کد مطلب: 145161
۲۳ اسفند ۱۴۰۴، ۱۰:۳۵
یادداشت| از قفس آهنین تا افق توحیدی

عضو هیئت‌علمی پژوهشکده زن و خانواده در یادداشتی به موضوع راهپیمایی روز قدس پرداخت و نوشت: ملت بزرگ ایران، در راهپیمایی عظیم روزقدس، بار دیگر نشان داد که چگونه می‌تواند افق‌های مسلط تمدن مدرن غربی را به چالش بکشد.

به گزارش پایگاه خبری و رسانه‌ای حوزه‌های علمیه خواهران، زینب تاجیک، عضو هیئت‌علمی پژوهشکده زن و خانواده در یادداشتی نوشت: ملت بزرگ ایران، در راهپیمایی عظیم روزقدس، بار دیگر نشان داد که چگونه می‌تواند افق‌های مسلط تمدن مدرن غربی را به چالش بکشد. واکنش جمعیتی که در لحظه فشار، تهدید و حتی بمباران، نه پراکنده می‌شود و نه به عقب‌نشینی تن می‌دهد، بلکه با فریاد «الله‌اکبر» بر یک هویت و معنای مشترک تأکید می‌کند، نشانه نوعی کنش اجتماعی است که ریشه در یک افق تمدنی خاص دارد.

برای فهم چنین صحنه‌ای، باید به تفاوت دو الگوی بنیادینِ فهم انسان در سنت مدرن غربی و در سنت تمدن توحیدی توجه کرد.

در بسیاری از تحلیل‌های کلاسیک مدرنیته، جهان مدرن با فرایند فزاینده‌ی عقلانی‌شدن و سیطره‌ی عقلانیت ابزاری توصیف می‌شود؛ فرایندی که در آن کنش انسانی هرچه بیشتر در چارچوب محاسبه‌ی کارآمدی، سود و حفظ بقا معنا می‌یابد. ماکس وبر این وضعیت را با استعاره‌ی مشهور «قفس آهنین» توضیح می‌دهد؛ نظمی که در آن ساختارهای عقلانی و اقتصادی، افق‌های معنایی انسان را محدود می‌کنند.

در ادامه‌ی همین مسیر، چارلز تیلور در تحلیل «عصر سکولار» نشان می‌دهد که در تجربه‌ی مدرن غربی، امکان زیست انسانی به‌تدریج در چارچوب نوعی اومانیسم خودبسنده تعریف می‌شود؛ افقی که در آن معنا و هویت عمدتاً در درون جهان انسانی جست‌وجو می‌شود و ارجاع به امر متعالی دیگر شرط ضروری فهم کنش انسان نیست.

اما صحنه‌ای که ملت مبعوث شده ایران در این راهپیمایی رقم زد، از افقی دیگر خبر می‌دهد. در سنت تمدن توحیدی، انسان صرفاً موجودی محاسبه‌گر یا تابع منطق منفعت نیست. کنش انسانی می‌تواند در پیوند با ایمان، تکلیف و تعهد به حقیقت معنا پیدا کند.

در چنین افقی، مفاهیمی چون ایثار، مقاومت و شهادت نه رفتارهایی نامعقول، بلکه بخشی از یک منظومه‌ی معنایی‌اند که در آن ارزش‌های قدسی می‌توانند بر محاسبات صرفاً مادی غلبه کنند؛ و انسان توانایی شکستن این «قفس آهنین» را می‌یابد.

از این منظر، آنچه در این صحنه دیده می‌شود ظهور یک منطق تمدنی متفاوت است. در اینجا دو تفسیر از انسان در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند:
از یک سو انسانی که در چارچوب محاسبه‌ی بقا، امنیت و منفعت تعریف می‌شود و از سوی دیگر انسانی که در پرتو ایمان، قادر است از این محاسبات عبور کند.

فریاد «الله‌اکبر» در چنین لحظه‌ای یک شعار معمولی نیست؛ اعلام حضور افقی است که در آن ایمان می‌تواند بر ترس غلبه کند، معنا بر منفعت پیشی بگیرد و انسان از قفس آهنین محاسبات صرفا مادی رها شود. درست در همین نقطه است که چالش واقعی آغاز می‌شود: چالش یک تمدن که انسان را موجودی محاسبه‌گر می‌بیند با تمدنی که او را موجودی مؤمن و متعهد به حقیقت می‌داند.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha