کد مطلب: 148884
۴ مهر ۱۴۰۵، ۱۳:۴۰
بنزین روی آتش لجبازی!

وقتی لجبازی در رابطه بالا می‌گیرد، اصرار بیشتر معمولاً نتیجه معکوس دارد. از باید و دستور گرفته تا نصیحت، مقایسه و پیگیری‌های مداوم، بعضی رفتارهای به‌ظاهر ساده می‌توانند آتش اختلاف را شعله‌ورتر کنند. در این قسمت با مهم‌ترین این تله‌های رفتاری و یک تمرین ساده برای شکستن چرخه لجبازی آشنا می‌شویم.

به گزارش پایگاه خبری و رسانه‌ای حوزه‌های علمیه خواهران، بسیاری از ما وقتی با مخالفت یا یکدندگی همسرمان روبه‌رو می‌شویم، گمان می‌کنیم کلید حل ماجرا در استدلالِ بیشتر، توضیحِ مکرر یا محکم‌تر صحبت کردن است تا طرف مقابل بالاخره کوتاه بیاید. اما واقعیتِ روابط زناشویی درست برعکس این تصور عمل می‌کند؛ هر چقدر فشار بیشتری وارد کنید، مقاومت همسر لجباز بیشتر و سنگرش غیرقابل‌نفوذتر خواهد شد.

برای خروج از این بن‌بست کلامی، پیش از هر چیز باید تله‌های رفتاریِ ناخواسته‌ای را بشناسیم که مثل بنزین روی آتشِ لجبازی عمل می‌کنند.

وقتی منطق تبدیل به جنگ می‌شود

بزرگ‌ترین خطای ما در برخورد با همسر لجباز، اصرار بر منطق در لحظات تنش است. وقتی همسرتان در حالت لجبازی است، بخش منطقی مغزش خاموش شده و بخش دفاعی‌اش فعال است. در این حالت، هرچقدر شما با منطق و دلیل ثابت کنید که حرفتان درست است، او بیشتر حس می‌کند که می‌خواهید او را تحقیر کنید یا به او نشان دهید که نادان است. در واقع، شما دارید با استدلال، به احساس بی‌کفایتی او دامن می‌زنید.

بایدهایی که بازی قدرت می‌سازند

اشتباه دوم، استفاده از جملات دستوری و بایددار است؛ کلماتی مثل «باید این کار رو بکنی»، «وظیفته»، «همینی که هست». در ذهن یک همسر لجباز، این جملات پیامِ سلطه‌گری و حذف استقلال ترجمه می‌شود.

وقتی می‌گویید: «باید همین الان به مادرم زنگ بزنی»، او لجبازی نمی‌کند که با مادر شما صحبت نکند؛ او با «بایدِ» شما می‌جنگد تا ثابت کند هنوز حق انتخاب دارد. برای همین، حتی اگر در دلش هم بداند تماس گرفتن کار درستی است، عمداً طفره می‌رود تا مبادا حس کند مطیع و بازنده شده است.

نصیحت ممنوع!

یکی دیگر از رفتارها، راه انداختن سخنرانی‌های بیست‌دقیقه‌ای و موعظه است. ما فکر می‌کنیم با باز کردن ابعاد مسئله و «توضیحِ از سیر تا پیازِ ماجرا» داریم طرف را آگاه می‌کنیم؛ غافل از اینکه رفتن به موضعِ نصیحت‌گری، ناخودآگاه ما را در جایگاه «والدِ همه‌چیزدان» و همسرمان را در نقش «کودکِ نابلد و خطاکار» قرار می‌دهد. نتیجه این چیدمان روانی مشخص است؛ هر آدم بالغی در برابر حسِ بچه‌فرض‌شدن، گارد تدافعی می‌گیرد و از موضعش یک میلی‌متر هم عقب نمی‌کشد.

خنجر مقایسه؛ بنزین سوپر روی آتش

جملاتی مثل: «ببین شوهرِ فلانی چقدر منطقیه»، «از رفتار زنِ فلانی یاد بگیر»، یا «داداشم هم سن تو بود این‌طور لجبازی نمی‌کرد»، تیر خلاص به مکالمه است. مقایسه، لجبازی رفتاری را تبدیل به یک کینه‌توزی عمیق و پایدار می‌کند.

همسر شما در این نقطه دیگر به سوژه اصلی فکر نمی‌کند؛ او تمام تمرکزش روی دفاع از عزت‌نفس تخریب‌شده‌اش متمرکز می‌شود و برای اینکه ثابت کند حقیرتر از دیگری نیست، محکم‌تر از قبل پایش را در یک کفش می‌کند.

ناظم‌بازی و چک کردن‌های مداوم

«چی شد؟»، «انجام دادی؟»، «پس چرا نشستی؟»، «کِی می‌خوای زنگ بزنی؟»… این پرسش‌های پیاپی، شما را از یک همسر به یک «ناظر و ناظم بالاسر» تبدیل می‌کند.

وقتی این پیام منتقل می‌شود که به توانایی و مسئولیت‌پذیری او اعتماد ندارید، او با «انجام ندادن و تعلل» به عنوان یک سلاحِ سرد برای مقاومت و حفظ خودمختاری‌اش استفاده می‌کند.

چالش آتش‌بس ۲۴ ساعته

برای ۲۴ ساعت، تمام پیگیری‌ها، دستور دادن‌ها، سخنرانی‌های منطقی و جملات مقایسه‌ای را تعطیل کنید. به جای آن، فقط مشاهده کنید که وقتی شما از مواضعِ سخت خود کوتاه می‌آیید، آیا تغییری در رفتار او ایجاد می‌شود؟ هدف از این تمرین این است که بفهمید بدون فشارهای کلامی شما، آیا همسرتان همچنان بر رفتارِ لجوجانه خود اصرار دارد یا آرام‌تر می‌شود؟

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha