استاد حوزه علمیه خواهران با تأکید بر ضرورت بازخوانی سیره تمدنی اهلبیت(ع)، کتاب «همرزمان حسین(ع)» را الگویی راهبردی برای پیوند میان آموزههای وحیانی و عمل اجتماعی دانست و گفت: سیره ائمه اطهار(ع) یک جریان مستمر فکری، فرهنگی و اجتماعی برای مقابله با ظلم و هدایت جامعه اسلامی به سوی تمدنسازی است.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران/تهران، خانم معصومه سادات صادقی استاد حوزه علمیه خواهران تهران در مراسم عزاداری ایام شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام که روز دوشنبه اول تیرماه ۱۴۰۵ مصادف با هفتم محرمالحرام ۱۴۴۸ هجری قمری در بیتالزهرا(علیها السلام) مدرسه علمیه الزهرا علیهاالسلام تهران برگزار شد، با محوریتِ تبیین کتاب «همرزمان حسین(علیه السلام)» اثر امام شهید حضرت آیتالله سید علی خامنهای، به واکاویِ ضرورتِ پیوند میان «آموزههای وحیانی» و «عملکرد اجتماعی» پرداخت.
وی در این نشست علمی-تحلیلی، با تأکید بر اینکه سیره اهلبیت(علیهم السلام) نه یک امر تاریخیِ محصور در زمان، بلکه یک «الگوی زنده و تمدنی» است، مباحث خود را در محورهایی چون عبور از «تاریخنگاریِ توصیفی» به سمت «تحلیلِ استراتژیک»، «دین به مثابه مکتب»؛ راهبردی برای کنشگریِ مومنانه، الگویِ «اولویتسنجی» در نظام فکریِ تمدنساز، نقدِ سیاستمدارانِ «خریدار-محور» در برابر سیاستمدارانِ «نیاز-محور» و معرفی مفاهیمِ نوآورانه در «همرزمان حسین(علیه السلام)» ارائه کرد.
خانم صادقی در تبیین رویکرد کتاب «همرزمان حسین(علیه السلام)» بیان کرد: یکی از آسیبهای رایج در فهم سیره ائمه(علیهم السلام)، محصور ماندن در روایاتِ صرفاً اخلاقی یا تاریخی است. امام شهید حضرت آیتالله سید علی خامنهای در این اثر، با نگاهی تحلیلی به «مبارزات سیاسی ائمه» به عنوان یک «خطِ واحد و مستمر»، پرده از حقیقتی برمیدارد که تا پیش از آن کمتر دیده شده بود. ایشان نشان میدهند که تمامی معصومین(علیهم السلام) درگیرِ یک مبارزه سازمانیافته علیه نظامهای ظالمِ زمانه خود بودهاند و این مبارزه، نه صرفاً نظامی، بلکه فکری، عقیدتی و اجتماعی بوده است.
خانم صادقی مدیر مدرسه علمیه الزهرا علیها السلام تهران با اشاره به فضای فکری دهه ۵۰ شمسی که این سخنرانیها در آن شکل گرفته است، افزود: در آن دوران، جریانهای روشنفکری و مارکسیستی تلاش میکردند مبارزه را از مفاهیم دینی جدا کنند. امام شهید با درک عمیق این خلاء، نشان دادند که دین به تنهایی دارای قدرتِ «تولیدِ ایدئولوژی برای مبارزه» است. از منظر ایشان، قرآن و سیره ائمه(علیهم السلام) منبع اصلیِ «مسلک اجتماعی» ما هستند. بنابراین، کسی که میخواهد سیاستمدار، اقتصاددان یا رهبر جامعه اسلامی باشد، باید نظام فکری خود را مستقیماً از منابع وحی و سیره اهلبیت(علیهم السلام) تغذیه کند؛ در غیر این صورت، دچار «واگرایی» و ضعف در بزنگاههای حساس تاریخی خواهد شد.
استاد حوزه علمیه خواهران با بسطِ یکی از کلیدیترین آموزههایِ این اثر، یعنی «فرمول اولویتبندی»، تأکید کرد: امام شهید حضرت آیتالله سید علی خامنهای با مطرح کردنِ زنجیرهای از پرسشها چون، تشخیصِ درستها(در میان انبوه حرفها، کدام درست است؟)، انتخابِ لازمها(کدام درستها لازم هستند؟)، ترجیحِ لازمترها(کدام لازمها برای شرایط فعلی اولویت دارند؟) و شناساییِ فوریها(کدام موضوعات «فوتی و حیاتی» هستند؟) یک روششناسی (متدولوژی) برای خروج از انفعال ارائه میدهند.
وی افزود: بسیاری از نابسامانیها در سطح مدیریتِ کلان جامعه و حتی در ابعادِ خانواده، ناشی از ناتوانی در تشخیصِ همین «حیاتیها» است. ما گاهی درگیرِ مباحثِ فرعی میشویم که پدرِ ملت را درآورده است، در حالی که از مسائلِ اصلی غفلت کردهایم.
خانم صادقی در بخش انتقادیِ سخنان خود با تکیه بر متنِ کتاب، یادآوری کرد: نکته ظریفی که در آثار امام شهید دیده میشود، مرزبندی دقیق میان سیاستمداری که به دنبال «جلب رضایتِ مخاطب» است و رهبری که به دنبال «رفعِ نیازِ واقعیِ جامعه» است. ایشان هشدار میدهند که اگر معیارِ ما در سیاست و اقتصاد، «خواستِ خریدار» باشد، نه «نیازِ جامعه»، نظام فکری ما از ریلِ اصلی خارج میشود. بسیاری از کسانی که داعیهدارِ نظام هستند، در بزنگاهها به جای ایستادگی بر اصول، به دلیلِ نداشتنِ نظام فکریِ دینی، دچار تزلزل میشوند.
وی به سرفصلهای جذاب و کمتر شنیدهشده کتاب اشاره کرد و گفت: امامزادگان انقلابی: معرفیِ این شخصیتها به عنوانِ بازوهای جریان مبارزه، نشان میدهد که مبارزه برای حق، محدود به امام نبوده و یک جریانِ اجتماعیِ وسیع بوده است، تحلیلِ نوینِ قیام: تبیینِ هدفِ امام حسین(علیه السلام) از قیام، به گونهای که با تحلیلهای رایج و بعضاً محدودِ تاریخی متفاوت است.
انتهای پیام/
نظر شما