در مراسم رونمایی از پوستر همایش ملی «اخلاق و روانشناسی»، حجتالاسلام والمسلمین علیزاده بر ضرورت گفتوگوی میانرشتهای برای همافزایی علمی تأکید کرد و آن را شرط رسیدن به پیشرفت واقعی در نظام دانایی و تحول علوم انسانی دانست.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، حجتالاسلام والمسلمین علیزاده، مدیر حوزههای علمیه خواهران کشور در مراسم رونمایی از پوستر همایش ملی «اخلاق و روانشناسی» با تبریک دهه کرامت و میلاد با سعادت حضرت علی بن موسی الرضا (ع) گفت: ما امروزه برای آنکه شاهد همافزایی علمی باشیم، بهشدت نیازمند نوعی گفتوگوی مؤثر میان رشتهها هستیم.
وی افزود: در غیر این صورت، میان ما آکادمیستها و اهل فکر ــ که گاه همچون جزیرههایی دورافتاده از یکدیگر عمل میکنیم ــ نوعی افتراق و شکافهای پرنشدنی شکل خواهد گرفت؛ در نتیجه، نظام کلان دانایی بهعنوان یک منظومه، راه به جایی نخواهد برد.
مدیر حوزههای علمیه خواهران کشور عنوان کرد: ما انسان و پدیدههای اجتماعی را ــ که عمیقاً چندوجهی و در نظمی پیچیده و ارگانیک قرار دارند ــ تقلیل میدهیم و هر کس با ادبیات و سنت علمیِ خاص خود، تنها گوشهای از آن را در دست میگیرد.
حجتالاسلام والمسلمین علیزاده خاطرنشان کرد: لذا، گفتوگوی میان سنتهای علمی عمیقاً مورد نیاز است و به هیچ عنوان نباید مورد غفلت قرار بگیرد. از اینرو، سرمایهگذاری در مطالعات میانرشتهای، سرمایهگذاریای راهبردی، اساسی و ضروری بهشمار میآید.
وی بیان کرد: از سوی دیگر، ما با دغدغهای مهم روبهرو هستیم که نهاد علم در ایران معاصر نیز با آن دست به گریبان است. در دوران پسااستعمار، بخشهای گستردهای از جهان با مسئلهای مشابه با عنوان «بومیسازی علم» مواجهاند؛ اما ما فراتر از بومیسازی، اقتضای نگاه خود را در قالب «اسلامیسازی علوم» پی میگیریم.
مدیر حوزههای علمیه خواهران کشور گفت: در بحث اسلامیسازی علوم، فراخواندن ظرفیتهای دانش و پایگاههای معرفتی جهان اسلام و منابع اسلامی از یک سو، و علوم جدید بهویژه در حوزه علوم رفتاری و علوم اجتماعی از سوی دیگر، ضرورتی جدی است. برای تحقق اسلامیسازی علوم، لازم است این سنتهای علمی با یاری یکدیگر در تعامل قرار گیرند و از یکدیگر بیاموزند. بهویژه با توجه به هدفی که ما بر اساس پیشفرضهای بنیادین، اصول حاکم و اهداف ترسیمشده در علوم اصیل و وحیانی اسلامی دنبال میکنیم، باید بتوانیم علوم جدید ـ از جمله علوم رفتاری مانند روانشناسی ـ را بازنگری و ویرایش کنیم.
حجتالاسلام والمسلمین علیزاده افزود: بدون این اتفاق، ما به اسلامیسازی علوم انسانی دست نمییابیم. اینکه صرفاً از یک رشته مدرن غربی آغاز کنیم و در همان بمانیم، بدون توجه جدی به سنتهای علمی خودمان، موجب میشود اسلامیسازی یا ناممکن باشد یا بسیار پرزحمت و دور از دسترس؛ بنابراین، فراتر از ضرورت توجه به مطالعات میانرشتهای، بحث اسلامیسازی علوم انسانی نیز ما را به توجه به ظرفیتهای قابلاشتراکگذاری و ابزارهای مهمِ ویرایش و پیرایش علوم جدید غربی ـ از جمله علوم رفتاری و بهویژه روانشناسی ـ فرا میخواند.
وی با بیان اینکه این رویداد با تأخیری طولانی همراه بوده و نباید به دهه پنجم عمر مبارک انقلاب اسلامی میرسید، اظهار داشت: چنین همایشی میتوانست و میبایست چند دهه زودتر شکل بگیرد، بهگونهای که امروز شاهد برگزاری، برای مثال، پنجمین همایش اخلاق و روانشناسی باشیم. با این حال، در هر صورت، امروز گامی مبارک در حال برداشته شدن است. پس از این نکات کلی، چند مطلب مشخصتر نیز تقدیم میکنم. نخست آنکه قصد دارم یک بحث انضمامی و جزئی را در قالب سیاههای از نقاط تماس مطرح کنم؛ نقاطی که میتوانند محور جستارها و پژوهشهای ما قرار گیرند و بهعنوان محورهای پژوهشی مورد توجه واقع شوند.
مدیر حوزههای علمیه خواهران کشور ادامه داد: در گستره تعامل اخلاق و روانشناسی، میتوان سیاههای از موضوعات و مسائل را مدنظر قرار داد. البته این دوازده موردی که تقدیم میکنم، در واقع دوازده عرصهاند و هر یک مشتمل بر پرسشها و مسائل جزئی قابل توجهی هستند که، از آنجا که جلسه تخصصی است، از توضیحات گسترده و بیانات تکمیلی مستغنیاند.
حجتالاسلام والمسلمین علیزاده بیان کرد:۱ـ بحث مبانی انسانشناختی در اخلاق اسلامی؛ اینکه چگونه میتوان از این مبانی به سود چابکسازی، و نیز نقد و ارزیابی انگارههای بنیادین روانشناختی مدرن استفاده کرد.۲ـ عوامل روانشناختی و نقش آنها در شناخت اخلاقی و قضاوت اخلاقی؛ اینکه کدام عوامل روانشناختی در شکلگیری شناخت اخلاقی و در فرایند قضاوت اخلاقی ایفای نقش میکنند.
مدیر حوزههای علمیه خواهران کشور گفت: ۳ـ سازوکارهای روانشناختی در شکلگیری انگیزش اخلاقی؛ مقصود از «شکلگیری» آن فرایندهایی است که در پی خود، تمامی تغییرات و تحولات انگیزش را نیز به همراه میآورد؛ از جمله مسئله نامآشنای آکراسیا (گسست نظر از عمل) یا همان بحث ضعف اراده اخلاقی. ۴ـ تأثیرات دوسویه هیجانات بر صفات اخلاقی؛ یعنی تأثیر هیجانات روانشناختی بر رذایل و فضایل، و نیز تأثیر رذایل و فضایل اخلاقی بر هیجانات، که چگونه بر یکدیگر تأثیر متقابل میگذارند و از هم تأثیر میپذیرند.
حجتالاسلام والمسلمین علیزاده گفت: ۵ـ رهاوردهای دانش روانشناسی برای تحلیل و ایضاح مفاهیم پایه اخلاقی. ۶ـ ارائه روشها و تکنیکهایی برای سنجش اخلاق یا سنجش ویژگیهای اخلاقی. ۷ـ مفروضات روانشناختی در حوزه جنسیت و اخلاق. ۸ـ بحث رشد اخلاقی؛ شامل سازوکارها و قانونمندیهای رشد اخلاقی. ۹ـ تکنیکهای شکلدهی و تثبیت رفتارها و عادتوارههای اخلاقی. ۱۰ـ تعاملها و دادوستدهای روششناختی میان مکاتب اخلاقی و مکاتب یا نظریههای روانشناسی. ۱۱ـ پیشنیازها و پیامدهای روانی مدل زیست اخلاقی (سبک زندگی) و ۱۲. مشاوره اخلاقی: بررسی سهگانگی اطلاقها در حوزه مشاوره اخلاقی.
سه پارادایم کلان در علوم انسانی
وی با بیان اینکه در علوم انسانی، بهطور کلی، سه دستگاه کلان یا سه پارادایم داریم: پارادایم تجربی، پارادایم تفسیری و پارادایم انتقادی، یادآور شد: به نظر میرسد آنچه سنت رایج در غرب است، در چارچوب پارادایم تجربی، روانشناسی را شکل داده و این مسیر را پیش میبرد. با این حال، در تأملات عمیق فلسفهٔ علم میتوان این سنت را بدین امر دعوت کرد که خود را از رهآورد مطالعات در پارادایمهای تفسیری و انتقادی محروم نگاه ندارد و اصرار نورزد که همچنان به رویکرد تکصدایی خود ادامه دهد، بلکه وارد فرآیند تجربهآموزی و یادگیری از پارادایمهای دیگر شود.
مدیر حوزههای علمیه خواهران کشور تصریح کرد: اگر تعصبها را کنار بگذاریم، اصحاب یک دانش باید از هرگونه امکان یادگیری و آموختن استقبال کنند. من میخواهم به تجربهای شایستهٔ توجه و سرمایهگذاری در ذیل سنتهای مطالعات روانشناختی اشاره کنم و آن، بحث روانشناسی فرهنگی است. در پارادایم انتقادی با این مقوله مواجهیم که گروهی از متفکران، منابع، پایگاهها و کانونهای تولید دانش در غرب را بر اساس نگاههای سیاسی و اجتماعی به نقد میکشند؛ بدین معنا که نشان میدهند زرادخانههای دانش غربی، با وجود اتخاذ ژست بیطرفی و حتی اصرار بر آن، در بنیاد خود با نوعی سوگیری به نفع مجموعهای از روابط قدرت عمل میکنند.
حجتالاسلام والمسلمین علیزاده خاطرنشان کرد: برای مثال، آیا ما دچار نوعی تبعیض ساختاری در فهم انسان بهعنوان اُبژهٔ مطالعات روانشناختی هستیم یا نه؟ آیا، خواسته یا ناخواسته و گفته یا ناگفته، موضوع اصلی مطالعات روانشناختی همان انسانِ سفیدپوستِ غربی است یا خیر؟ این مسئله در مطالعات انتقادی بهطور جدی مورد توجه قرار گرفته است؛ بدین معنا که ما با گونههایی از تبعیض در لایههای عمیق و پنهان دانش مواجهیم.
وی گفت: از منظری دیگر، اگر به قرآن کریم بازگردیم، بررسیهایی که بنده در دهه گذشته انجام دادم به این جمعبندی رسید که آنچه برخی از حکما و مفسران بزرگ مسلمان بر آن تأکید دارند این است که انسان یک نوع واحد نیست، بلکه دارای گونههایی است. به تعبیر منطق قدیم، مفهوم «انسان» جنسی است، نه نوع. در آن مطالعه به این نتیجه رسیدم که قرآن، در یک طیفشناسی از حیث قانونمندیهای روانشناختی و رفتاری، انسانها را به سه گونه تقسیم میکند. این گونهها از سازوکارهای روانشناختی یکسانی پیروی نمیکنند، بلکه هر یک قانونمندی خاص خود را دارند: انسان مؤمن، انسان کافر و انسان فاسق.
مدیر حوزههای علمیه خواهران کشور افزود: انسان مؤمن اساساً الگو و سبک شکلگیری شناختها، باورها، ایمان، انگیزشها، عواطف و هیجانها، رفتارها، عادتوارهها و در نهایت خصلتهایش را بر پایه قواعدی سامان میدهد که در عین داشتن اشتراکاتی با انسان کافر، واجد اختصاصات متمایزی نیز هست. در امتداد این طیف، گونه سومی نیز وجود دارد به نام انسان فاسق که او نیز از الگوها و قانونمندیهای خاص خود پیروی میکند؛ هرچند هر سه گونه، از قانونمندیهای کلان مشترکی نیز برخوردارند.
حجتالاسلام والمسلمین علیزاده تأکید کرد: سالهاست روانشناسی فرهنگی و علوم اجتماعی هر دو بر این نکته تأکید دارند که قانونمندیهای فرهنگی جوامع شرقی در مقایسه با جوامع غربی، امتیازات برجسته و روشنی دارند. بهصورت فشرده و در یک کلام میتوان گفت که جمعگرایی جوامع شرقی در برابر فردگرایی جوامع غربی، خود دنیایی از مناسبات، مدلهای ارتباطی، قانونمندیهای رفتاری، نظامهای ارزشی و الگوهای هنجاری متفاوت را پدید میآورد.
وی اظهار داشت: من گمان میکنم بهعنوان نمونهای نسبتاً آزمودهشده و پیشرفته، گونهای از مطالعات روانشناسی فرهنگی ـ با وجود ملاحظاتی که پیرامون آن وجود دارد ـ میتواند نمونهای متفاوت از مطالعات روانشناختی باشد که اصرار خود بر متدولوژی و پارادایم صرفاً تجربی را کنار میگذارد. ما میتوانیم این رویکرد را بر پایه منابع وحیانی خود بهطور جدی غنی و پیراسته سازیم. چنین رویکردی میتواند نشان دهد که ارزشهای اخلاقیِ برگرفته از منابع وحیانی، در چارچوب مدل اخلاق توحیدی که ما از آن پیروی میکنیم، قادر است مطالعات روانشناختی درباره انسانهای مسلمان و جوامع ایمانی، مانند جامعه ایران، را با تفاوتی معنادار و قابل توجه روبهرو سازد.
مدیر حوزههای علمیه خواهران کشور عنوان کرد: از همین روست که اندیشکدهها و پژوهشکدههای جدی وابسته به نظام سرمایهداری لیبرال و نظام سلطه، که بهطور فعال از لایههای نرمافزاریِ پشتیبان مناسبات سیاسی و روابط بینالملل حمایت میکنند، در پیشبینی رفتار انسان ایرانیِ مسلمانِ معتقد در شرایط کنونی ناموفق بودهاند. آنچه در واژگان اصیل فرهنگ دینی، رهبر شهید انقلاب اسلامی از آن با عنوان «مبعوث شدن» و «ملت شدن» یاد میکنند، امروز در چارچوب تبیینهای علوم اجتماعی و علوم رفتاری نشان میدهد که ابزارهای علم مدرن غرب برای واکاوی و تبیین این پدیده چندان موفق نبودهاند.
حجتالاسلام والمسلمین علیزاده در پایان گفت: این امر نشان میدهد که باید چشمها را شست و گونهای دیگر دید؛ ما نیازمند سامانههای دانشی و ابزارهای متفاوت، با بنیانها و مبانی متمایز هستیم. این همایش میتواند دانش اخلاق توحیدی را بهعنوان پیشبرنده، اصلاحکننده و تقویتکنندهٔ انگارههای رایج روانشناختی غربی به این عرصه وارد سازد و ظرفیتهای آن را در اختیار ما قرار دهد. در عین حال، اخلاق اسلامی نیز میتواند از پیشرفتهای شایان توجه دانش روانشناختی در پیشبرد اهداف خود بهره ببرد.
انتهای پیام/
نظر شما