چرخه بی‌پایان قول‌ها و رفتارهای روی مخ؛ چرا همسرم تغییر نمی‌کند؟

چرا هرچه می‌گویم فایده‌ای ندارد و باز هم کار خودش را می‌کند؟»؛ این شاید کلافه‌کننده‌ترین سوالی باشد که همسران بعد از هر بار تکرار یک رفتار آزاردهنده از خود می‌پرسند، اما دلیل این چرخه معیوب چیست و چطور باید آن را متوقف کرد؟

به گزارش پایگاه خبری و رسانه‌ای حوزه‌های علمیه خواهران، بارها پیش آمده که از رفتار خاصی در همسرمان کلافه شده‌ایم، سر آن بحث کرده‌ایم، او هم در لحظه پذیرفته و قول تغییر داده است؛ اما چند روز یا چند هفته بعد، روز از نو و روزی از نو! دوباره همان رفتار آزاردهنده تکرار می‌شود و این حس تلخ سراغمان می‌آید که لابد من برایش آدم مهمی نیستم که حرفم تاثیری ندارد. اما چرا این چرخه معیوب متوقف نمی‌شود؟ زهرا گیوی، روان‌شناس و زوج‌درمانگر، با واکاوی این دغدغه همیشگی، به ما نشان می‌دهد که برخلاف تصوراتمان، این ماجرا اصلاً یک بی‌توجهی ساده نیست. او پرده از دلایل روان‌شناختی پنهانی برمی‌دارد که جعبه‌سیاه این رفتارهای تکراری و آزاردهنده هستند.

عادت‌هایی که به این سادگی‌ها محو نمی‌شوند

واقعیت این است که برخی رفتارها در تار و پود سیستم عصبی فرد رخنه کرده‌اند و قول دادن برای تغییر سریع، بیشتر شبیه یک مسکن موقت است. این کارشناس در توضیح این پدیده می‌گوید: ممکن است همسرتان اصلا نیت بدی نداشته باشد، اما چون این رفتار که اصطلاحا رفتار روی مخی است، در سیستم عصبی آن تثبیت شده، وقتی به او می‌گوییم از فلان رفتارت ناراحت شدم، در لحظه می‌پذیرد برای اینکه آن تنش کاهش پیدا کند. اما بعد از یک یا دو ماه دوباره آن رفتار تکرار می‌شود؛ یعنی بر اثر گذر زمان تنش اولیه کاهش پیدا کرده ولی رفتار آن شخص دوباره به حالت قبلی برگشته است.»

چشم‌های لحظه‌ای دردسرساز

یکی دیگر از تله‌هایی که زوج‌ها در آن می‌افتند، دل خوش کردن به چشم گفتن‌های لحظه‌ای برای فرار از موقعیت متشنج است. زهرا گیوی می‌گوید: «مورد دوم پذیرش کلامی بدون تغییر رفتاری است. یعنی یکی از زوجین می‌گوید چشم، من متوجه شدم و حق با تو است؛ اما این فقط در کلام اتفاق می‌افتد و در رفتار چیزی نمی‌بینیم. وقتی در رفتار چیزی نبینیم آن درک عمیق و تغییر پایدار رقم نمی‌خورد. آن شخص برای اینکه فضای رابطه را آرام کند یا ختم دعوا را اعلام کند موافقت می‌کند، اما چون تغییر رفتاری صورت نگرفته و درونی نشده است، این الگو دوباره تکرار می‌شود.»

وقتی در لحظات حساس قول‌ها خود به خو فراموش می‌شوند

زندگی پر از فشارهای کاری، مالی و استرس‌های روزمره است که ظرفیت روانی انسان را پر می‌کند. در این شلوغی ذهن، گاهی افراد مهارت کافی برای نظارت بر رفتارهای خودشان را ندارند.این زوج درمانگر در رابطه با عامل بعدی تکرار این رفتارها می‌گوید: «مسئله بعدی ضعف در مهارت‌هایی است که شخص می‌تواند داشته باشد؛ مثل ضعف در خودنظارتی. بعضی آدم‌ها نمی‌توانند رفتار خودشان را به‌خوبی بررسی، چک و اصلاح کنند. واقعا می‌دانند نباید آن رفتار را تکرار کنند اما در عمل یادشان می‌رود، یا در موقعیت واقعی کنترل ضعیفی روی رفتارشان دارند. یا اصلا تحت فشارهای کاری، مالی و خانوادگی قرار می‌گیرند و انگار تمام آن توافقات تحت تاثیر فشار از بین می‌رود.»

وقتی قهرها دیگر جواب نمی‌دهند

تکرار بی‌نتیجه قهر و آشتی، فقط قبح رفتارهای آزاردهنده را می‌شکند. وقتی همسرتان بداند نهایت کار یک قهر کوتاه است، دیگر انگیزه‌ای برای تغییر ندارد. این مشاور خانواده در این باره می‌گوید: «کاهش حساسیت نسبت به پیامدها عامل دیگری برای این تکرار است. اگر بعد از هر تکرار رفتاری، دعوا و قهر اتفاق بیفتد ولی یک پیامد روشن، شفاف و ثابتی وجود نداشته باشد، فرد به‌تدریج حساسیت خودش را از دست می‌دهد. یعنی ما با این قهر و آشتی مداوم بدون تغییر رفتاری، ناخواسته آن رفتار ناپسند را تقویت می‌کنیم. مثلا وقتی من به همسرم مدام می‌گویم چرا جورابت را مچاله می‌کنی و گوشه خانه می‌اندازی. دعوا می‌شود، قهر می‌شود و آشتی می‌کنند اما هیچ نتیجه مثبتی ندارد. شخص می‌گوید من کار خودم را می‌کنم، در نهایت یک نصف روز با هم قهر هستیم و بعد هم آشتی می‌کنیم.»

دعواهایی که فقط صورت‌مسئله را پاک می‌کنند

بسیاری از گفتگوهای ما در زمان دعوا، فقط برای خالی کردن خشم است و به هیچ راه‌حل عملی ختم نمی‌شود. ما حرف‌هایمان را می‌زنیم و فکر می‌کنیم چون آرام شده‌ایم پس مشکل حل شده است، در حالی که ریشه سر جای خود باقی است. گیوی این حالت را چنین توصیف می‌کند: «یک مورد دیگر تعارض حل‌شده‌ی حل‌نشده است. اگر گفتگو فقط باعث تخلیه هیجانی شود و قرارداد رفتاری مشخصی نداشته باشیم، مسئله حل نمی‌شود. زوجین دعوا را تمام می‌کنند اما ریشه آن رفتار آسیب‌زا حل‌نشده باقی می‌ماند.»

تا اینجای کار متوجه شدیم که تکرار رفتارهای آزاردهنده همسرمان، همیشه از روی لجبازی یا بی‌توجهی به ما نیست؛ بلکه دلایل روانی و عصبی پنهانی دارد که گاهی خود فرد هم در کنترل آن‌ها ناتوان است. دانستن همین واقعیت به‌تنهایی می‌تواند نیمی از آتش خشم ما را در زمان بروز اختلافات خاموش کند.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha