چرا بعضیها به خودشان اجازه میدهند در جزئیترین مسائل زندگی دیگران سرک بکشند؟
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، چند بار تا به حال از کنجکاویهای بیجا، دخالتها و پرسوجوهای اطرافیان کلافه شدهاید؟ اینکه چرا دیگران به خودشان اجازه میدهند درباره جزئیترین مسائل زندگیتان، از درآمد و خریدها گرفته تا رفتوآمدها، نظر بدهند و سؤال بپرسند. در نگاه اول، همیشه انگشت اتهام به سوی دیگران نشانه میرود که چرا حرمتها را نگه نمیدارند؛ اما اگر پای صحبتهای یک اتاق مشاوره بنشینیم، متوجه میشویم که ریشه این کلافگی گاهی در رفتار ناخودآگاه خود ما پنهان شده است؛ در مرزهایی که ابتدا خودمان از روی آنها عبور کردهایم.
مهسا طالبی، روانشناس و درمانگر، با اشاره به تجربه یکی از مراجعانش که نمونهای عینی از همین خطای ارتباطی است، میگوید:
« مراجعی داشتم که بهشدت از دخالت دیگران در زندگی شخصیاش ناراضی بود. اما در خلال صحبتهایش متوجه شدم که خودش نیز تمایل زیادی به دانستن جزئیات زندگی اطرافیانش دارد؛ مثلاً اینکه عروسشان چطور توانسته آن طلا را بخرد، خواهرش چگونه از پس پرداخت اقساط ماشینش برآمده، یا اینکه چرا برادرش و همسرش تصمیم گرفتهاند بهجای جمعه، در روز دیگری با هم بیرون بروند.
این موضوع من را به یک نکته مهم رساند: تا زمانی که خودمان نپذیرفتهایم که هر فردی، حتی نزدیکترین و عزیزترین افراد زندگیمان، حق دارد زندگی مستقلی داشته باشد، برای خودش تصمیم بگیرد و مرزهای شخصیاش را حفظ کند، نمیتوانیم از دیگران انتظار داشته باشیم که حریم خصوصی ما را رعایت کنند.»
این درمانگر با تأکید بر اینکه شکستن حریم شخصی یک بازی دوطرفه است، ادامه میدهد:
«اگر خودمان این موضوع را رعایت نکنیم، چطور انتظار داریم دیگران به حریم شخصی ما احترام بگذارند؟ وقتی از کسی چند سؤال شخصی میپرسیم، در واقع این پیام را منتقل میکنیم که میتوانیم وارد حریم شخصی او شویم و درباره مسائل زندگیاش سؤال کنیم. بهنوعی، این فضا را ایجاد میکنیم که طرف مقابل هم متقابلاً همین حق را برای خودش قائل شود و از ما سؤالهای شخصی بپرسد.
پس گاهی آنچه در دنیای اطرافمان اتفاق میافتد، به رفتار و عملکرد خودمان برمیگردد. این موضوع را در بسیاری از جنبههای دیگر زندگی هم شبیهسازی کنید؛ سپس به رفتارهای خودتان نگاه کنید و بررسی کنید که در چه موقعیتهایی، خودتان مرزهای دیگران را شکستهاید.»
انتهای پیام/
نظر شما