سوءظن به رزاقیت الهی؛ ریشه بنیادین بخل/ امساک در علم و آبرو مایه ننگ است

نشست تفسیر نهج‌البلاغه با محوریت بررسی حکمت‌های علوی در مدرسه علمیه فاطمه‌الزهرا(س) جنت‌شهر برگزار شد و طی آن حجت‌الاسلام والمسلمین یوسفی با شرح عبارت «البُخْلُ عَارٌ»، بخل را فراتر از امور مالی و شامل امساک در علم و آبرو دانست و تأکید کرد که ریشه این رذیله رفتاری، کم‌ظرفیتی نفس و سوءظن به رزاقیت خداوند است که درمان آن در گرو تقویت توکل، معرفت نفس و گشاده‌دستی محقق می‌شود.

به گزارش پایگاه خبری و رسانه‌ای حوزه‌های علمیه خواهران/فارس، نشست تفسیر نهج‌البلاغه با سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین یوسفی، معاونت حوزه تهذیب برادران، و با حضور جمعی از طلاب و اساتید، در مدرسه علمیه فاطمه‌الزهرا (س) جنت‌شهر، در روز شنبه ۲۵مهرماه، برگزار شد.

حجت‌الاسلام والمسلمین یوسفی در این نشست با محوریت شرح حکمت‌های نهج‌البلاغه، به تبیین حکمت سوم و عبارت شریف «البُخْلُ عَارٌ» پرداخت و اظهار کرد: بخل به معنای امساک و خودداری از رساندن دارایی به دیگران است؛ این دارایی اعم از مال، ثروت، علم، آبرو و حتی حال خوب است. اگر کسی توان علمی داشته باشد اما از یاد دادن به دیگری امتناع ورزد، مصداق بخل علمی است که از دیدگاه امیرالمؤمنین (ع) مایۀ ننگ و دور از شأن مؤمن به شمار می‌رود.

وی با اشاره به آیات ۱۹ تا ۲۱ سوره معارج «إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا...»، بر ضرورت شناخت ریشه‌های رفتاری بخل تاکید کرد و افزود: ریشه رفتاری این رذیله، کم‌ظرفیتی و هلوع بودن طبع بشر است. انسان کم‌ظرفیت در سختی‌ها جزع و فزع می‌کند و در گشایش‌ها از خیررسانی به دیگران ممانعت می‌ورزد؛ چنین رفتاری نظیر رفتار کودکی است که از اشتراک داشته‌هایش با دیگران می‌هراسد و متأسفانه در بزرگسالی نیز در قالب امساک در علم، مال و آبرو تکرار می‌شود.

استاد حوزه علمیه با اشاره به حکمت ۱۲۶ نهج‌البلاغه «عَجِبْتُ لِلْبَخِیلِ یَسْتَعْجِلُ الْفَقْرَ الَّذِی مِنْهُ هَرَبَ...» بیان کرد: بزرگ‌ترین شگفتی در شخصیت بخیل این است که از بیم فقر در آینده، امروز خود را در فقر و تنگنا سپری می‌کند. تدبیر معیشت و پرهیز از اسراف امری پسندیده است، اما امساک ناشی از توهم آینده نامعلوم، زیست فقیرانه را به انسان تحمیل می‌کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین یوسفی در ادامه با اشاره به نامه ۵۳ نهج‌البلاغه (عهدنامه مالک اشتر) ابراز کرد: ریشه بنیادین بخل، سوءظن به پروردگار و ترس واهی از فقر است. حضرت علی (ع) در این عهدنامه، والیان را از مشورت با سه گروه بخیل، ترسو و حریص نهی می‌کنند؛ چرا که نقطه اشتراک هر سه گروه، سوءظن به ذات اقدس الهی و ضعف توکل است. بی‌شک اعتماد به وعده‌های رزاقیت خداوند، مانع از شکل‌گیری این صفات ناپسند خواهد شد.

وی در بخش پایانی بیانات خود با استناد به حکمت ۳۷۸ «الْبُخْلُ جَامِعٌ لِمَسَاوِی الْعُیُوبِ»، به تبیین راهکارهای درمان این رذیله اخلاقی پرداخت و گفت: نخستین گام درمان، ارتقای سطح معرفت است که شامل معرفت به خداوند به عنوان رزاق مطلق، معرفت به ارزش‌های وجودی انسان و نفع‌رسانی به دیگران، و در نهایت شناخت گذرا بودن دنیا می‌شود. همان‌طور که در روایات آمده «طعام قوت جسم و اطعام قوت روح است»، گشاده‌دستی سبب تعالی و تقویت روح انسان شده و بخل را زائل می‌کند.

گفتنی است ادامه سلسله مباحث تفسیر نهج‌البلاغه و سایر راهکارهای درمانی این رذیله اخلاقی، در جلسات آتی این مدرسه علمیه پیگیری خواهد شد.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha