ما همیشه نگران آیندهایم؛ نگران اینکه فرزندانمان در دنیای پر از هیاهوی امروز، چگونه هویت خود را حفظ میکنند؟ چطور میتوانیم توحید را از یک مفهوم انتزاعی به یک سبک زندگی واقعی برای آنها تبدیل کنیم؟
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، تربیت، فقط آموزش «بایدها» و «نبایدها» نیست؛ تربیت، «الگوگیری» است. کودک، بیش از آنکه به حرفهای ما گوش دهد، به سبک زندگی کردن ما و الگوهایی که برایش ترسیم میکنیم، نگاه میکند. این یک اصل قرآنی است که خداوند در سوره احزاب (آیه ۲۱) به آن اشاره دارد: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» «اسوه» یعنی آنقدر نزدیک که میتوانی قدمبهقدم او را تقلید کنی.
الگوگیری؛ تکنولوژی تربیتی توحید
در نظام تربیتی اسلام، کودک در هفت سال اول زندگی (دوره سیادت)، میل شدیدی به «تقلید» و «مشاهدهگری» دارد. اگر ما در این دوره، سیره اهلبیت (ع) را نه به عنوان «داستانهای تاریخی» که به عنوان «مدلهای رفتاری» به او معرفی کنیم، در واقع داریم سیستمعامل وجودی او را بر پایه «توحید» تنظیم میکنیم. کسی که در کودکی با رفتار معصومین عجین شده باشد، در بزرگسالی دیگر یک فرد منفعل نیست؛ او «تمدنساز» است.
اجازه بدهید این بحث نظری را با یک تجربه ملموس در کلاس ریاضی توضیح دهم. در یکی از جلسات، دو شاگرد کوچکم بر سر تصاحب یک مداد رنگی با هم جر و بحث میکردند. میتوانستم به آنها دستور بدهم «با هم مهربان باشید»، اما به جای آن، در گوشِ یکی از آنها گفتم: «میدانی امام حسن(ع) و امام حسین(ع) قهرمانان مهربانی بودند. فکر میکنی اگر آنها اینجا بودند، با این مداد چه کار میکردند؟»
کودک، مداد را در دستش شل کرد. او دیگر «خودش» نبود؛ او داشت «تلاش میکرد مثلِ امامش باشد». او با این کار، توحید را تجربه کرد؛ چرا که یاد گرفت «رضایت خدا» از طریق «خوشحال کردن دیگران» به دست میآید . این یک جرقه است که میتواند شخصیت کودک را دگرگون کند.
ممکن است بپرسید ربط این «مداد» با «تمدن» چیست؟ پاسخ ساده است: تمدن، چیزی جز «مجموعه رفتارهایِ نهادینهشدهی یک جامعه» نیست. وقتی کودک یاد میگیرد «ایثار» کند، «عدالت» را در بازیاش رعایت کند و «مسئولیتپذیر» باشد (به تأسی از اهلبیت)، او در آینده به مدیر، معلم، مهندس یا شهروندی تبدیل میشود که برای پیشرفت کشورش، منافع جمعی را بر منافع شخصی ترجیح میدهد.
تربیت توحیدی، زیربنای اصلی توسعه است. جامعهای که افرادش در کودکی «قهرمانان الهی» را دیده و تقلید کردهاند، جامعهای است که در آن «اخلاق عمومی» بهجای «زور و اجبار» با «باور قلبی» اداره میشود.
زهرا شاهسنایی
طلبه و پژوهشگر
انتهای پیام/
نظر شما