واکاوی مفاهیم «اسراف، تبذیر و اتراف» در قرآن و سیره نبوی و علوی نشان میدهد که شرح صدر و کلاننگری در مدیریت اسلامی نه به معنای گشادهدستی در مصرف، بلکه به معنای دقت در بیتالمال، عدالت در توزیع منابع و پرهیز از تجملگرایی است؛ رویکردی که در رهنمودهای رهبر شهید بهعنوان مبنای حکمرانی در تراز تمدن اسلامی تبیین شده است.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، حجتالاسلام خدابخش عبدلی در یادداشتی نوشت: در یادداشتی با عنوان «از اسراف تا شرح صدر؛ تأملی بر مدیریت بیتالمال در ترازوی قرآن، سیره و اندیشه رهبر شهید» نوشت:
پیشدرآمد: دوگانهای که نباید مغالطهآمیز شود
در سالهای اخیر، گاه این پرسش یا شبهه مطرح میشود که آیا برای اداره یک کشور و نشان دادن «وسعت نظر» و «کلاننگری»، ناگزیر از پذیرش سطحی از تجمل، اسراف و لاکچریگری هستیم؟ آیا سادهزیستی و پرهیز از تبذیر، با مدیریت کلان و سعه صدر در تضاد است؟
این پرسش، پرسشی است که ریشه در یک مغالطه دارد: خلط میان «وسعت نظر» با «وسعت هزینه»، و میان «شرح صدر» با «گستاخی در مصرف». آنچه در این یادداشت به دنبال آن هستیم، تبیین این حقیقت است که مدیریت کلان و کلاننگری، هیچگاه با اسراف، تبذیر، اتراف و تجملگرایی همساز نبوده و نیست؛ بلکه دقیقاً نقطه مقابل آن، یعنی «دقت در مصرف»، «پرهیز از اسراف» و «احتیاط در بیتالمال» است که نشاندهنده وسعت نظر، تعهد و بلوغ مدیریتی است.
بخش اول: اسراف، تبذیر و اتراف در قرآن و روایات؛ چارچوبی الهی برای مصرف
معناشناسی اسراف، تبذیر و اتراف
اسلام، به عنوان دین میانهروی و اعتدال، هرگونه خروج از حد اعتدال را به شدت نهی کرده است. واژههای «اسراف»، «تبذیر» و «اتراف» هرچند در برخی مصادیق همپوشانی دارند، اما هر یک بار معنایی خاص خود را حمل میکنند که شناخت دقیق آنها، برای درک عمق نگاه اسلامی به مدیریت منابع ضروری است.
اسراف در لغت به معنای «تجاوز از حد» در هر کاری است که از انسان سر میزند، هرچند استعمال آن غالباً در مورد زیادهروی در انفاق مال به کار میرود. قرآن کریم در آیات متعدد، مسرفان را به شدت نکوهش کرده و آنان را «برادران شیطان» خوانده است. در آیه ۳۱ سوره اعراف میفرماید: «کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» (بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمیدارد). بنابراین اسراف، صرفاً یک رفتار اقتصادی نیست، بلکه یک حالت روحی و اخلاقی است که با تقوا و خداترسی در تضاد است.
تبذیر به معنای «پراکندن و به هدر دادن مال در غیر محل آن» است. واژه «تبذیر» از ریشه «بذر» به معنای پاشیدن دانه است و در قرآن تنها دو بار (در آیههای ۲۶ و ۲۷ سوره اسراء) به کار رفته است. تفاوت اسراف و تبذیر در این است که اسراف مصرف بیش از حد نیاز در یک مسیر مشروع است، در حالی که تبذیر مصرف مال در مسیر نامشروع و به هدر دادن آن است. به تعبیر برخی مفسران، «تبذیر اتلاف مال در غیر محل آن است» و از این جهت از اسراف بدتر شمرده شده است. در آیه ۲۶ سوره اسراء میفرماید: «وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِیراً * إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطِینِ» (و تبذیر مکن که تبذیرکنندگان برادران شیطانند).
اتراف نیز به معنای «ناز و نعمت پرورده شدن» و «خوگرفتن به تجملات و نعمتهای فراوان» است. اتراف، ریشه در فرهنگ اشرافیگری دارد و آن را میتوان «اسراف نهادینهشده» یا «فرهنگ اسرافآمیز» دانست. قرآن کریم در آیات متعدد، اقوامی را که به اتراف و تجملگرایی گرفتار شدند، مورد نکوهش قرار داده و سرنوشت آنان را عبرت دیگران معرفی کرده است: «وَ کَمْ أَهْلَکْنا مِنْ قَرْیَةٍ بَطِرَتْ مَعِیشَتَها» (و چه بسیار شهرهایی را که [اهلشان] در زندگی خود به سرکشی و خوشگذرانی پرداختند و [ما] آنان را هلاک کردیم). اتراف، زنگ خطر یک جامعه است؛ جامعهای که تجملگرایی در آن نهادینه شود، آرامآرام از عدالت و انصاف فاصله میگیرد و آماده سقوط میشود.
۲. پیامدهای اسراف از منظر آیات
قرآن کریم اسراف را نه صرفاً یک رفتار شخصی، که یک مسئله اجتماعی و حتی تمدنی معرفی میکند. بر اساس دیدگاه قرآن، اگر مال در راه خدا و به سود جامعه و رفع نیازمندیهای مردم مصرف نشود، سرنوشت آن جامعه به هلاکت و سقوط میانجامد. این نگاه، اسراف را از یک «گناه فردی» به یک «تهدید ملی» ارتقا میدهد. انفاق در راه خدا، نه یک عمل مستحب، که یک ضرورت برای بقای جامعه است. از این آیه شریفه چنین برداشت میشود که اگر ثروتهای عمومی در مسیر صحیح خود قرار نگیرند و صرف تجملات و اسراف شوند، کل جامعه در معرض نابودی قرار خواهد گرفت.
امام علی(ع) در این باره میفرمایند: «الیمین و الشمال مضلة و الطریق الوسطی...» (راست و چپ، هر دو گمراهیاند و راه میانه ...). این جمله، نشاندهنده آن است که هرگونه خروج از اعتدال – چه به سوی اسراف و اتراف و چه به سوی بخل و تقتیر - انحراف و گمراهی است.
بخش دوم: سیره نبوی و علوی در مدیریت بیتالمال؛ الگویی فرازمانی
۱. سیره پیامبر اکرم(ص) در بیتالمال؛ عدالت و مساوات
اگرچه اصطلاح «بیتالمال» در زمان پیامبر اکرم(ص) چندان رایج نبود، اما سیره عملی آن حضرت در مدیریت اموال عمومی، الگویی روشن و بینظیر برای همه مدیران و کارگزاران است. پیامبر(ص) در تقسیم غنیمتها و سایر اموال عمومی، قانون عدل و انصاف را رعایت میکرد و به همه مردم به طور یکسان سهم میداد؛ هیچ امتیاز شخصی، قبیلهای، سنی یا سبقتی در این تقسیمبندی راه نداشت. پیامبر(ص) در این باره فرموده است که «یقسم المال بالسویه و یجعل الله الغنی فی قلوب هذه الامه» (مال را به طور مساوی تقسیم میکند و خداوند بینیازی را در دلهای این امت قرار میدهد).
این رویکرد، نشاندهنده یک اصل بنیادین در مدیریت اسلامی است: بیتالمال، امانتی الهی در دست کارگزاران است و هیچکس، حتی پیامبر(ص)، حق ندارد در مصرف آن، فراتر از عدالت و مساوات عمل کند.
امیرالمؤمنین علی(ع) نیز خود را ملزم به تبعیت از سیره پیامبر(ص) در مدیریت بیتالمال میدانست و این سیره را سرمشق رفتارهای خود قرار میداد. ایشان فرمود: «من شما را به راه و روش پیامبر(ص) خواهم برد و به آنچه فرمان داده شدهام درباره شما عمل خواهم کرد». همچنین فرمودند: «موضع من نسبت به رسول الله(ص) پس از رحلت او همچون موضع من در دوران زندگی اوست». این جمله، نشاندهنده عمق تبعیت و التزام امیرالمؤمنین(ع) به سنت نبوی در همه عرصهها، از جمله مدیریت بیتالمال است.
۲. بیتالمال در کلام و سیره امیرالمؤمنین(ع)
امیرالمؤمنین علی(ع) در نهجالبلاغه و سیره عملی خود، چنان دقتی در مدیریت و مصرف بیتالمال داشتند که در تاریخ بشری کمنظیر است. ایشان بیتالمال را نه مال شخصی امام و نه مال فردی از مسلمانان، بلکه مال تمام مسلمانان میدانستند که در اختیار امامِ مسلمانان گذاشته میشود تا به عدل، در میان آنان تقسیم شود. بر اساس همین نگاه بود که ایشان هرگونه امتیاز طبقاتی را که از زمان خلیفه دوم آغاز شده بود، لغو کردند.
ماجرای معروف «خاموش کردن چراغ بیتالمال» یکی از گویاترین نمونههای دقت و احتیاط حضرت در مصرف بیتالمال است. کشفی حنفی نقل میکند که در یکی از شبهای آغازین خلافت، امام علی(ع) چراغی را در اتاق بیتالمال روشن کرده و مشغول محاسبات بود که طلحه و زبیر بر ایشان وارد شدند و گفتند با شما کاری داریم. امام پرسید: مربوط به حکومت و امور مسلمین است یا به امور شخصی شما؟ پاسخ دادند: امور شخصی خودمان است. امام(ع) بلافاصله چراغ بیتالمال را خاموش و چراغ شخصی خود را روشن کرد و فرمود: روغن چراغی که روشن بود از بیتالمال بود و کار شما شخصی؛ روا نبود که روغن چراغ بیتالمال در مصارف شخصی قرار گیرد. طلحه و زبیر به یکدیگر نگاه کردند و گفتند: برویم، این مرد به راه دین میرود و با ما معاملهای نخواهد کرد.
این روایت، بیش از هر چیز نشاندهنده یک اصل اساسی است: حساسیت نسبت به بیتالمال، نباید در حد شعار باقی بماند؛ بلکه باید به جزئیترین مصارف روزمره نیز تسری یابد. تفکیک میان مصارف شخصی و عمومی در چراغی که تنها چند قطره روغن مصرف میکند، بیانگر نهایت دقت و پرهیزگاری در مدیریت اموال عمومی است.
۳. ماجرای عقیل و «آهن داغ»
یکی دیگر از شاخصترین نمونههای پایبندی امیرالمؤمنین(ع) به عدالت در بیتالمال، برخورد ایشان با برادرشان عقیل بن ابیطالب است. ماجرا از این قرار است که عقیل، برادر حضرت، در دوران خلافت ایشان از امام درخواست کرد که بدهیاش را از بیتالمال پرداخت کند یا سهم بیشتری از بیتالمال به او اختصاص دهد. اما امام(ع) با این درخواست به شدت مخالفت کردند.
در روایتی، امام(ع) برای نشان دادن این که چه خواستهای از ایشان شده است، آتشی را گرفت و به عقیل نزدیک کرد و فرمود: «ای عقیل! آیا این آتش را که از آتش دنیاست، بر خود میپسندی که دستت را بسوزانم؟» عقیل گفت: نه. حضرت فرمود: «آتش جهنم بسیار سوزانتر و دردناکتر است. اگر از بیتالمال سهم بیشتری به تو بدهم، در روز قیامت آتش جهنم در انتظار من و تو خواهد بود».
عقیل پس از این برخورد، نزد معاویه رفت و معاویه اموال فراوانی از بیتالمال را در اختیار او گذاشت. از او پرسیدند که آیا میخواهی داستان «حدیده محماة» (آهن داغ) را برای ما بازگو کنی؟ و عقیل آن ماجرا را روایت کرد.
این ماجرا، دو پیام مهم دارد: نخست آنکه عدالت در بیتالمال، حتی بر روابط خویشاوندی هم مقدم است و هیچکس نمیتواند به بهانه نسبت خانوادگی، از بیتالمال سهم بیشتری مطالبه کند. دوم آنکه هرگونه انحراف در مصرف بیتالمال، نه فقط یک تخلف اداری، که یک گناه بزرگ با عواقب اخروی سنگین است.
۴. ماجرای دختر امیرالمؤمنین(ع) و گردنبند
حساسیت امیرالمؤمنین(ع) نسبت به بیتالمال، به روابط خویشاوندی و حتی نزدیکترین افراد به ایشان نیز تسری داشت. نقل شده است که وقتی یکی از دختران ایشان برای روز عید، گردنبندی از بیتالمال را به عاریت گرفت، حضرت ناراحت شد و کلیددار بیتالمال را مورد نکوهش قرار داد. این رفتار، نشاندهنده آن است که در نگاه امیرالمؤمنین(ع)، بیتالمال امانتی الهی است که حتی نزدیکترین افراد نیز حق تصرف در آن را ندارند، مگر در چارچوب قوانین شرع.
امام علی(ع) همچنین در هوای سرد با یک حوله شخصی خود را میپوشاند و با وجود آنکه از سرما میلرزید، از بیتالمال استفاده نمیکرد. شمشیر خود را فروخت تا مخارج خانواده را تأمین کند. این رفتارها، نشاندهنده عمق تقوای مالی و التزام عملی به اصول عدالت در سیره علوی است.
۵. تفاوت نگاه علوی با رویکرد خلفا و بنیامیه
در مقابل این سیره الهی، رویکرد خلیفه سوم و سپس دستگاه بنیامیه در مواجهه با بیتالمال، نماد اسراف، اتراف و ویژهخواری بود. در دوران عثمان، بسیاری از اموال بیتالمال به نفع خویشان و نزدیکان خلیفه مصادره شد و ثروتهای کلان در دست گروههای خاصی انباشته گردید. امیرالمؤمنین(ع) در واکنش به این رویکرد فرمود: «به خدا قسم اگر آن املاک را بیابم، به مسلمین بازمیگردانم».
دوران بنیامیه نیز اوج اسراف و اتراف در تاریخ اسلام بود. خلفای اموی، بیتالمال را به مثابه «مال شخصی» خود میدانستند و در مصرف آن، هیچگونه محدودیت و مسئولیتی برای خود قائل نبودند. قصرها، باغها، کنیزان و بردگان فراوان، تجملات بیحد و حصر و اسرافی که در آن دوران رایج شد، همه نشاندهنده فاصله عمیق میان سیره نبوی و علوی با رویکرد دستگاههای سلطنتی بود. امام علی(ع) در نهجالبلاغه، با اشاره به این رویکرد، میفرماید که «آنان بیتالمال را به غارت بردند و آن را به یغما گرفتند».
امیرالمؤمنین(ع) در مقابل این جریان، بر «ادقوا» - یعنی دقت و احتیاط در مصرف بیتالمال – تأکید داشتند و به کارگزاران خود دستور میدادند که در مصرف بیتالمال، چنان دقتی داشته باشند که گویی از مال شخصی خود هزینه میکنند.
بخش سوم: مدیریت اسلامی در ترازوی شاخصهای علمی؛ شرح صدر و کلاننگری به مثابه عقلانیت، نه اسراف
۱. مدیریت کلان و شاخصهای آن در علم مدیریت
در علم مدیریت، «مدیریت کلان» و «کلاننگری» به معنای توانایی دیدن «تصویر بزرگ» و اتخاذ تصمیماتی است که منافع بلندمدت و گسترده سازمان را تأمین کند. یک مدیر کلاننگر، فردی است که:
- افق دید بلندمدت دارد و فراتر از مسائل روزمره را میبیند.
- توانایی تشخیص اولویتها را دارد و منابع را در مسیر درست تخصیص میدهد.
- قدرت تحمل انتقاد و مخالفت را دارد و از فشارهای گروهی نمیهراسد.
- روحیه مشورتپذیری را با قاطعیت در تصمیمگیری تلفیق میکند.
- نگاه سیستمی دارد و اجزا را در ارتباط با کل میبیند.
شرح صدر نیز در علم مدیریت به معنای «گشادگی سینه»، «تحملپذیری»، «ظرفیت بالای روانی برای مواجهه با بحرانها» و «توانایی تحمل فشارهای روانی و سیاسی» است. قرآن کریم، شرح صدر را یک موهبت الهی معرفی کرده و میفرماید: «أَ لَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ» (آیا سینهات را برایت گشاده نکردیم؟). پیامبر اکرم(ص) نیز به شرح صدر و گشادهرویی در مدیریت جامعه شهره بودند.
۲. تفاوت ماهوی میان شرح صدر و اسراف
نکته کلیدی آن است که شرح صدر و کلاننگری، با اسراف و تبذیر نه اینکه منافات ندارد، بلکه در تضاد کامل با آن است. شرح صدر به معنای «گشادگی روحی و ظرفیت بالای تحمل» است، نه «گشادگی دست در هزینهها». یک مدیر با شرح صدر، کسی است که:
- هزینههای غیرضروری را تحمل نمیکند، زیرا میداند هر ریالی که اسراف شود، از سفره نیازمندان کم شده است.
- در برابر فشارهای گروههای ذینفوذ برای تخصیص منابع اضافی، ایستادگی میکند و فریبِ «توسعه» و «کلاننگریِ» پوشالی را نمیخورد.
- با حوصله و تحمل، برنامههای بلندمدت و کارشناسیشده را پیش میبرد و از شتابزدگی و هزینههای بیرویه پرهیز میکند.
- نقدها را میشنود، اما در برابر هزینههای غیرضروری و اسرافآمیز، قاطعانه میایستد.
به عبارت دیگر، مدیریت کلان و کلاننگری، نه به معنای «هزینههای کلان»، که به معنای «نگاه کلان» است. یک مدیر میتواند با کمترین هزینه، بیشترین تأثیر را بر جامعه بگذارد، به شرط آنکه از «نگاه کلان» و «شرح صدر» برخوردار باشد. نمونه بارز این رویکرد، خود امیرالمؤمنین علی(ع) است که با وجود سادهزیستی و پرهیز از هرگونه اسراف در بیتالمال، بزرگترین تحولات مدیریتی و سیاسی را در دوران کوتاه خلافت خود رقم زدند.
شاخصهای مدیریت کلان و پیامدهای مثبت آن
بر اساس آموزههای اسلامی و یافتههای علم مدیریت، میتوان شاخصهای زیر را برای مدیریت کلان و شرح صدر برشمرد:
ـ نگاه فرابخشی: مدیر کلاننگر، منافع یک بخش یا گروه خاص را بر منافع کل جامعه ترجیح نمیدهد. این نگاه، مستلزم پرهیز از هرگونه ویژهخواری و تخصیص منابع به گروههای خاص است.
ـ آیندهنگری: مدیر کلاننگر، تصمیمات امروز را با توجه به پیامدهای بلندمدت آن اتخاذ میکند. این نگاه، مستلزم صرفهجویی در منابع و جلوگیری از هدررفت آنها برای نسلهای آینده است.
ـ عدالتمحوری: مدیر کلاننگر، عدالت را نه یک شعار، که یک اصل عملیاتی میداند. عدالت در توزیع منابع، مستلزم پرهیز از هرگونه اسراف و تبذیر است.
ـ مشورتپذیری و تصمیمگیری مشارکتی: مدیر کلاننگر، با مشورت با کارشناسان و خبرگان، بهترین تصمیم را اتخاذ میکند. این رویکرد، هزینههای ناشی از تصمیمات اشتباه و یکسویه را کاهش میدهد.
ـ مدیریت بحران: مدیر کلاننگر، در بحرانها، خونسردی و ظرفیت روانی بالایی دارد و با تدبیر و صبر، کشور و سازمان را از بحرانها عبور میدهد. این ویژگی، با صرفهجویی در منابع و مدیریت صحیح هزینهها، امکانپذیر میشود.
ـ توانایی نه گفتن: یکی از مهمترین شاخصهای کلاننگری، توانایی «نه گفتن» به درخواستهای غیرمنطقی و هزینههای غیرضروری است. نمونه بارز این ویژگی، همان «آهن داغ» امیرالمؤمنین(ع) در برابر درخواست برادرش عقیل است.
پیامدهای مثبت این رویکرد، عبارت است از: کارآمدی نظام، اعتماد عمومی، کاهش فساد، افزایش سرمایه اجتماعی، و تداوم و پایداری نظام.
۴. شاخصهای مدیریت اسلامی و پیامدهای آن
در مدیریت اسلامی، علاوه بر شاخصهای عمومی مدیریت، مؤلفههای خاصی نیز وجود دارد که آن را از سایر مکاتب مدیریتی متمایز میکند:
- تقوای الهی: مدیر مسلمان، خود را در برابر خداوند مسئول میداند و این حس مسئولیت، او را از هرگونه اسراف و تبذیر باز میدارد.
- امانتداری: بیتالمال، امانتی الهی در دست مدیر است و هرگونه خیانت در آن، خیانت به خدا و رسول و مؤمنان است.
- عدالت: عدالت، نه یک شعار، که یک اصل عملیاتی در مدیریت اسلامی است.
- مصلحتسنجی: مدیر مسلمان، در تصمیمگیریهای خود، مصلحت کل جامعه را بر منافع شخصی و گروهی مقدم میدارد.
بخش چهارم: دوگانههای توسعه در تاریخ معاصر؛ از دولت سازندگی تا دولت اصلاحات
پس از پایان جنگ تحمیلی، ایران وارد دوره جدیدی از تصمیمگیریهای کلان اقتصادی و سیاسی شد. در این دوره، دو رویکرد متفاوت – که هر یک به نوعی با مفهوم «توسعه» گره خورده بود - در عرصه مدیریت کشور ظهور یافت: دولت سازندگی با محوریت «توسعه اقتصادی» و دولت اصلاحات با محوریت «توسعه سیاسی»
بررسی تطبیقی این دو رویکرد با نگاه رهبر شهید، نشاندهنده تفاوتهای ماهوی در برداشت از «کلاننگری» و «مدیریت توسعه» است.
۱. دولت سازندگی؛ توسعه اقتصادی در ترازوی نقد
دولت هاشمی رفسنجانی با شعار «سازندگی» و با هدف بازسازی زیرساختهای ویرانشده جنگ، رویکردی مبتنی بر اقتصاد آزاد، کاهش مداخله دولت در اقتصاد و تعامل بینالمللی به نفع توسعه اقتصادی را در پیش گرفت. در این نگاه، «توسعه اقتصادی» به عنوان اولویت اصلی دولت تعریف شد و سیاست خارجی نیز در خدمت این هدف قرار گرفت.
با این حال، نقدهای جدی بر این رویکرد وارد بود:
نخست: غفلت از عدالت در سایه توسعه: در حالی که شعار «سازندگی» بر بازسازی اقتصادی تأکید داشت، برخی از سیاستهای اقتصادی این دوره، زمینهساز شکاف طبقاتی و تمرکز ثروت در دست گروههای خاص شد. این رویکرد، با نگاه امیرالمؤمنین(ع) که «عدالت» را مقدم بر هرگونه توسعه میدانست، فاصله داشت.
دوم: بیتوجهی به هشدارهای رهبری درباره اسراف و تجملگرایی:
رهبر شهید بارها نسبت به اسراف و تجملگرایی در جامعه هشدار داده بودند. ایشان اسراف را «یک عیب ملی» خوانده و تأکید کرده بودند که «اسراف همان کاری را با کشور میکند که دشمن میخواهد». در دوره سازندگی، برخی از الگوهای مصرف و هزینههای دولتی، با این هشدارها فاصله داشت.
سوم: خلط «وسعت نظر» با «وسعت هزینه»:
یکی از اشتباهات راهبردی در این دوره، خلط میان «کلاننگری» و «هزینههای کلان» بود. برخی از پروژههای اقتصادی با توجیه «توسعه» و «سازندگی»، بدون رعایت تناسب هزینه-فایده و با صرف هزینههای هنگفت از بیتالمال، به اجرا درآمدند. این رویکرد، با سیره علوی در مدیریت بیتالمال که بر «دقت» و «احتیاط» تأکید داشت، در تضاد بود.
چهارم: نادیده گرفتن ابعاد فرهنگی و اجتماعی توسعه:
رهبر شهید همواره بر این نکته تأکید داشتند که توسعه، صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه ابعاد فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی نیز دارد. ایشان اسراف را «یک لطمه فرهنگی» نیز دانسته و تأکید کرده بودند که «وقتی جامعهای دچار بیماری اسراف شد، از لحاظ فرهنگی هم بر روی او تأثیرهای منفی میگذارد». در رویکرد صرفاً اقتصادی به توسعه، این ابعاد مغفول ماند.
دولت اصلاحات؛ توسعه سیاسی در بوته نقد
دولت اصلاحات با شعار «توسعه سیاسی» و «تنشزدایی» به دنبال تحول در ساختارهای سیاسی و تعامل بیشتر با جهان بود. در این نگاه، «توسعه سیاسی» به عنوان مقدمه و پیششرط توسعه اقتصادی تلقی میشد.
اما این رویکرد نیز با نقدهایی مواجه بود:
نخست: اولویتدهی معکوس:
برخی از تحلیلگران معتقدند که در دولت اصلاحات، «توسعه اقتصادی بهپای توسعه سیاسی ذبح شد». این بدان معناست که به جای آنکه توسعه سیاسی در خدمت بهبود معیشت و اقتصاد مردم قرار گیرد، خود به هدفی مستقل تبدیل شد که گاه هزینههای سنگینی بر اقتصاد کشور تحمیل کرد.
دوم: غفلت از مؤلفههای عدالت و معنویت در توسعه سیاسی:
نگاه رهبر شهید به توسعه، هرگز صرفاً اقتصادی یا صرفاً سیاسی نبود. ایشان بر «سهگانه عقلانیت، عدالت و معنویت» به عنوان ارکان اساسی هرگونه توسعه تأکید داشتند. رویکردی که صرفاً بر «توسعه سیاسی» متمرکز باشد و از دو رکن دیگر غافل شود، با نگاه جامع رهبری فاصله دارد.
سوم: فاصله میان شعار و عمل:
اگرچه شعار «توسعه سیاسی» در فضای عمومی جامعه طنینانداز شد اما در عمل، برخی از اهداف این توسعه محقق نشد و در برخی موارد، به بحرانسازیهای سیاسی انجامید
۳. تفاوت نگاه رهبر شهید با رویکردهای صرفاً اقتصادی یا صرفاً سیاسی
رهبر شهید، در طول ۳۷ سال رهبری خود، نگاهی جامع و متوازن به مقوله توسعه داشتند. ایشان «توسعه» را نه صرفاً در قالب «اقتصاد» و نه صرفاً در قالب «سیاست»، بلکه در چارچوب یک «تمدنسازی» تعریف میکردند. در این نگاه:
- عدالت، نه یک شعار، که یک اصل عملیاتی و زیربنای هرگونه توسعه است.
- معنویت، نه یک امر شخصی، که یک مؤلفه اساسی در مدیریت کلان و سیاستگذاری است.
- عقلانیت، نه یک ابزار، که یک روش و رویکرد در همه تصمیمگیریهاست.
- اسراف و تجملگرایی، نه یک رفتار شخصی، که یک تهدید ملی و همسو با اهداف دشمن است.
رهبر شهید در این باره فرمودند: «اسراف و تبذیر خط مقدم دشمنی دشمنان با ما و در حقیقت کمک به جنگ اقتصادی دشمن است». همچنین تأکید داشتند که «از طرفی با تحریم نفت، بانک و تجارت راههای درآمدزایی کشور را محدود میکنند و از طرف دیگر با ترویج فرهنگ مصرفگرایی و تجملگرایی... تلاششان این است که به خیال خود مقاومت ملی مردم بزرگ ایران را بشکنند».
۴.پیامدهای عملی تفاوت نگاه
تفاوت نگاه رهبر شهید با رویکردهای صرفاً اقتصادی یا صرفاً سیاسی، در عمل نیز پیامدهای روشنی داشت:
ـ مدیریت بیتالمال: در نگاه رهبری، بیتالمال امانتی الهی است که باید با نهایت دقت و احتیاط مدیریت شود. هرگونه اسراف در آن، نه فقط یک تخلف اداری، که یک گناه و خیانت به مردم و نظام است. امام خمینی(ره) نیز با همین نگاه، بر صرفهجویی به عنوان «تکلیف شرعی و ضرورت انقلابی» تأکید داشتند.
ـ الگوی مصرف: رهبر شهید بارها بر اصلاح الگوی مصرف و پرهیز از اسراف در همه زمینهها – از آب و نان تا برق و بنزین - تأکید داشتند. ایشان این اسراف را «همسو با اهداف دشمن» میدانستند.
ـ اولویتبندی هزینهها: در نگاه رهبری، هزینههای عمومی باید در مسیر رفع نیازهای اساسی مردم و تقویت بنیههای دفاعی و اقتصادی کشور صرف شود، نه در مسیر تجملات و لاکچریگری. ایشان در این باره فرمودند: «الگوی مصرف جامعه و کشور باید اصلاح شود. ما الگوی مصرفمان غلط است» و این اصل مهم، در مدیریت نهادها و سازمانها نیز حکمفرماست.
ـ مبارزه با ویژهخواری: رهبر شهید همواره بر مبارزه با ویژهخواری و توزیع ناعادلانه منابع تأکید داشتند. این رویکرد، با سیره علوی در لغو امتیازات طبقاتی و تقسیم مساوی بیتالمال همخوانی کامل دارد.
بخش پنجم: رهبر شهید و شرح صدر مدیریتی؛ وسعت نظر در چارچوب عدالت
۱. شرح صدر، نه تجمل
یکی از مهمترین تمایزهای نگاه رهبر شهید، تفکیک قائل شدن میان «شرح صدر و وسعت نظر» با «تجمل و لاکچریگری» است. ایشان با وجود آنکه در طول ۳۷ سال رهبری، همواره با مسائل کلان و پیچیده کشور مواجه بودند، هرگز به دام تجملگرایی و اسراف نیفتادند. سادهزیستی ایشان، نه از سر فقر یا ناتوانی، که از سر التزام عملی به اصولی بود که خود به دیگران توصیه میکردند.
این رویکرد، نشاندهنده آن است که «وسعت نظر» و «کلاننگری»، هیچگاه به معنای «وسعت هزینه» و «گستاخی در مصرف» نیست. یک مدیر کلاننگر، میتواند با کمترین هزینه، بزرگترین تصمیمها را اتخاذ کند و با سادهترین امکانات، پیچیدهترین مسائل را مدیریت نماید. نمونه بارز این رویکرد، خود امیرالمؤمنین علی(ع) است که با وجود سادهزیستی و پرهیز از هرگونه اسراف در بیتالمال، بزرگترین تحولات مدیریتی و سیاسی را در دوران کوتاه خلافت خود رقم زدند.
۲. مدیریت کلان در ترازوی سیره علوی
امیرالمؤمنین(ع) با آنکه فرمانروای جهان اسلام بودند، در مصرف بیتالمال چنان دقتی داشتند که حتی تفکیک میان چراغ شخصی و چراغ بیتالمال را رعایت میکردند. این دقت، نه از سر تنگنظری، که از سر وسعت نظر و کلاننگری بود. ایشان میدانستند که هر ریالی که از بیتالمال اسراف شود، از سهم نیازمندان کم شده و به تضعیف عدالت در جامعه میانجامد.
امام علی(ع) همچنین در برابر درخواست برادرشان عقیل برای دریافت سهم اضافی از بیتالمال، با «آهن داغ» به او فهماندند که عدالت در بیتالمال، حتی بر روابط خویشاوندی نیز مقدم است. این رویکرد، نشاندهنده آن است که کلاننگری، نه به معنای «چشمپوشی از جزئیات»، که به معنای «دیدن ارتباط اجزاء با کل» است. امام(ع) با این دقت در جزئیات، در حقیقت به کل جامعه پیام میدادند که بیتالمال، امانتی الهی است و هیچکس – حتی نزدیکترین افراد به حاکم - حق تصرف ناروا در آن را ندارد.
۳. پیامدهای مثبت وسعت نظر در مدیریت
مدیریت کلان و وسعت نظر، اگر با رعایت اصول عدالت و پرهیز از اسراف همراه باشد، پیامدهای مثبت فراوانی به دنبال دارد:
ـ افزایش اعتماد عمومی: وقتی مردم ببینند که مدیران کشور، در مصرف بیتالمال دقت و احتیاط دارند و از هرگونه اسراف و تجملگرایی پرهیز میکنند، اعتماد آنان به نظام و کارگزاران افزایش مییابد. در یک مجموعه اداری نیز چنین پیامدی به دنبال میآورد.
ـ کارآمدی نظام: پرهیز از اسراف و تخصیص بهینه منابع، به افزایش کارآمدی نظام و دستیابی به اهداف توسعه با کمترین هزینه میانجامد.
ـ عدالت اجتماعی: وقتی بیتالمال در مسیر درست خود هزینه شود و از تخصیصهای ناعادلانه و ویژهخواری جلوگیری گردد، عدالت اجتماعی در جامعه تحقق مییابد.
ـ مقاومت در برابر دشمن: رهبر شهید تأکید داشتند که اسراف، «همان کاری را با کشور میکند که دشمن میخواهد». برعکس، پرهیز از اسراف و صرفهجویی، به معنای تقویت بنیه اقتصادی و افزایش مقاومت در برابر فشارهای دشمن است.
نتیجهگیری: تفاوت ماهوی کلاننگری با اسراف
بررسی تطبیقی سیره علوی، نگاه رهبر شهید، و رویکردهای دولتهای سازندگی و اصلاحات، نشان میدهد که کلاننگری و شرح صدر مدیریتی، هیچگاه با اسراف، تبذیر و تجملگرایی همساز نبوده و نیست. آنچه در نگاه امیرالمؤمنین(ع) و رهبر شهید به عنوان «وسعت نظر» شناخته میشود، نه به معنای «وسعت هزینه»، که به معنای «وسعت افق»، «دقت در تصمیمگیری» و «التزام به عدالت در توزیع منابع» است.
تفاوت نگاه رهبر شهید با برخی از رویکردهای توسعهای در تاریخ معاصر، در این است که ایشان همواره بر «سهگانه عقلانیت، عدالت و معنویت» به عنوان ارکان اساسی هرگونه توسعه تأکید داشتند. در این نگاه، توسعه صرفاً اقتصادی یا صرفاً سیاسی، نه تنها کافی نیست، بلکه میتواند خطرناک نیز باشد، اگر از دو رکن دیگر (عدالت و معنویت) غافل شود. همچنین، هرگونه هزینهکرد بیتالمال، باید با «تناسب هزینه-فایده» و «پرهیز از اسراف» همراه باشد تا بتواند به جای تضعیف، به تقویت بنیههای کشور و افزایش مقاومت در برابر دشمنان کمک کند و این مهم، باید در هر امر مدیریتی و در هر سازمان و نهاد و مجموعهای نصبالعین مدیران و تصمیمگیران آنها قرار گیرد.
پیام نهایی: کسانی که خود را پیرو و رهرو امیرالمؤمنین(ع) و ادامه دهنده نگاه و نظرات بلند امام شهید(ره) میدانند، باید در مصرف بیتالمال، چنان دقتی داشته باشند که گویی از مال شخصی خود هزینه میکنند؛ بلکه صدچندان بیشتر. همانگونه که امیرالمؤمنین(ع) با «آهن داغ» به برادر خود فهماند که عدالت در بیتالمال، بر هر رابطه و هر منفعتی مقدم است. این، همان وسعت نظر و کلاننگریِ حقیقی است که در سیره علوی و اندیشه رهبر شهید، به عنوان یک اصل اساسی در مدیریت جامعه اسلامی، تبیین و ترسیم شده است. مخصوصا اگر جامعه و کشور اسلامی، با تنگناها و بحرانهای مختلف و سختی مثل تحریم همه جانبه توسط دشمنان و یا تحمیل جنگهای خسارتبار مواجه و درگیر باشد.
گاهی ممکن است یک مسوول چه در سطح کلان یک کشور و چه در سطح خرد یک مجموعه و سازمان دچار غفلت یا جهل مرکب گردد و ناصواب را صواب انگارد و با جابجایی ماهیت برخی حقایق در عالم ذهنش، به رویکرد و عملکرد خطاآمیز سیر و سیاق پیدا کند و یا در تشخیص اولویتها به خطا رود و آنچه را که اولی نیست اولی بداند و آنچه را اولی است به بوته فراموشی در طرحها و برنامهها و راهبردها و سیاستهایش بسپارد و صدالبته همه این عوارض ناخوشایند، نتیجه ضعف عقلانیت و یا بهرهمند نبودن از حلقه مشورتی ک نصح عاقل و خردورز می باشد. نتیجه چنین خلط و خودمغالطگی شدنِ چه بسا ناخودآگاه یا تحت تاثیر برخی منافع زودگذر شخصی و موقعیتی، چشم بستن بر نقدها و نصحهای صادقانه و خیرخواهانه خواهد بود و طبیعی است که وقتی چنین اتفاق ناگواری پیش چشم و ذهنِ رصدگر و جامعه هدفِ اشراب شده با گزارههای درست دینی و مدیریتی رقم بخورد میزان روایی تجویزات مسوول را نزد فرمانبران او به مرور، تقلیل خواهد داد و این یعنی پایان خط مدیریت و مسوولیت خرد و کلان.
انتهای پیام/
نظر شما