معاون پژوهش مؤسسه آموزش عالی حوزوی حضرت عبدالعظیم(علیه السلام ) در یادداشتی بهمناسبت هفدهم ربیعالاول، میلاد رسول مهربانیها به حضور زن در قاب نگاه پیامبر رحمت پرداخته است.
بهگزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران/تهران، متن یادداشت خانم خدیجه حامدی
معاون پژوهش مؤسسه آموزش عالی حوزوی حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) بهشرح زیر است:
در امتداد تاریخ پر از زخم و هیاهوی بشر، زمانههایی بوده که سیاهی تعصب و سرمای جهل، لطیفترین جلوههای جان آدمی را در خود میبلعید. در سرزمینی سوزان که تنها قامت شمشیر و غرور خشن مردانه ارجوقرب داشت، وجود لطیف زن در خاموشترین و بیدفاعترین گوشه هستی رها شده بود؛ موجودی که نه تنها از شوق انتخاب و اراده سهمی نداشت، بلکه شکفتن و نفس کشیدنش را لکهای بر پیشانی میانگاشتند و تپشهای معصومانهاش را در دل سرد خاک مدفون میساختند.
درست در قلب همین بیابان عاری از عاطفه، مردی با قلبی به پهنای رحمت بیپایان الهی پا به جهان گذاشت؛ رسولی که جلوه روشن «رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ» بود و آمد تا دست نوازش و امان بر روح خسته و غارتشده زن بکشد.
او نیامد تا از سر دلسوزی گذرا یا نگاهی ترحمآمیز به زن بنگرد؛ او آمد تا با عقلانیتی شکوهمند و عشقی زلال و ابدی، نشان دهد زن قلب تپنده هستی، آغوش آرامشبخش خدا بر زمین و مظهر حیات و عاشقانگی است. این مانیفست پر از نور و حیا، پیش از هر چیز در رفتار خود او بالید؛ در احترامی سرشار از ارادت به همسرانش و در آن شور بیپایان پدریاش که تمامقد پیش پای فاطمهاش میایستاد و بر دستهای دخترش عاشقانه بوسه میزد تا جهان بداند زن، قبلهگاه تکریم و لطافت است.
زیباترین و عارفانهترین پرده از این نگاه قدسی آنجا گشوده میشود که پیامبر مهربانی، سرشت زن را در کنار پاکترین رازونیازهای بندگی مینشاند. در روزگاری که زن را تا حد یک ابزار یا موجودی فرودست تنزل داده بودند، او با بیانی روشنگر اعلام کرد که تنها بزرگمنشان و اهل کرامتاند که مقام والای زن را پاس میدارند و تنها فرومایگان و فرودستان بیبهره از فضیلتاند که به تحقیر و ستم بر زنان دست میگشایند و پیوسته نجوا میکرد که سرآمد شما در ایمان و انسانیت، کسی است که برای اهل خانه و همسرش پرمهرترین باشد و خود مهربانترین مردان برای خانوادهاش بود.
اما اوج این منظومه عاطفی و دلسوزانه، در نگاه پر از شوق او به دختران جلوهگر شد؛ مرهمی زلال بر بغضهای فروخوردهای که قرنها بر سینه زنان سنگینی میکرد. پیامبر در محیطی که از مژده دختر، چهرهها تیره و عبوس میشد، با اشتیاقی پدرانه مژده داد که هر کس دختری را با آغوش باز پذیرا شود، وجودش را گرامی بدارد و ذرهای او را از پسران فروتر نبیند، بهشت بیگمان سراپرده او خواهد بود.
این نگاه، صرفاً کلامی دلگرمکننده نبود، بلکه در ریزترین لحظههای زندگی جاری میشد؛ چنانکه سفارش میفرمود هرگاه پدری از در خانه درمیآید و تحفهای به دست دارد، نخست آن را به دست دخترش بسپارد؛ چرا که شادمان ساختن دل دختر و نشاندن گل لبخند بر سیمای معصوم او، همسنگ اشک ریختن از سر خشوع و شوق در خلوت با خدا، روح آدمی را جلا میدهد و به قرب حق میرساند. او با این شیوه، روح پژمرده دختران را زنده ساخت تا با احساس امنیت، نازدانگی و تشخصی بیپایان قد بکشند.
رسول خدا با حکمتی عمیق و شناختی بیبدیل از فطرت و روانشناسی لطیف زن، جامعه را زنهار میداد که نباید با تحمیل بارهای سنگین و رفتارهای زمخت، روح شکننده و ظریف زن را در هم شکست. او با تمثیلی پر از راز و حکمت، یادآور میشد که طبع لطیف زن، محتاج همزبانی، درک عمیق و مداراست و هر گونه تلاش آمرانه، تحکمی و خشن برای قالبزدن روح او، به شکستن این حریم بلورین و خاموشی چراغ محبت در خانه میانجامد.
از منظر پیامبر، رها کردن نیازهای عاطفی و روحی خانواده و کوتاهی در مهرورزی و مراقبت، جفایی آشکار به انسانیت است. در این بینش ناب، زن و مرد دو همسفرند که در سایه سپاسگزاری در خوشیها و صبوری در تندبادها، کلبه زندگی را به بهشتی آرام بدل میسازند؛ نعمتی بیمانند و آرامشبخش که پیامبر آن را زیباترین دستاورد زندگی پس از گوهر ایمان نامید.
دغدغه و سفارشهای رسول خدا به پاسداری از قلب زن تا بدانجا بود که حتی بر زبان آوردن کمترین کلمه آزاردهنده یا کلامی حاکی از دلخوری («اُف») را به همسر روا نمیدانست و تأکید میکرد که زنان، همراهان دلسوز زندگی و امانتهای پاک پروردگارند که باید جان و روانشان را تنها با محبت، واژههای شیرین، گذشت و بخشش تسخیر کرد، نه با تلخرویی، تنگنظری یا ستم در حقوق و داراییهایشان، چه صحنهای تکاندهندهتر و پر از حیات از آن لحظه که مردی با دلی پر از حسرت و چهرهای گرفته از تولد فرزند دخترش به نزد پیامبر آمد؛ رسول رحمت با نگاهی که سراسر آرامش و شوق بود به چشمان نگران او نگریست و فرمود: زمین گاهواره و تکیهگاه اوست، آسمان چتر امن او و خداوند بخشاینده روزیاش؛ او گلی خوشبو، نجیب و ریحانهای بهشتی است که با خود عطر زندگی و برکت را به خانهات هدیه آورده است.
در حریم امن خانه نیز، زندگی پیامبر تابلویی باشکوه از شکیبایی، مهربانی و درک متقابل بود. او با همسرانش همواره با زبانی نرم، بااحترام و چشمانی لبریز از تکریم رفتار میکرد. در برابر گلهمندیها، خستگیها، تندخلقیهای روزمره و حتی لغزشهایی بزرگ چون افشای رازهای خلوت، هیچگاه چهره در هم نکشید، فریاد نزد و دست به هیچ رفتار تند یا خشونتآمیزی نگشود، حتی آن هنگام که برخی از همسران در پی آسایش مادی زبان به شکوه گشودند و زیست زاهدانه را تاب نیاوردند، پیامبر نه با قهر و تندی، بلکه با صبوری و بزرگواری، مانع از برخورد سرزنشآمیز دیگران شد و با کمال کرامت، حق انتخاب آزادانه را پیش روی آنان نهاد تا میان همراهی در این مسیر معنوی یا جدایی محترمانه و همراه با ادای بیکموکاست حقوقشان، خود تصمیم بگیرند. این رفتار خردمندانه نشان داد که از منظر پیامبر، پیوند قلبی با زن هرگز بر بستر اجبار، منت، تحقیر یا تهدید بنا نمیشود.
امروز، بازخوانی این منشور عاشقانه، عاقلانه و عاطفی، ضرورتی حیاتی برای بازسازی جامعه، رسانهها و خانوادههای ماست. از سیره پر از مهر نبوی، اصولی بنیادین به دست میآید که میتواند جان تازهای به روابط انسانی و جایگاه زنان ببخشد:
نخست آنکه کرامت و حرمت ذاتی زن باید سرلوحه تمام نگاهها و مناسبات باشد؛ زن نه وسیلهای برای مقاصد مادی و نه کالا و ابزاری در مناسبات جامعه، بلکه انسانی باهویت، مستقل و مظهر قدسی آرامش است که باید شأن و احساسش همواره پاس داشته شود.
دوم، حاکمیت زبان مهر، درک و اقناع بهجای تحکم و رفتارهای آمرانه است؛ پیامبر نشان داد که هیچ گرهای در جان و جهان زن با تندی و خشونت گشوده نمیشود، بلکه تنها زبان نوازش، حرمتگذاری و مداراست که میتواند امنیت روانی و آرامش قلبی او را شکوفا سازد.
سوم، به رسمیت شناختن ظرافتهای وجودی زن و پرهیز از تحمیل تکالیف خشن و فرساینده است؛ جامعه و خانواده باید چنان بستری فراهم آورند که روحیه لطیف و ریحانهگون زن زیر بار فشارهای بیتناسب پژمرده نشود و در نهایت، اشباع عاطفی و تکریم بیدریغ دختران است؛ چرا که دختری که امروز در سایه نگاه پرمهر، امنیت روانی و احساس ارزشمندی رشد کند، فردا مادری باوقار، الهامبخش و بنیانگذار جامعهای سرشار از عشق، آرامش و روشنایی خواهد بود.
انتهای پیام/
نظر شما