رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی گفت: جنگ ایران و غرب که ریشه در تفاوتهای بنیادین گفتمانی و پارادایمی از سال ۱۳۵۸ دارد، با محوریت تمرکز غرب بر قدرت دنیوی و ایران بر معنای الهی، همچنان در قالب تقابل قدرتهای بزرگ ادامه یافته و نظامهای سیاسی منطقه و ایدههای انقلابی را تحت تأثیر قرار داده است.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران/ هرمزگان، آقای دکتر مختار شیخ حسینی رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در نشست علمی راه امید به آینده و تفسیر عمومی جنگ که در مدرسه علمیه تخصصی الزهراء سلام الله علیها بندرعباس برگزار شد، در خصوص «چرا جنگ آغاز شد و آیا این جنگ اجتنابناپذیر بود؟» بیان کرد: پاسخ به این پرسش، از بررسی گفتمانهای شکلگرفته از سال ۱۳۵۸ باید پرداخت، زمانی که ایران ایدهای مستقل و متفاوت از دو بلوک شرق و غرب مطرح کرد و شعارهایی مانند«نه شرقی، نه غربی» را در فضای جهانیِ دو قطبی آن دوران در مرکز توجه قرار داد، این ایده، از اساس در تعارض با نظم مستقر جهانیِ جنگ سرد قرار داشت و برخورد ایدئولوژیک میان دو جهان متفاوت را اجتنابناپذیر میساخت.
وی گفت: امروزه نیز همان تعارض وجودی در قالب جدیدی ادامه یافته است؛ در منطقهای که قدرتهای بزرگ جهانی در یک سو و ایران و برخی جریانهای فکری در سوی دیگر قرار دارند، این تقابل ریشه در تفاوتهای عمیق فلسفی و انسانشناختی دارد، جایی که غرب به افزایش قدرت و بهرهمندی دنیوی مینگرد، نگاه اسلامی معطوف به معنا، غایت الهی و ارزشهای متافیزیکی است، همین اختلاف در مبانی هستیشناسی و انسانشناسی، سبب شده است که تعارض میان این دو جهان نه صرفاً موقت، بلکه «وجودی» و پایدار باشد؛ برخوردی که بهصورت تاریخی و ایدئولوژیک شکل گرفته و تا امروز ادامه دارد.
رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، به نقد نظم قبیلهمحور حاکم بر کشورهای حاشیه خلیج فارس پرداخت و آن را در مقابل نظم مردمسالاری دینی ایران قرار داد و اذعان داشت: بقای رژیمهایی چون قطر، عربستان سعودی و امارات نه بر اساس اراده داخلی مردم، بلکه عمدتاً متکی بر حمایت قدرتهای خارجی، بهویژه ایالات متحده آمریکا است و در مقابل، نظام مردمسالاری دینی ایران، نظامی «درونزا» است که در آن، اراده و جانبداری مردم، معیار اصلی محسوب میشود.

آقای شیخ حسینی افزود: پدیده «امنیت برونزا» در کشورهای همسایه با امنیت «درونزا» در ایران تفاوت بنیادین دارد، پدیده «مرتک» (نیروهای امنیتی مزدور) در امارات که در آن، نظامیان بازنشسته خارجی با آموزشهای نظامی، برای منافع این کشور در مناطق مختلف میجنگند و در قبال آن پول دریافت میکنند و این در حالی است که نیروهای امنیتی ایران، بر اساس حس تعلق به وطن و دفاع از ایدئولوژی نظام، در میدان حاضر میشوند.
وی در ادامه به سلب تابعیت هزاران نفر در بحرین، کویت و امارات به دلیل داشتن ایدههای متفاوت اشاره و بیان کرد: این موضوع با فقدان سلب تابعیت در ایران، نشانهای از ضعف جامعه یا عدم وجود جامعه در کشورهای مذکور است و در نهایت با مقایسه جمعیت شهروندان اصلی در این کشورها (مانند قطر، کویت، امارات) با جمعیت کل ساکنان آنها، به تفاوت معنادار این جوامع با جامعه ایران میتوان رسید و این مسائل از مصادیق بارز«تعارض وجودی» میان نظمهای متفاوت است.
رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با اشاره به بیانات دانشجویان علوم سیاسی در یکی از کشورهای عربی پس از بحران سوریه، اظهار داشت: نخبگان آن کشورها اذعان میکنند که علیرغم برخی خطاهای ایران، استقلال در تصمیمگیری و اتکا به ساختار درونی، ویژگی برجسته و کمنظیر ایران در مقایسه با کشورهای منطقه است؛ ویژگیای که ریشه تعارضهای امروز و تداوم تنش با نظمهای وابسته منطقهای را بهتر تبیین میکند.
آقای شیخ حسینی با اشاره به ادعای برخی از جوانان جهان، بهویژه در کشورهای اسلامی و تحت استعمار، در مورد «صدور انقلاب»، این مفهوم را به طور کلیتر برای انقلابهای بزرگ دانست و بیان داشت: هرگاه ایدهای انقلابی مطرح میشود، افرادی که در جوامع خود با فقدان آن ایده رنج میبرند، به طور طبیعی جذب آن میشوند، همانند جنبش انصارالله یمن که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، زیدیهای یمن که قرنها حکومت کرده و به تدریج در معرض انزوای فرهنگی و فکری قرار گرفته بودند، با مشاهده موفقیت شیعیان امامیه در تشکیل حکومت، به دنبال احیای هویت و جایگاه خود برآمدند و این جنبش، که از یک منطقه کوهستانی آغاز شد و با وجود حملات خارجی و شهادت رهبرانش، به یک بازیگر منطقهای تأثیرگذار تبدیل شده است، نه تنها از حمایت مستقیم ایران بینیاز بوده، بلکه بقا و توسعه آن بیشتر مدیون مقاومت و ایدههای بنیانگذارانش و پیوند عمیق مردم با آرمانهایشان است.
وی به مسئله «کارگزاران» و «ساختارها» در ترویج ایدهها اشاره و نقش کلیدی افرادی را که ایدهها را صورتبندی و عملیاتی میکنند، برجسته ساخت و توضیح داد: حتی در صورت شهادت رهبران یک جنبش، مانند سید حسن نصرالله یا سید عباس موسوی در حزبالله، یا شهید حسین بدرالدین الحوثی در یمن، ایده و جنبش آنها نه تنها از بین نرفته، بلکه به توسعه خود ادامه داده است و این ماندگاری و توسعه، که در مورد ایران نیز صدق میکند، نشان میدهد که قدرت ایدهها و باورهای درونی، فراتر از افراد یا ساختارهای موقت است و این همان چیزی است که انقلاب اسلامی را برای بسیاری از جوانان نخبه در کشورهای دیگر جذاب کرده است؛ چرا که آنها در جوامع خود با مسائلی چون وابستگی به قدرتهای خارجی، از دست دادن هویت و سرکوب آزادیهای فردی روبرو هستند و ایدههای مطرحشده توسط انقلاب اسلامی، پاسخی به این رنجها و فقدانها ارائه میدهد.
رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در خصوص ماهیت درگیریهای اخیر و ساختارهای اجتماعی–ایدئولوژیک طرفین صورت گرفته، بر تفاوت میان نقش افراد و ایدهها در تداوم جنبشها تأکید کرد: در برخی جریانها حذف رهبران لزوماً به فروپاشی ساختار منجر نمیشود؛ زیرا پایبندی اجتماعی به ایدهها و مفاهیم بنیادین، تداوم آن جریان را تضمین میکندو در مقابل، در برخی نظامهای رقیب، وابستگی شدید ساختار سیاسی به کارگزاران موجب میشود که حذف یک رهبر با بحران جانشینی و تعارض در سطح سیستم همراه باشد، همچنین در برخی جنبشها، رهبران در معرض بیشترین تهدید و هزینه قرار دارند و این الگو در طول زمان نوعی انسجام و تداوم ایدئولوژیک ایجاد کرده است.
آقای دکتر شیخ حسینی در موضوع بازتاب جنگ اخیر در میان افکار عمومی کشورهای عربی پرداخت و افزود: رویدادهای نظامی اخیر و نقش ایران در آن باعث شده بخش قابل توجهی از جامعه عرب نگاه مثبتتری نسبت به ایران پیدا کنند؛ هرچند در برخی کشورهای منطقه، از جمله سوریه، این نگاه با چالشهایی همراه بوده است، درگیریهای تاریخی میان کشورهای عربی و اسرائیل از۱۹۴۸ به بعد برای مخاطبان این منطقه زمینهای فراهم کرده تا تحولات جدید را با حساسیت بیشتری دنبال کنند و برخی فرضیات پیشین درباره نقش بازیگران منطقهای مورد بازنگری قرار گیرد.
رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در ادامه اضافه کرد: پایگاههای آمریکا که پس از بحران کویت با هدف ایجاد امنیت در خلیج فارس ایجاد شد، اکنون در میان برخی نخبگان عرب بهعنوان عامل افزایش تنش قلمداد میشود، افزون بر این، در رسانهها و محافل فکری عربی این دیدگاه تقویت شده که تحولات اخیر بخشی از راهبرد گستردهتر اسرائیل و دولت نتانیاهو است و پیامدهای آن تنها محدود به ایران نخواهد بود و همچنین هیچیک از دولتهای عربی آمادگی ورود رسمی به درگیری یا پرداخت هزینههای آن را ندارند و برخی پیشفرضهای رایج درباره توان هژمونیک آمریکا یا اثر بازدارندگی آن، در پرتو جنگ اخیر مورد بازنگری قرار گرفته است.
وی در تحلیل وضعیت لبنان بیان کرد: رویکردهای متفاوتی نسبت به موضوع آتشبس در این کشور وجود دارد، اگر ایران تمایل به ایجاد آتشبس داشته باشد، برخی جریانها در لبنان با آن مخالفت میکنند تا روند تحولات به سود حزبالله و ایران تعبیر نشود، برخلاف گذشته، اکنون جامعه لبنان کمتر از حزبالله میخواهد عقبنشینی کند؛ زیرا اسرائیل با اقدامات خود در حال نقض وضعیت موجود است و حزبالله نیز متقابلاً پاسخ میدهد، دولت لبنان در تلاش است پرونده بحران داخلی خود را از درگیریهای منطقهای جدا نگه دارد و تنها در صورتی وارد مذاکره میشود که آتشبس رسمی در لبنان اعلام شود، در عین حال، سیاستمدارانی مانند نواف سلام، تمایل دارند فضای کشور از نفوذ مستقیم ایران و حزبالله در مسیر مذاکرات دور بماند.
آقای دکتر شیخ حسینی گفت: این جنگ نشان داد هیچیک از طرفین توان تحمیل اراده کامل یا حذف طرف مقابل را ندارد و شرایط به نقطهای رسیده که موازنهای نسبی برقرار است که این وضعیت برخی گزارههای پیشین درباره برتری مطلق قدرتها را زیر سؤال برده و حتی برای آمریکا نیز از منظر پرستیژ و اعتبار در نظام بینالملل پیامدهایی داشته است، در این جنگ، مباحثی مانند حقوق بشر و حقوق بینالملل بیش از هر زمان دیگری تابع منافع قدرتها جلوه کرده و همین موضوع اکنون در رسانههای غربی نیز مورد بحث قرار میگیرد.
رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با اشاره به ماهیت نامتقارن درگیریها اضافه کرد: گرچه توانمندیهای نظامی طرفین یکسان نیست، اما ایران و متحدانش به سطحی از قدرت رسیدهاند که میتوانند مانع پیشبرد برخی پروژههای منطقهای بدون در نظر گرفتن منافع خود شوند، سه مؤلفه «باورهای الهیاتی، جغرافیا و ایده مقاومت» بهعنوان عوامل امیدبخش، است که تداوم یک ایده اجتماعی و اعتقادی میتواند حتی در صورت حذف افراد یا فشارهای اقتصادی، ساختار مقاومت را حفظ کند و معادلات صرفاً مادی را به چالش بکشد.

وی در این نشست با اشاره به تحولات اخیر منطقه اظهار داشت: باوجود فشارها و پیچیدگیهای سیاسی، برخی عوامل از جمله باورهای دینی، ویژگیهای ژئوپلیتیکی ایران و تابآوری اجتماعی، موجب تقویت امیدواری نسبت به آینده شده است و موقعیت جغرافیایی ایران از جمله حضور در مجاورت تنگه هرمز، یکی از عناصر تولیدکننده قدرت است، همچنین جامعه ایران در مقایسه با برخی کشورهای عربی منطقه در برابر حملات و بحرانها شکل متفاوتی از واکنش اجتماعی و ماندگاری را تجربه میکند.
رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی توضیح داد: تداوم یک «ایده مقاومت» باعث میشود حذف افراد یا فشارهای بیرونی ساختارهای مرتبط را از میان نبرد و به دلیل «تعارض وجودی» میان ایران و اسرائیل، احتمال ادامه تنشها در بلندمدت وجود دارد، اما در کوتاهمدت عواملی مانند محاسبات هزینهـ فایده، فشارهای اقتصادی و سیاسی در آمریکا و محدودیتهای قانونی، احتمال بروز یک درگیری گسترده را کاهش میدهد.
آقای دکتر شیخ حسینی همچنین به شرایط لبنان پرداخت و در پایان یادآوری کرد: درحالیکه ایران خواستار گره خوردن مذاکرات به آتشبس در لبنان بوده، دولت لبنان مایل است بدون پذیرش این شرط وارد گفتگو شود و برای نخستینبار هیئت لبنانی با میانجیگری آمریکا مستقیماً با اسرائیل مذاکره کرده تا نشان دهد توقف مذاکرات به دلیل ایران نیست.
تهیه و تنظیم: صفورا صفایی
انتهای پیام/
نظر شما