آدمی در "آستانه"، متکون میشود، زیست میکند و به مقتضای آیه کریمه "لترکبن طبقا عن طبق" هیچ گاه این "در آستانه بودن " پایان نمییابد.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، ما همیشه در آستانه گذر از مرحلهای به مرحله دیگر هستیم؛ از مادیت به تجرد، از حیوانیت به انسانیت، از نفس ناطقه به نفس قدسی و... . این اسفار اربعه صدرایی و سیر در هفت شهر عشق عطاری و سلوک در بطون سبعه عرفانی، یک پیام خواهند داشت که آدمی همیشه مسافر است و به وزان لایتناهی بودنِ کمال، این حرکات نیز نامتناهی خواهد بود. چنین سرشت سیاری، وامدار "زیستن در آستانه" است؛ اینکه ما بدانیم ما همیشه در حال گره زدن پیشین به پسین هستیم، چنان که اهل سلوک میگویند "إنک لم تزل مسافر".
آنچه در این قوس نزول و صعود مهم است، ساخت یک هویت وحدانی از دل این تطورات است. این حقیقت جمعی احدی، از طریق جهتگیری ِ همه اوصاف به سوی وصف جامع محقق میشود؛ چیزی که در اخلاق اسلامی به عنوان "عدالت"، در عرفان اسلامی به عنوان "اسم جامع الله" و در فلسفه به عنوان "کلی سعی سریانی" شناخته میشود. یافتن صراط مستقیم و استقامت در این حرکت، جز با تشخیص ربطِ هر حرکت با آن هویت وحدانی ممکن نیست. سالک باید بداند جهاز معرفتی و قوای عملی او تنها یک نشانگر دارند؛ حرکتِ رو به رشد و کمال برای هویت الهیِ انسان.
آنچه اکنون در ایرانِ ما، خصوصا در شرایط آتشبس، شاهد آن هستیم نیز "زندگیِ در آستانه" است؛ آستانه جنگ و صلح، آستانه تبدیل شدن به قدرت جهانی، آستانه اتحاد ملی بی همتا، آستانه وحدت سیاسیِ جناح ها در امور مهمه، آستانه پیوند مسئولیت و مدیریت در صحنه و... . باید توجه داشت که همه مقاطع حرکت، به موقعیت در آستانه بودن منجر نمیشود، بلکه لازم است تبدل مهمی در اوصاف رخ دهد، ما سال ها تلاش کردهایم تا به این آستانه از شکوه، اقتدار، دانش، اتحاد و امنیت برسیم. "زیستن در آستانه" به همه اهل خیابان، نظامیان میدان و دولتمردان دیپلماسی، گوشزد میکند ما باید تلاش کنیم و بسیار تلاش کنیم تا راه صحیح را بیابیم و این تلاش و مقاومت، مهمترین وظیفه ماست، چیزی که انسانیت، اسلامیت، ایرانیت و آزادگی ما به آن وابسته است. هرگونه تعلل و حرکت اشتباه که ما را از این آستانه سرنوشت ساز خارج کند، حرکتِ تاریخی تمدن اسلامی را مختل خواهد کرد. هر کدام از ما صراط مستقیمی داریم که ملاک تشخیص آن از بین هزاران مسیر پر نشیب و فراز، "هویت جمعی ایران باشکوه" است؛ ایران اسلامی سرافرازی که دیگر سایه جنگ نداشته باشد، همه چیزش بومی باشد، ملتش در اوج وحدت باشند و مسئولانش خیرخواه ترینِ نسبت به صلاح سیاسی و... .
برای گره زدن این مرحله از ایرانِ الهی به مرحله دیگر آن، حواس مان باشد هیچ چیز جز ایرانِ الهی مقتدر، تعیین کننده نیست، یادمان باشد ما فقط ایران و یا حتی فقط جبهه مقاومت نیستیم، ما امت اسلامی هستیم که مهمترین حالت این زیستن در آستانه ی ما، جامعه منتظر بودن است؛ "هویت انتظاری" از ما سربازانی میسازد که همه چشمشان به اراده صاحب این عصر است.
بیایید هر کداممان خود را خطاب این بیداری و استقامت بدانیم و بدون آسیب زدن به دیگری که آیا دارد درست عمل میکند یا خیر، بهترین عملِ خودمان را انجام دهیم، این همان دستور الهی است وقتی میفرماید:
فَاستَقِم کَما أُمِرتَ وَمَن تابَ مَعَکَ وَلا تَطغَوا إِنَّهُ بِما تَعمَلونَ بَصیرٌ ﴿۱۱۲ هود﴾
دکتر زهرا شریف
عضو هیئتعلمی پژوهشکده زن و خانواده
انتهای پیام/
نظر شما