میراث فکری رهبر شهید درباره «خانواده و نقش زن و مرد»

برابری حقوق زن و مرد و عدالت جنسیتی همواره یکی از مباحث چالشی حوزه خانواده به شمار رفته؛ مفهومی که گاه به معنای یکسان‌سازی وظایف تفسیر شده است؛ اما رهبر شهید طی سال‌های متمادی با تبیین اندیشه خود از زن و خانواده، مرز میان «برابری» و «عدالت» را روشن کردند؛ نگاهی که در آن، خانواده «سلول اصلی جامعه» و زن «عنصر محوری» این نهاد به شمار می‌رود که به دنبال آن بدون خانواده‌های خوب، امکان پیشرفت نیست.

به گزارش پایگاه خبری و رسانه‌ای حوزه‌های علمیه خواهران، در اندیشه و منظومه فکری رهبر شهید انقلاب، مفهوم پیشرفت فراتر از آمار و ارقام و شاخص‌های معمول در حوزه‌های علمی، اقتصادی یا فناوری معنا شده است، نگاهی که پیشرفت یک غایت تمدنی داشته که در نهایت منجر به شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی می‌شود و موضوعاتی همچون خانواده، نقش زنان و مردان، تربیت نسل جدید و حتی عدالت جنسیتی، حلقه‌های متصل به هم در پروژه «تمدن‌سازی نوین اسلامی» هستند؛ زنجیره به هم پیوسته‌ای که نقطه‌ شروع آن از عمق زندگی روزمره‌ افراد شکل می‌گیرد. با چنین نگرشی بود که از نگاه ایشان، خانواده تنها یک بخش جدا از جامعه قلمداد نشده است. بلکه خانواده، همسرداری، فرزندپروری یا حقوق متقابل زن و مرد مؤلفه‌های همان بخش حقیقی تمدنی است که اگر طبق توصیه‌های رهبر پیش برود، مسیر پیشرفت جامعه نیز سرعت می‌گیرد و این همان استنباطی است که از کلام و رهنمودهای جایگاه والای مقام نظام جمهوری اسلامی می‌توان گرفت.

فرمایشات رهبر شهید انقلاب درخصوص سبک زندگی و خانواده از دهه ۷۰ قابل پیگیری و مبرهن است؛ اما ملموس‌ترین بیانات ایشان مربوط به دیدار جوانان خراسان شمالی در ۲۳ مهر ۱۳۹۱ است که با تشریح موشکافانه مفهوم تمدن نوین اسلامی، جایگاه خانواده را در دل سبک زندگی این‌گونه تبیین کرده بودند: «ما اگر پیشرفت همه‌جانبه را به معنای تمدن‌سازی نوین اسلامی بگیریم - بالاخره یک مصداق عینی و خارجی برای پیشرفت با مفهوم اسلامی وجود دارد؛ اینجور بگوئیم که هدف ملت ایران و هدف انقلاب اسلامی، ایجاد یک تمدن نوین اسلامی است؛ این محاسبه‌ درستی است»

در نگاه ایشان،‌ این تمدن نوین در دو بخش روایت شد؛ یک بخش، بخش ابزاری و یک بخش دیگر، بخش متنی و اصلی و اساسی عنوان شد که البته طبق توصیه‌های ایشان باید به هر دو بخش رسید. «بخش ابزاری عبارت است از همین ارزش‌هائی که ما امروز به عنوان پیشرفت کشور مطرح می‌کنیم: علم، اختراع، صنعت، سیاست، اقتصاد، اقتدار سیاسی و نظامی، اعتبار بین‌المللی، تبلیغ و ابزارهای تبلیغ؛ اینها همه بخش ابزاری تمدن است؛ وسیله است. البته ما در این بخش در کشور پیشرفت خوبی داشته‌ایم. کارهای زیاد و خوبی شده است؛ هم در زمینه‌ سیاست، هم در زمینه‌ مسائل علمی، هم در زمینه‌ مسائل اجتماعی، هم در زمینه‌ اختراعات. در بخش ابزاری، علی‌رغم فشارها و تهدیدها و تحریم‌ها و این چیزها، پیشرفت کشور خوب بوده است.

اما بخش حقیقی، آن چیزهائی است که متن زندگی ما را تشکیل می‌دهد؛ که همان سبک زندگی است که عرض کردیم. این، بخش حقیقی و اصلی تمدن است؛ مثل مسئله‌ خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوی مصرف، نوع خوراک، نوع آشپزی، تفریحات، مسئله‌ خط، مسئله‌ زبان، مسئله‌ کسب و کار، رفتار ما در محل کار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتار ما در فعالیت سیاسی، رفتار ما در ورزش، رفتار ما در رسانه‌ای که در اختیار ماست، رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر، رفتار ما با فرزند، رفتار ما با رئیس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با پلیس، رفتار ما با مأمور دولت، سفرهای ما، نظافت و طهارت ما، رفتار ما با دوست، رفتار ما با دشمن، رفتار ما با بیگانه؛ اینها آن بخش‌های اصلی تمدن است که متن زندگی انسان است.»

البته این نگاه تنها در حد حرف و توصیه‌های زبانی باقی نماند، چراکه تأکید مستمر ایشان بر مقوله سبک زندگی در دوره‌های مختلف، این موضوع را از یک بحث فرهنگی فراتر برد و آن را به یکی از ستون‌های راهبردی سیاست‌های کلی جمعیت تبدیل کرد تا جایی که در یکی از بندهای این سیاست به «ترویج و نهادینه‌سازی سبک زندگی اسلامی- ایرانی و مقابله با ابعاد نامطلوب سبک زندگی غربی» پرداخته و آن را در دستورکار ارکان نظام و دستگاه‌های ذیربط قرار دادند.

بر همین مبنا هم رهبر شهید انقلاب همواره بر حفظ پایه ارزش‌های اسلامی پافشاری می‌کردند. آما آنچه در فرمایشات ایشان مبرهن و به وضوح برداشت می‌شود این است که اندیشه‌های رهبر شهید برای نحوه زیستن، روشنگر مسیر جامعه ایران برای دستیابی به ساختن و تحقق تمدن نوین جامعه اسلامی و درنهایت پیشرفت بوده است. ایشان معتقد بودند که «خانواده پایه اصلی و سلول اصلی جامعه است» و «جامعه‌ اسلامی، بدون بهره‌مندی کشور از نهاد خانواده‌ سالم، سرزنده و بانشاط، اصلاً امکان ندارد پیشرفت کند.»؛ همان نهادی که طبق نگاه رهبر شهید زن و مرد به عنوان اجزای اصلی این پایه‌ها بوده‌اند؛ به طوریکه ایشان در بخشی از بیانات خود در ۱۴ دی ماه سال ۱۳۹۰ و در سومین نشست اندیشه‌های راهبردی، در داخل خانواده مرد را نمای بیرونی و زن را نمای داخلی خواندند.

ریشه‌های این نگاه اما،‌ در سال‌های دورتر رهنمودهای رهبر انقلاب نیز قابل پیگیری است؛ جایی که ایشان از خانه به عنوان مامن و پناهگاه یاد کردند؛ هرچند این توصیف در جریان دیدار با گروهی از مهندسان مطرح شد، اما نشان داده که نگاه ایشان حتی به موضوعات کاملاً فنی و تخصصی، هرگز به ابعاد سازه‌ای و کالبدی محدود نمی‌شده،‌ بلکه لایه‌های عمیق انسانی و فرهنگی را در بر می‌گرفت، به طوری که در همان مقطع نیز با عینک فرهنگ به کالبد معماری و ابعاد سازه‌ای نگریستند؛ همان جایی که فرموده بودند «خانه، مأمن و پناهگاه هر انسانی است. خانواده که اصلی ترین و مهمترین انس یک انسان است، عمدتاً داخل خانه است. بچه های انسان، همسر انسان، خود انسان در محیط خانه هستند؛ لذا ما باید کاری کنیم که احساس امنیت کنند.»

طبیعت زن و مرد، هر کدام ویژگی‌ای دارد. در داخل خانواده، کار و روحیّات مرد را نباید از زنان توقّع کرد؛ روحیات زن را هم در خانواده نباید کسی از مرد توقّع کند. هر کدام یک خصوصیات طبیعی و روحی دارند که مصلحت بشر، مصلحت جامعه، مصلحت نظام اجتماعی زن و مرد این است که روحیّات و خصوصیات مرد وزن در تعامل اینها در داخل خانواده دقیقاً رعایت شود؛ که اگر رعایت شد، هم این خوشبخت است و هم آن. اما کسی به کسی حقّ ظلم کردن، زور گفتن و استخدام کردن ندارد. بعضی از مردان خیال میکنند که زن وظیفه دارد همه‌ی کارهای مربوط به آنها را انجام دهد.

از آنجایی که خانه به عنوان مامن و کانون اصلی آرامش انسان تعریف شد؛‌ حال این پرسش شکل می‌گیرد که این آرامش بر مبنای چه بنیادی در درون خانواده شکل می‌گیرد و چه کسانی در تحقق آن نقش‌آفرین هستند. همانطور که پیشتر نیز از نگاه ایشان در این زمینه ذکر شد،‌ در جهان‌بینی رهبر شهید انقلاب، خانواده ساختاری از نظام روابط و مسئولیت‌هاست که در آن زن و مرد هر یک نقشی مشخص و در عین حال مکمل بر عهده دارند؛ همان جایی که به تعبیر رهبر شهید، «در داخل خانواده، مرد نمای بیرونی و زن نمای داخلی است.» و در جایی دیگر نیز در تبیین جایگاه زن و مرد در خانواده هم بر تکریم و مسئولیت‌پذیری مرد و هم بر نقش محوری زن در انسجام خانواده تاکید داشتند و اینگونه نقشه راه را برای مردم ایران جهت تحقق در دستیابی و پیشرفت ترسیم کردند؛ چارچوبی که نه به دنبال برتری یک جنس بر جنس دیگر، بلکه در پی ترسیم الگویی از «تعادل» و «عدالت» در روابط خانوادگی بودند؛ به طوریکه ایشان در بخشی از فرمایشات خود در ۱۴ دی‌ماه سال ۱۳۹۰ و در سومین نشست اندیشه‌های راهبردی اینطور فرموده بودند: «جنسیت یک امر ثانوی است، یک امر عارضی است؛ در کارکردهای زندگی معنا پیدا می‌کند، در سیر اصلی بشر هیچ تأثیری ندارد و معنائی پیدا نمی‌کند حتّی کارهایشان با هم متفاوت است. «جهاد المرأة حسن التّبعّل»؛یعنی ثواب مجاهدت آن جوانی را که رفته توی میدان جنگ و جان خودش را کف دستش گرفته، به خاطر این کار، به این زن میدهند؛ چون این کار هم زحمتش کمتر از آن نیست. البته شوهرداری خیلی سخت است. با توقعاتشان، با انتظاراتشان، با بداخلاقیهاشان، با صدای کلفتشان، با قد بلندترشان؛ خب، زنی بتواند با این شرائط، محیط خانه را گرم و گیرا و صمیمی و دارای سکینه و آرامش - سَکَن - قرار بدهد، خیلی هنر بزرگی است؛ این واقعاً جهاد است؛ این شعبه‌ای از همان جهاد اکبری است که فرموده‌اند؛ جهاد با نفس است.

حالا در مورد خانواده، حرف خیلی زیاد است. مسئله‌ی همسری، مسئله‌ی مادری، اینها همه‌اش باید تفکیک شود. زن در خانواده یک نقش همسری دارد؛ این نقش همسری، فوق‌العاده است؛ ولو اصلاً مادری وجود نداشته باشد. فرض کنید زنی است؛ یا مایل نیست به زایمان، یا به هر دلیلی امکان زایمان برایش وجود ندارد؛ اما همسر است. نقش همسری را نباید دست‌کم گرفت. ما اگر میخواهیم این مرد در داخل جامعه یک موجود مفیدی باشد، باید این زن در داخل خانه همسر خوبی باشد؛ والّا نمی‌شود.»

یا در جایی دیگر در اسفندماه سال ۱۳۷۵ در اجتماع زنان خوزستان اینطور فرمودند: «احکام اسلام در انتخاب همسر، از اوّلِ تشکیل خانواده، در جهت کمک به زنان است. چون بعضی از مردان، نسبت به زنان زورگویی و ظلم و تعدّی می‌کردند، اسلام در مقابل این ظلم و تعدّی ایستاده است. وقتی که عائله تشکیل می‌شود، در داخل عائله، از نظر اسلام، زن و شوهر دو شریک زندگی هستند و باید نسبت به یکدیگر با محبت رفتار کنند. مرد حق ندارد به زن زور بگوید؛ زن هم حق ندارد به مرد زور بگوید. احکام و مقرّرات اسلامی، در مورد ارتباطات زن و مرد در داخل عائله و خانواده، بسیار دقیق و ظریف است. خدای متعال، با توجّه به طبیعت زن و مرد، با توجّه به مصالح جامعه‌ی اسلامی، با توجّه به مصالح زن و مرد، این احکام را معیّن کرده است.»

ایشان همچنان فرموده‌اند« طبیعت زن و مرد، هر کدام ویژگی‌ای دارد. در داخل خانواده، کار و روحیّات مرد را نباید از زنان توقّع کرد؛ روحیات زن را هم در خانواده نباید کسی از مرد توقّع کند. هر کدام یک خصوصیات طبیعی و روحی دارند که مصلحت بشر، مصلحت جامعه، مصلحت نظام اجتماعی زن و مرد این است که روحیّات و خصوصیات مرد و زن در تعامل اینها در داخل خانواده دقیقاً رعایت شود؛ که اگر رعایت شد، هم این خوشبخت است و هم آن. اما کسی به کسی حقّ ظلم کردن، زور گفتن و استخدام کردن ندارد. بعضی از مردان خیال میکنند که زن وظیفه دارد همه‌ی کارهای مربوط به آنها را انجام دهد. البته در محیط خانواده، زن و مردی که به هم علاقه دارند، با کمال میل و شوق، کارها و خدمات یکدیگر را انجام می‌دهند؛ اما انجام دادن از روی میل، غیر از این است که کسی احساس کند، یا این طور عمل کند که گویا وظیفه‌ی زن است که باید مثل یک مستخدم، خدمت مرد را به آن شکل انجام دهد؛ چنین چیزی در اسلام وجود ندارد.»

علاوه بر این، در دیدگاه فکری رهبر شهید، هویت مادری به عنوان یک رسالت تمدن‌ساز و آینده‌نگرانه مطرح است: «از جمله وظایفی که برعهده‌ زنان در داخل خانه و خانواده است، مسأله‌تربیت فرزند است. زنانی که به خاطر فعّالیت‌های خارج از خانواده، از آوردن فرزند استنکاف میکنند، برخلاف طبیعت بشری و زنانه‌ی خود اقدام میکنند. خداوند به این راضی نیست. کسانی که فرزند و تربیت فرزند و شیردادن به بچه و در آغوش مهر و عطوفت بزرگ کردن فرزند را برای کارهایی که خیلی متوقّفِ به وجود آنها هم نیست، رها میکنند، دچار اشتباه شده‌اند. بهترین روش تربیت فرزند انسان، این است که در آغوش مادر و با استفاده از مهر و محبّت او پرورش پیدا کند. زنانی که فرزند خود را از چنین موهبت الهی محروم میکنند، اشتباه میکنند؛ هم به ضرر فرزندشان، هم به ضرر خودشان و هم به ضرر جامعه اقدام کرده‌اند. اسلام، این را اجازه نمیدهد. یکی از وظایف مهم زن، عبارت از این است که فرزند را با عواطف، با تربیت صحیح، با دل دادن و رعایت و دقّت، آن چنان بار بیاورد که این موجود انسانی -چه دختر و چه پسر- وقتی که بزرگ شد، از لحاظ روحی، یک انسان سالم، بدون عقده، بدون گرفتاری، بدون احساس ذلّت و بدون بدبختیها و فلاکتها و بلایایی که امروز نسلهای جوان و نوجوان غربی در اروپا و امریکا به آن گرفتارند، بار آمده باشد.»

در عین حال ایشان در بخش دیگری از همان فرمایشات با اشاره به جایگاه زن و مرد، در۱۴ دی ماه سال ۱۳۹۰ فرموده بودند: «در خانواده هی گفته می‌شود نقش زن. دلیلش هم واضح است؛ چون زن در خانواده عنصر محوری است. اما اینجور نیست که مرد در خانواده وظیفه و مسئولیت و نقشی نداشته باشد. مردهای بیخیال، مردهای بی‌عاطفه، مردهای عیاش، مردهای قدرنشناس زحمات زن خانه، اینها به محیط خانه لطمه میزنند. مرد باید قدردان باشد. جامعه باید قدردان باشد. حتماً بایستی بر روی کار زنهای خانه‌دار ارزشگذاری ویژه بشود. بعضی میتوانستند بروند کار بگیرند، بعضی میتوانستند تحصیلات عالیه بکنند، بعضی تحصیلات عالیه هم داشتند - من دیدم زنانی را از این قبیل - گفتند ما میخواهیم این بچه را بزرگ کنیم، خوب تربیت کنیم، نرفتیم کار بگیریم. زن نرفته کار بگیرد، آن کار هم زمین نمانده؛ آن ده نفر دیگر رفتند آن کار را گرفتند. باید از اینجور زنی قدردانی شود. در بیاناتی که حضرات فرمودند، این بود که مثلاً بیمه‌هائی برای اینها در نظر گرفته شود. بله، تأمین اقتصادیشان، بیمه‌شان، بقیه‌ی چیزهائی که لازم است، باید در نظر گرفته شود. فرزندان هم نقش دارند. یکی از مهمترین بخشهای خانواده، فرزندانند؛ نقش آنها هم احترام به والدین است که دیگر حالا این هم داستان مفصلی است.»

در مجموع،‌ مرور بیانات رهبر شهید انقلاب از میانه دهه ۷۰ تا سال‌های پایانی حیات‌شان نشان می‌دهد که نگاه ایشان به نهاد خانواده و تکالیف زن و مرد، معطوف به توصیه‌های مقطعی نبوده است؛ بلکه این اصول، قطعات هندسه افکاری یکپارچه برای پایه‌ریزی «تمدن نوین اسلامی» بوده که در این پازل، خانواده نقطه عزیمت برای دستیابی به جامعه‌ای پویا و نقشه راه سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی است؛ الگویی که ثمردهی آن مشروط به پایداری خانواده، بزرگداشت منزلت زن، مسئولیت‌پذیری مردان، تربیت نسلی شایسته و جاری شدن عدالت در روابط خانگی است و امروز که این اندیشه‌ها به عنوان میراث فکری رهبر شهید انقلاب پیش روی ماست، می‌توان به آن نه به مثابه چند توصیه اخلاقی، بلکه به عنوان سند راهبردی برای صیانت از اصالت فرهنگی و اجتماعی جامعه و مسیر روشن تمدن‌سازی نگریست.

انتهای پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha