بهشت کانادا و تبعیض ۲۳ هزار دلاری؛ اساتید زن تورنتو در سایه برابری دروغین

گزارشی که به تازگی توسط کانادا دیلی منتشر شده، تصویر دیگری از رویای کانادایی را پیش روی ما می‌گذارد. بر اساس این گزارش، اساتید زن در دانشگاههای تورنتو سالانه تا ۲۳ هزار دلار کمتر از همتایان مرد خود دریافت می‌کنند. این خبر، یک آمار ساده نیست؛ توهینی است به شعور شهروندانی که سال‌هاست فریب شعارهای رنگارنگ برابری دستمزد و عدالت را خورده‌اند.

به گزارش پایگاه خبری و رسانه‌ای حوزه‌های علمیه خواهران، کانادا، این کشور خوش‌آوازه که همواره خود را پرچمدار حقوق بشر و عدالت جنسیتی در جهان معرفی می‌کند، چگونه می‌تواند بپذیرد که در قلب نظام آکادمیکش، تبعیضی اینچنین آشکار و گسترده جریان دارد؟ دانشگاه‌های تورنتو، به‌عنوان معتبرترین مراکز علمی کانادا، نه‌تنها پناهگاه امنی برای اساتید زن نیستند، بلکه به کارگاهی برای بازتولید بی‌عدالتی تبدیل شده‌اند.

این شکاف ۲۳ هزار دلاری، یعنی یک استاد زن مجبور است هر سال، ۱۹۰۰ دلار در ماه کمتر از همکار مردش برای زندگی هزینه کند. یعنی او باید سالها دیرتر به استقلال مالی برسد، کمتر پس‌انداز کند و در دوران بازنشستگی، با کیفیت زندگی پایینتری دست‌وپنجه نرم کند. و این در حالی است که کانادا مدعی است زندگی عادلانه برای زنان، فراتر از یک شعار است.

جالب اینجاست که این نابرابری در دستمزد را نمیتوان با بهانه‌های تکراری نظیر «کم‌تجربه‌تر بودن زنان» یا «تفاوت در انتخاب رشته» توجیه کرد. زنان استاد دانشگاه، با همان مدارک، همان سابقه پژوهشی و همان ساعت‌های تدریس، اما با دریافتی کمتر، پای میز مذاکره می‌نشینند. این یعنی یک ناعدالتی ساختاری که ریشه در باورهای پنهان جامعه کانادا دارد؛ باوری که می‌گوید ارزش کار زن، همیشه یک گام کمتر از ارزش کار مرد است. شاید کانادایی‌ها عادت کرده باشند این شکاف‌ها را در کشورهای دیگر نقد کنند، اما وقتی نوبت به خاک خودشان می‌رسد، ترجیح می‌دهند سکوت کنند.

علاوه بر این، مسئولیت‌های خانوادگی که هنوز به‌طور نامتناسبی بر دوش زنان سنگینی می‌کند، در کنار کلیشه‌های فرهنگی که زنان را در مذاکره‌های حقوقی منفعل‌تر نشان میدهد، دست به دست هم داده‌اند تا این شکاف به یک بحران تبدیل شود. اما سوال اصلی این است: چرا نهادهای ناظر در کانادا، تا به حال اجازه داده‌اند این شکاف عمیق‌تر شود؟

چرا قوانین حمایتی، در عمل به بن‌بست خورده‌اند؟ این آمار، مهر تأییدی است بر اینکه شعارهای عدالت خواهانه کانادا، بیش از آنکه ریشه در واقعیت داشته باشند، ابزاری برای نمایش قدرت نرم این کشور در عرصه بین‌المللی هستند. وقتی در دل دانشگاههای تورنتو، یک زن استاد ناچار است برای رسیدن به حقوق همکار مردش، سالها تلاش مضاعف کند، دیگر نمی‌توان از عدالت حرف زد.

انتشار این گزارش و طرح پرسش عمومی درباره صحت آن، شاید کمترین کاری باشد که میتواند پرده از این ریاکاری بردارد. اما تغییر واقعی نیازمند حرکت ساختاری است. دانشگاه‌ها باید شفافیت کامل در پرداخت‌ها را در اولویت قرار دهند، گزارش‌های منظم و عمومی درباره وضعیت دستمزد کارکنان خود بر اساس جنسیت منتشر کنند و نهادهای نظارتی با جدیت بیشتری به تخلفات احتمالی رسیدگی کنند. در غیر این صورت، کانادای مدعی حقوق بشر، نه‌تنها الگویی برای دیگر کشورها نخواهد بود، بلکه به نمادی از شکاف میان شعار و عمل تبدیل خواهد شد.

البته شاید تلخ‌ترین بخش این ماجرا این باشد که زنان بسیاری در سراسر جهان به کانادا به چشم بهشت فرصت‌ها می‌نگرند و برای رسیدن به آن، سختی‌های فراوانی را تحمل می‌کنند. اما این گزارش نشان می‌دهد که حتی در این بهشت ادعایی، تبعیض با لباسی مبدل و ظریف، همچنان نفس می‌کشد و آنگونه که باید، مورد پرسش قرار نمی‌گیرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha