‌توانیم در خانه ۵ دقیقه بازیِ نقش انجام دهیم؛ مثلاً تمرین کند و بگوید: می‌توانم من هم توی بازی‌تان باشم؟ یا می‌شود نوبت بعدی مال من باشد؟ این تمرین‌های کوچک خانگی، فرصتی به فرزندمان می‌دهد تا بتواند در موقعیت واقعی مدرسه هم آن‌ها را به کار بگیرد.»

خط قرمزها؛ چه زمانی حضور مستقیم والدین الزامی است؟

اما مرز میان تاب‌آوری اجتماعی و آسیب روحی کجاست؟ عباسی غریب با تعیین این مرز شفاف، مسئولیت‌پذیری فعال والدین را یادآور می‌شود:

«اما اگر پای تحقیر، تهدید، آسیب جسمی یا کنار گذاشتنِ مداوم در میان است، وظیفه بچه نیست که تنهایی از پس آن بربیاید. در چنین شرایطی ما موظفیم حتماً با مدرسه هماهنگ شویم و موضوع را پیگیری کنیم.

مامان و بابای عزیز! قرار نیست هر مشکل اجتماعی کودک را به جای او حل کنیم؛ اما قرار هم نیست وقتی به کمک یک بزرگسال نیاز دارد، او را تنها بگذاریم. در پایان صحبت‌هایمان می‌توانیم از او بپرسیم: الان دوست داری فقط به حرف‌هایت گوش بدهم، یا با هم فکر کنیم ببینیم قدم بعدی‌مان چیست؟»

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha