مسئله‌محوری در پژوهش‌های حوزوی؛ بازخوانی یک حق فراموش‌شده در فقه

پژوهشگر برتر دوره تخصصی «فنون و مهارت‌های پژوهشی» گفت: در پژوهشم با عنوان «بازخوانی حق مالی زن در دوران بارداری»، تلاش کردم با رویکردی مسئله‌محور، یکی از حقوق فراموش‌شده‌ی فقه خانواده را احیا کنم؛ حقی که در نظام‌های حقوقی معاصر نیاز به بازتعریف دارد.

به گزارش پایگاه خبری و رسانه‌ای حوزه‌های علمیه خواهران، دوره تخصصی «فنون و مهارت‌های پژوهشی» با هدف توانمندسازی پژوهشگران رتبه الف و ب، در آبان‌ماه ۱۴۰۴ در شهر مشهد مقدس برگزار شد. محور اصلی این دوره پژوهشی ـ مهارتی، ارتقای توانمندی‌ها در زمینه مسئله‌یابی علمی و نگارش مقالات بر اساس ساختارهای استاندارد و آکادمیک بود.

در مرحله نهایی این دوره و پس از ارزیابی دقیق مقالات ارائه‌شده، خانم عبدالله پور در گروه فقه و اصول به عنوان پژوهشگر برتر برگزیده شد. لازم به ذکر است که سایر شرکت‌کنندگان نیز در مراحل تکمیلی تدوین و آماده‌سازی مقالات خود جهت انتشار قرار دارند.

شایان ذکر است که انتخاب شرکت‌کنندگان در این دوره از طریق سامانه «نجم» انجام شده است. بر اساس ضوابط موجود، پژوهشگران جهت بهره‌مندی از دوره‌های توانمندسازی، موظف به به‌روزرسانی پروفایل علمی خود در سامانه مذکور می‌باشند.

در ادامه گفت‌وگویی با خانم عبدالله پور پژوهشگر برتر دوره تخصصی «فنون و مهارت‌های پژوهشی» داشته‌ایم:

خانم عبدالله پور، استاد حوزه، دانشگاه و پژوهشگر برتر دوره آموزش فنون و مهارت‌های پژوهشی، در پاسخ به این پرسش که «مسئله پژوهش شما چه بود و چه عواملی شما را به انتخاب این موضوع ترغیب کرد؟»، گفت: مسئله دقیق پژوهش، مغفول‌ماندن یک حق مالی اساسی برای زنان در فقه و حقوق سنتی است: استحقاق یا عدم استحقاق زن برای دریافت اجرت‌المثل ایام بارداری. در حالی که قانون و فقه برای کار در منزل یا شیردادن ـ با شرط عدم تبرع ـ اجرت قائل شده‌اند، بارداری با وجود تحمل سنگین‌ترین مشقت‌های جسمی، روحی و خطرات جانی، همواره به‌مثابه وظیفه‌ای طبیعی و عاطفی تلقی شده و از هرگونه جبران مالی محروم مانده است.

وی افزود: آنچه مرا به این مسئله سوق داد، مشاهده خلأ نظری و عملی در این حوزه بود؛ به‌گونه‌ای که حتی استفتائات مراجع معاصر نیز عمدتاً با سکوت یا نفی این استحقاق همراه است، بدون آنکه پشتوانه نص یا اجماعی بر آن وجود داشته باشد. اهمیت این موضوع برای من از آن روست که بازخوانی این حق، نه‌تنها گامی در جهت تحقق «عدالت جنسیتی» و «بازتوزیع قدرت در خانواده» است، بلکه ضرورتی برای هماهنگی فقه پویا با تحولات عرفی و اجتماعی عصر کنونی محسوب می‌شود.

این استاد حوزه و دانشگاه در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه «مقاله‌ منتشرشده دقیقاً به کدام‌یک از ابعاد مسئله می‌پردازد و مهم‌ترین یافته یا نوآوری آن چیست؟»، خاطرنشان کرد: این پژوهش به ابعاد فقهی، حقوقی و قرآنی مسئله می‌پردازد و با رویکردی تحلیلی‌ـ‌اجتهادی، در صدد اثبات نظریه‌ای بدیل در برابر دیدگاه مشهور فقهی است.

وی مهم‌ترین یافته و نوآوری این مقاله را در چند محور اساسی خلاصه کرد:

۱. نقد مستدل دیدگاه مشهور: مقاله نشان می‌دهد که نظر فقها در خصوص عدم جواز اجرت بارداری، نه مبتنی بر نص شرعی است و نه اجماع قطعی؛ بلکه حاصل سکوت فقهی و تلقی‌های فرهنگی‌ـ‌سنتی از نقش زن است.

۲. ارائه ادله فقهیِ اثباتیِ متقن: این پژوهش برای نخستین‌بار به‌صورت نظام‌مند از مجموعه‌ای از قواعد فقهی همچون قاعده «احترام مال و عمل مسلمان»، «اصل عدم تبرع»، «قیاس اولویت با شیردهی» (مستند به آیه ۶ سوره طلاق)، «جواز اجاره رحم» در فقه معاصر و «اصل اباحه» برای اثبات استحقاق مالی زن بهره گرفته است.

۳. بهره‌گیری از مبانی فرافقهی: این مقاله با تکیه بر نظریات فلسفی‌ـ‌اخلاقی نظیر «عدالت توزیعی» جان راولز، «حق مالکیت بر بدن» و تمایز زبان‌شناختی میان «وظیفه» و «فداکاری»، پشتوانه‌ای نوین برای حقانیت این مطالبه فراهم کرده است.

۴. مسیریابی اجرایی در حقوق ایران: مقاله با ظرافت نشان می‌دهد که قوانین موجود (ماده ۳۳۶ قانون مدنی و تبصره ماده‌واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب ۱۳۷۱) ظرفیت تفسیر موسع برای شمولِ بارداری را دارند و همچنین با استناد به قاعده «المؤمنون عند شروطهم»، شرط ضمن عقد نکاح را به‌عنوان راهکاری عملی و فوری برای نهادینه‌سازی این حق معرفی می‌کند.

خانم عبدالله پور، در پاسخ به این سؤال که «دوره فنون و مهارت‌های پژوهشی در مشهد چه تأثیری بر روند نگارش این مقاله داشت و چه نکته‌ای در این دوره باعث رسیدن مقاله به مرحله چاپ شد؟» بیان کرد: مهم‌ترین دستاورد دوره فنون و مهارت‌های پژوهشی مشهد برای این پژوهش، توانایی «مسئله‌یابی دقیق» و ترکیبِ روش‌های میان‌رشته‌ای (فقه، حقوق، فلسفه و زبان‌شناسی) بود. این دوره به ما آموخت که در مواجهه با فتاوای مشهور، نباید صرفاً به گردآوری اقوال بسنده کرد، بلکه باید با تحلیل زبان‌شناختیِ متون (مانند واکاوی آیه «نِسَاؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ») و تفکیک سطوح تکلیف از حق، استدلال‌های رایج را به چالش کشید. همچنین این دوره به ما آموخت که «سکوت فقیه» را نباید لزوماً «نفی حکم» تفسیر کرد؛ بلکه باید با بهره‌گیری از ابزارهای اجتهادی، پاسخِ نیازهای عرفی جدید را از دل اصول ثابت استخراج کرد.

این استاد حوزه و دانشگاه در پایان، در پاسخ به این پرسش که «این تجربه را چگونه در یک جمله برای سایر طلاب توصیف می‌کنید و آیا برنامه‌ای برای ادامه این مسیر پژوهشی دارید؟» تأکید کرد: توصیهٔ من به سایر طلاب و پژوهشگران این است: اگر به پژوهش در بستر «فقه پویا» علاقه‌مندید، می‌توانید با تکیه بر اصول ثابت (مانند قاعده احترام و عدم تبرع)، حقوق نادیده‌گرفته‌شدهٔ نسل‌های جدید را در بستر تحولات عرفی و اجتماعی بازشناسی کنید. در خصوص برنامه‌های آینده، درصدد تدوین کتابی با عنوان «فقه عدالت توزیعی در خانواده» هستم که با رویکردی مشابه، به بررسی سایر مصادیق جبران‌نشدهٔ زحمات زنان بپردازد.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha