مدیر حوزههای علمیه خواهران کشور در گفتوگویی با شبکه استانی سبلان، با تبیین مفهوم «عرفان حماسی»، مقاومت را برآمده از پیوند عمیق میان ایمان، بصیرت، اراده و مسئولیت اجتماعی دانست و بر ضرورت صیانت از فکر و تمسک به توحید در مواجهه با نظام سلطه تأکید کرد.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، حجتالاسلام والمسلمین علیزاده، مدیر حوزههای علمیه خواهران کشور در گفتگوی با شبکه استانی سبلان، استان اردبیل، حضور یافت.
مجری:
این شبها در تصاویر رسانهای و تجمعاتی که فرصت حضور در آنها فراهم شده، شاهدیم ملت ما مفاهیم بسیار بدیعی را به مردم جهان ارائه میدهد؛ مفاهیمی که در این قابها کاملاً گویاست. ما در تاریخ اسلام، اوج این سنخ مفاهیم معنوی و مفهوم مقاومت را در واقعه کربلا دیدهایم؛ آنجا که حضرت سیدالشهدا (علیهالسلام) به همراه اعضای خانواده، برادران، خواهران، فرزندان و یاران نزدیک خویش، تصویری بیبدیل از ایستادگی در برابر دشمنی خونریز و شیطانصفت و در عین حال، دفاع از معنویت و حدود الهی را به نمایش گذاشتند. اکنون این منظره را علاوه بر نحوه شهادت رهبر شهیدمان، در ابعادی جهانی شاهدیم که در آن از جوانان تا سالخوردگان، همگی در میدان حاضرند. اگر مصلحت میدانید، گفتگو را با این مقدمه آغاز بفرمایید تا در ادامه، پرسشهای بعدی را تقدیم کنم.
حجتالاسلام والمسلمین علیزاده:
بسیار سپاسگزارم از طلیعه مناسبی که برای آغاز این بحث ارائه فرمودید. ما با حقیقتی بلند، غنی و زیبا مواجهیم که در تفکر و تاریخ تشیع، والاترین تجلی خود را به جهانیان نشان داده است؛ و آن، «معنویت حماسی» یا همان «عرفان حماسی» است.
عرفان حماسی، رویکردی ویژه در معنویت توحیدی است که میان مهر به حق سبحانه و تعالی و عشق الهی، از یکسو، و احساس تعهد و مسئولیت نسبت به خلق، سرنوشت مردم و مسیر امت، از سوی دیگر، پیوند برقرار میکند. این رویکرد، هر دو ساحت را همزمان در نظر میگیرد و هرگز یکی را فدای دیگری نمیسازد و از هیچیک عدول نمیکند. این پاکبازی و عشقورزی مجاهدانه چنان به اوج تعالی و زیبایی میرسد که سالک الیالله تمام هستی، داراییها و تعلقات محبوب خویش، از همسر و فرزند گرفته تا مال و متاع دنیوی، را در راه حضرت محبوب بذل میکند.
این معنویت پاکبازانه و باشکوه، والاترین جلوه فداکاری و ایثار را به نمایش میگذارد. در حقیقت، عمل ایثارگرانه، مهر تأیید بر همه ادعاهای عاشقانه است؛ بدین معنا که عاشق، نه گزافه میگوید و نه ادعایی توخالی درباره همراهی با محبوب دارد، بلکه با نثار تمام وجود خویش در مقام عمل، صدق دعاوی خود را اثبات میکند.
عالیترین جلوه این حقیقت در تاریخ بشریت، در صحنه کربلا متجلی شده است. بر اساس روایتِ «کُلُّنا سُفُنُ النَّجاةِ، وَلٰکِنْ سَفینَةُ جَدّی الحُسَیْنُ أَوْسَعُ، وَفی لُجَجِ البِحارِ أَسْرَعُ»، حضرت اباعبدالله الحسین(علیهالسلام) کشتی نجات و چراغ فروزان هدایت است. هرچند همه حضرات معصومین کشتی نجاتاند، اما حضرت اباعبدالله نزد حقتعالی منزلتی ویژه دارد؛ به گونهای که کشتی او انسان را سریعتر به ملکوت میرساند، ظرفیت بیشتری دارد و پناهگاه همگان است. این ویژگی به سبب جایگاه والای ایشان در پیشگاه خداوند است.
