گاهی چیزی که اسمش را «عشق» میگذاریم، در واقع صدای زخمهای قدیمی ماست؛ همان زخمهایی که بیخبر از گذشته، دستمان را میگیرند و ما را به سمت آدمهایی میبرند که آشنا به نظر میرسند، اما لزوماً انتخاب سالمی نیستند.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، ما گاهی شریک زندگیمان را دقیقا بر اساس زخمهای کودکیمان انتخاب میکنیم؛ مثلا اگر پدر مغرور و کمتوجهی داشتهایم، ناخودآگاه جذب همین تیپ از افراد میشویم. حالا زهرا گیوی، روانشناس، در بخش دوم این پرونده مهارتی راهکارهایی را برای مچگیری از ناخودآگاه، شکستن این چرخه معیوب و انتخاب یک شریک زندگی سالم ارائه میدهد.
هیجان آتشین روزهای اول لزوما عشق نیست
یکی از نخستین قدمها، تشخیص تفاوت میان عشق واقعی و جذابیت است؛ چراکه هر کشش شدیدی الزاماً نشانه یک انتخاب درست نیست. زهرا گیوی، روانشناس و زوجدرمانگر، با تاکید بر لزوم تفکیک احساسات در روزهای ابتدایی آشنایی میگوید: «برای مقابله با این الگو، چند راهکار وجود دارد. یکی از آنها این است که بین عشق واقعی و جذابیت تفاوت قائل شویم. آن هیجان و کشش دیوانهوار و آتشین در نگاه اول، لزوماً عشق نیست. حتی گاهی میتواند یک هشدار باشد؛ زنگ خطری که میگوید این فرد دقیقاً بلد است چگونه زخمهای قدیمی ما را دوباره فعال کند.»
مچ ناخودآگاهتان را روی کاغذ بگیرید
این کارشناس برای جلوگیری از تکرار اشتباهات، یک تمرین عملی و ساده را پیشنهاد میدهد: «راهکار دیگر این است که در ناخودآگاه خودمان مچ خودمان را بگیریم. برای این کار میتوانیم ویژگیهای منفی و آسیبزای اخلاقی والدینمان را بنویسیم و بعد ویژگیهای فردی را که در مرحله آشنایی با او هستیم یا مدتهاست با او در رابطهایم، بررسی کنیم.»
گیوی درباره نتیجه این مچگیری درونی میافزاید: «باید ببینیم آیا میان این دو، شباهتهایی وجود دارد یا نه. همین بررسی میتواند کمک کند بفهمیم چه چیزی در ناخودآگاه ما را مدام به سمت انتخاب و قطعی کردن این فرد برای ادامه زندگی هل میدهد.»
رابطه عاطفی کلینیک درمان زخمهای کودکی نیست
یکی از بزرگترین اشتباهات در روابط عاطفی، تلاش برای تغییر دادن طرف مقابل است. این روانشناس در این باره توضیح میدهد: «راهکار مهم دیگر، صرفنظر کردن از تلاش برای تغییر دادن آدمهاست. باید این واقعیت را بپذیریم که با انتخاب فردی شبیه پدر یا مادرمان، نمیتوانیم گذشته خود را تغییر دهیم.»
او با تاکید بر اینکه جای درمان آسیبها در رابطه نیست، میگوید: «آسیبهای دوران کودکی باید در جلسات مشاوره و با کمک متخصص حل شوند، نه در یک رابطه جدید. رابطه جدید، محل حل کردن تعارضها و مشکلات شخصی ما نیست.»
با امید به تغییر آدمها وارد رابطه نشوید
گیوی شرط داشتن یک رابطه سالم را واقعبینی میداند و توضیح میدهد: «نباید با این امید وارد یک رابطه شویم که میتوانیم طرف مقابل را تغییر دهیم. معیار انتخاب ما باید وضعیت فعلی آن فرد باشد، نه تصویری که امیدواریم در آینده از او بسازیم. وقتی این نکته را بپذیریم، امکان داشتن یک رابطه سالم و واقعی بیشتر میشود.»
مغزتان را به آرامش و آدمهای سالم عادت دهید
اما شاید یکی از سختترین بخشهای این مسیر، پذیرفتن این واقعیت باشد که رابطه سالم همیشه قرار نیست همان هیجان شدیدی را ایجاد کند که ذهن ما به آن عادت کرده است. گاهی فرد سالم، دقیقاً به این دلیل که تنش، کشمکش و درامهای آشنای گذشته را تکرار نمیکند، در نگاه اول چندان هیجانانگیز به نظر نمیرسد.
گیوی در پایان بر ضرورت عادت دادن ذهن به این آرامش تأکید میکند و میگوید: «از طرف دیگر، باید به مغزمان آرامش را عادت بدهیم. آدمهای سالم ممکن است در ابتدا کمی، به قول امروزیها، خستهکننده به نظر برسند؛ چون تنشها و درامهای رفتاریای را که در خانواده تجربه کردهایم، با خودشان ندارند. اما باید به ذهنمان یاد بدهیم که امنیت روانی، ارزشمندتر از آن هیجانات سمی و موقتی است که ممکن است به آنها عادت کرده باشیم.»
انتهای پیام/
نظر شما