زنان مسلمان آمریکایی برای انتخاب حجاب، باید از میان انبوهی از فشارها و پیشداوریها عبور کنند.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، مقالهای از سارا لومباردو، ابعاد اجتماعی حجاب را در سه حوزه بررسی کرده است: جامعه آمریکا، جوامع مسلمان و زندگی فردی. این دستهبندی، چارچوبی برای فهم پیامدهای حجاب در زندگی زنان محجبه فراهم میکند.
از نماد سیاسی تا سوءظن امنیتی
پس از ۱۱ سپتامبر، حجاب بارزترین نشانه اسلام شد و محجبهها بیش از دیگران هدف قرار گرفتند. افکار عمومی، زنان مسلمان را همزمان «قربانی» و «هوادار تروریسم» میدید.
اسلام؛ دین یا موضعی سیاسی؟
اسلام به جای یک دین، به عنوان تهدیدی امنیتی و موضعی سیاسی تصویر شد. نظریه «برخورد تمدنها» همزیستی آمریکا و جهان اسلام را غیرممکن جلوه میداد.
دیگریِ مشکوک
حجاب به نشانهای سیاسی و «دیگریِ مشکوک» تبدیل شد. این نگاه، تبعیض مذهبی را در نهادها (مانند پروفایلینگ مسلمانان توسط پلیس نیویورک) توجیه کرد و یافتن شغل، آموزش و حضور ایمن زنان محجبه را دشوار ساخت.
تضادها در جوامع مسلمان
درون جوامع مسلمان، حجاب هم مشروعیت و پیوند اجتماعی میآورد و هم ساختار پدرسالارانه، فرصت نمایندگی زنان را محدود میکند. زنان بیحجاب نیز ممکن است احساس طردشدگی کنند.
میان مدرنیته و سنت
برخی همسانسازی با فرهنگ آمریکایی را راه پذیرش میدانند و حجاب را مانع میبینند؛ برخی فمینیستهای مسلمان آن را نماد پدرسالاری میدانند. فشارهای بیننسلی در خانوادهها نیز دختران را میان دو هویت قرار میدهد.
انتخاب آگاهانه و حیا
بسیاری از زنان مسلمان حجاب را «انتخاب آگاهانه» و بخشی از هویت خود میدانند؛ برخی آن را مایه توانمندی، غرور یا کنشی ضدامپریالیستی میبینند. آنان بر مفهوم «حیا و وقار» تکیه دارند که برای زن و مرد لازم است.
جنسیت و جمعبندی
زنان محجبه حجاب را عاملی رهاییبخش از نگاه جنسی و شیءشدگی زنان در فرهنگ مدرن میدانند و بر «رعایت تفاوتهای سرشتی زن و مرد» تأکید میکنند. اکنون حدود یک میلیون زن مسلمان در آمریکا زندگی میکنند که ۴۳ درصدشان همیشه یا بیشتر اوقات حجاب دارند.
انتهای پیام/
نظر شما