همچنین برادر مجاهد و پاکباز ایشان، حضرت ابوالفضل العباس(علیهالسلام)، قمر منیر بنیهاشم، که در محضر حضرت سیدالشهدا درس ایثار و وفاداری آموخته بود، در اوج ادب تا واپسین لحظات در کنار شریعه فرات پایمردی کرد و به خود روا نداشت برادر خویش را جز با عنوان «مولا» خطاب کند. این منظومه منسجم و شکوهمند از فداکاری و محبت الهی، در تاریخ بشریت بینظیر است.
مجری:
عبارتی که استفاده فرمودید، یعنی «عرفان حماسی»، مفهومی بسیار بدیع است. البته بنده در محضر شما درس پس میدهم؛ اما مستحضرید که در تعریف ساده عرفان میگویند عرفان، برجستهکردن زیباییهای دین است. از سوی دیگر، حماسه در باور عامه و در نگاه نخست، ممکن است پدیدهای مصیبتبار و هولناک به نظر برسد؛ اما شما اشاره میکنید که عرفان حماسی، دنیا را به حیرت فرو میبرد، همانگونه که حضرت زینب(سلاماللهعلیها) فرمودند: «ما رَأَیْتُ إلّا جَمیلاً»؛ یعنی جز زیبایی چیزی ندیدم. بدیهی است کسانی که این معانی، مفاهیم و عمق معنویت را درک نکنند، متوجه نمیشوند که چگونه در صحنه کربلا، با وجود خون، مصیبت، جنگ، ستیز و تقابل نابرابر، زیباییای دیده شد که آن بانو فرمود: «ما رَأَیْتُ إلّا جَمیلاً».
مدیر حوزههای علمیه خواهران کشور:
دقیقاً همینطور است. ما در مکتب امام خمینی کبیر (رضواناللهتعالیعلیه) با دستگاه عرفانی جدیدی آشنا شدیم. در واقع، تجلی اجتماعی و تاریخی این عرفان حماسی، همان حقیقتی است که امام (ره) درباره آن فرمودند: «ما به حال این رزمندگان غبطه میخوریم»؛ مجاهدانی که به تعبیر روایات، در قهقهه مستانهشان «أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون» گشته و ره صدساله سلوک را یکشبه، در شبهای عملیات طی کردند. این نوجوانان و جوانان وقتی میخواستند با رمز مقدس «یا زهرا (س)» به خط مقدم بروند، آیین حنابندان به پا میکردند؛ حضوری عاشقانه و شجاعانه، همچون حضرت قاسمبنالحسن (علیهماالسلام).
مجری:
بسیار سپاسگزارم. پس از این طلیعه زیبا و با توجه به تمرکز بحث ما بر محور «عرفان حماسی»، مایلم به کلام شیوا و زیبای رهبر معظم انقلاب اشاره کنم که مصداق روشنی از نفوذ معنوی پیام انقلاب اسلامی در اقصینقاط جهان، بهویژه پس از مجاهدت و شهادت حضرت امام شهیدمان است. این شعر معروف آذری از مرحوم تاجالشعرا یحیوی که در محضر رهبر انقلاب قرائت شد، تصویری دقیق از همان عرفان حماسی است. میخواهم خواهش کنم از این منظر بحث را ادامه دهید؛ این ایستادگیها همگی حاصل همان بعثت و هدایتی است که رهبری معظم بر آن تأکید دارند. نظر شما چیست؟
حجتالاسلام والمسلمین علیزاده:
باید بدون هیچگونه اغراقی تصریح کنیم که امروز ملت و کشور ما در یک «پیچ تند تاریخی» قرار گرفته است؛ مقابله با رأس نظام سلطه و امپریالیسم جهانی چیزی است که بسیاری از کشورهای بزرگ دنیا، با وجود دارا بودن صنایع پیشرفته، تسلیحات نظامی آنچنانی و اقتصادهای بزرگ، حتی در خواب هم نمیبینند و به مخیلهشان خطور نمیکند که در برابر نظام سلطه و شیطان بزرگ بایستند؛ یا در مقابل رژیم سفاک، کودککش و ددمنشی که به هیچیک از مرزهای شرافت انسانی پایبند نیست و از قدرت اتمی نیز برخوردار است، ایستادگی کنند. این ملتِ نستوه ایران است که در این پیچ تاریخی با صلابت ایستاده و سرود مقاومت سر میدهد.
اما همواره گفتهاند که «استمرار یک مسیر، از آغاز کردن آن دشوارتر است». از اینرو، اگر بخواهیم به منطق مقاومت وفادار بمانیم و در این راه با صلابت پولادین ــ به تعبیر قرآن کریم، چونان «زُبَرَ الْحَدِیدِ» ــ صف در صف و دوشادوش یکدیگر بایستیم، باید اقتضائات این مسیر را بهدرستی بشناسیم.
بنده این اقتضائات را در سه لایه تبیین میکنم: لایه فردی، لایه خانوادگی و لایه ملی.
در لایه فردی، دو سازه بنیادین برای شکلگیری شخصیت مقاوم انسان وجود دارد:
۱. سازه اندیشه و تفکر
۲. سازه اراده و انگیزه
این دو، همچون دو بال، به انسان قدرت تصمیمگیری درست و اقدام بههنگام میبخشند و در فقدان هر یک از آنها، امکان پرواز و تعالی فراهم نخواهد شد.
در حوزه تفکر، نکته بسیار حیاتی این است که هر فرد باید بهشدت مراقب منابع تغذیه فکری و رژیم مصرف رسانهای خود باشد. دشمن غدار ما امروزه در لایهای بسیار پیچیدهتر به نام جنگ نرم فعالیت میکند. آنها با حربههای دقیق و حسابشدهای که سالها در آکادمیهایشان طراحی کرده و در صنایع فرهنگی روی آن سرمایهگذاری سنگین انجام دادهاند، به دنبال ایجاد یک کودتای فکری در ذهن ملتها هستند.
باید بدانیم اطلاعات را از کجا دریافت میکنیم و خط تحلیلی ما از چه منبعی تغذیه میشود. اگر در این لایه هوشیار نباشیم، دشمن بدون نیاز به یارگیری مستقیم، بذر شبهه را در ذهن ما میکارد؛ با جوانهزدن شبهه و ایجاد تردید، پای اراده سست میشود و فکر مشوش دیگر توان ایستادگی بر عقیده را نخواهد داشت. ازاینرو، نظارت بر ورودیهای ذهنی و مدیریت مصرف فرهنگی، بهویژه از سوی بزرگترها نسبت به نسل جوان و نوجوان، یک وظیفه هدایتی و تربیتی جدی است.
بعد دوم، بحث انگیزش و اراده است. بسیار پیش میآید که انسان حقیقتی را میداند، اما عزمِ خواستن یا توانِ اقدام را ندارد. برای شکستن این بنبست و تبدیل دانایی به عزم، تصمیم و اقدام شجاعانه، انسان نیاز به یک «پشتیبان و دلگرمی محکم» دارد. همانگونه که در زندگی مادی، وقتی پدری به فرزندش میگوید: «برو جلو که من پشت سرت هستم»، فرزند با تکیه بر این حمایت محکم، خود را به آب و آتش میزند.
در مکتب توحید افعالی و عملی، ائمه هدی (علیهمالسلام) به ما آموختهاند که دائم ذکر شریف «لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ» را بر زبان و دل جاری کنیم؛ بدانیم که اگر خدا نخواهد، هیچ ذرهای در جهان هستی جابهجا نمیشود و هیچ ارادهای تحقق نمییابد: «وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ»
این حقیقت در یکی از زیباترین بخشهای قرآن کریم، یعنی «آیتالکرسی»، متجلی است که بر مداومت در تلاوت آن سفارش بسیار شده است. در این آیه شریفه میخوانیم: «فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدْ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَی». در ظلمتکده و چاه این دنیا، که به فرموده معصوم «الدُّنْیا سِجْنُ الْمُؤْمِنِ» (دنیا زندان مؤمن است)، هر کس با تمسک به این ریسمان محکم الهی و مؤمنانه زیستن قدم بردارد، پس از ارتحال از این سرای مادی، به روح و ریحان و بهشت زیبای آخرت واصل میشود و حقیقت واقعی حیات را درک خواهد کرد؛ چرا که قرآن میفرماید: «وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ».
نصّ شریف قرآن کریم به ما میآموزد که اگر انسان بخواهد از چاه و ظلمتکده دنیا به بلندای ملکوت پر بکشد، به ریسمانی محکم و ناگسستنی نیاز دارد؛ ریسمانی که جلوهای بینظیر از هدایت الهی است. اگر ما میخواهیم به باغ ملکوت راه یابیم و به جایگاهی شایسته گوهر انسانیت نائل شویم، راهی جز چنگ زدن به این ریسمان الهی نداریم. هر کس سودای تعالی و عروج دارد، مسیرش از همینجا میگذرد.
اما این ریسمان استوار الهی چیست؟ قرآن کریم ابعاد و حقیقت آن را بهروشنی برای ما بیان کرده است. تمسک به این ریسمان الهی بر دو پایه بنیادین استوار است که نخستین آن، ایستادگی آگاهانه و قاطع در برابر طاغوت است.
در اینجا باید از خود بپرسیم که تفسیر ما از اسلام چیست؟ تفسیر ما از دین نباید ناقص، کاریکاتوری و کجومعوج باشد؛ بلکه باید از متن وحی الهی سرچشمه بگیرد. حقیقت این ریسمان الهی، دو بُعد اساسی دارد: بُعد نخست، «کفر به طاغوت» است. ما باید در برابر طواغیت زمانه بایستیم. طاغوت، هر نیروی اهریمنی است که در برابر مشیت حق و فرامین الهی طغیان کرده باشد. از فرعون تا ابلیس و هر کسی که در برابر کلام حق و مسیر عدالت قیام کند، مصداق طاغوت است؛ و کفر به طاغوت، در گام نخست، بهمعنای جهاد و نبرد با آنان است.
پس از نفی الهههای دیگر، انسان به مرحلهٔ «یُؤْمِنُ بِاللَّهِ» میرسد؛ یعنی به باوری عمیق نسبت به خداوند سبحان و تعالی، و این همان توحید افعالی است. آیا تنها لقلقهٔ زبان و گفتن «أشهد أن لا إله إلا الله» کافی است؟ خیر؛ توحید افعالی یعنی شهود عمیق حقیقت «لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» و فهم آیهٔ شریفهٔ «وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَکِنَّ اللَّهَ رَمَی».
برای جمعبندی این بخش، باید اشاره کنم که در گام نخست، دروازهبانیِ فکر و اندیشه و تأمل در منابع تغذیهکننده ذهن ضرورت دارد. ائمه هدی (علیهمالسلام) همواره هشدار دادهاند که مراقب باشید علم و اندیشه خود را از چه کسی دریافت میکنید. پس از این دروازهبانی و مراقبت ذهنی ــ که مستلزم برخورداری از تفکر انتقادی و سواد رسانهای بالاست ــ گام دوم، گره خوردن دل به حضرت محبوب است. اگر انسان به این باور برسد که خداوند منبع لایزال قدرت است و وعدهای تخلفناپذیر داده است که: «إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا»، آنگاه، وقتی انسان دانست که حقتعالی هم میخواهد و هم میتواند از بندگانش دستگیری کند، زنجیره «دانستن، خواستن و توانستن» تکمیل میشود. بنابراین، سازههای مقاومت در چارچوب شخصیت انسانی زمانی شکل میگیرند که انسان هم مراقب حریم تفکر خود باشد و هم دل به دلدار بسپارد و ایمانی راستین به منبع بیانتهای قدرت الهی داشته باشد.
انتهای پیام/
نظر شما