پیام معاون آموزش سابق حوزه‌های علمیه خواهران به فرزندان خانم داودی

شناسه خبر : 90186

1399/01/07

تعداد بازدید : 781

پیام معاون آموزش سابق حوزه‌های علمیه خواهران به فرزندان خانم داودی
همزمان با نخستین شب جمعه رحلت غم انگیز و جانکاه سرکار خانم داودی معاون آموزش حوزه‌های علمیه خواهران، جناب آقای خالقی معاون آموزش سابق حوزه‌های علمیه خواهران در پیامی خطاب به فرزاندان ایشان، دلنوشته کوتاه آن مسافر آسمانی را به مناسبت شهادت حاج قاسم منتشر کرد.

به گزارش خبرگزاری کوثر، آقای خالقی در پیام خود خطاب به فرزندان خانم داوودی آورده است: ایشان در اولین شب جمعه بعد از شهادت حاج قاسم، متنی را برایم فرستاد که گویا حرف دل این پنجشنبه ما در فراق خود اوست:

«عصر پنجشنبه همیشه یادآور عزیزان آسمانی مان است؛ اما این پنجشنبه جور دیگری است...، بغض گلوگیر، دلتنگی سخت و سیل بی پایان اشک... .

خدایا این عزیزتر از جانمان را آنگونه که خود سزاوار میزبانی هستی؛ بپذیر. بر قلب سوخته ما رحم کن و به زودی زود، چشمانمان را به دیدارش در رکاب مولایمان منور گردان. خدایا ما را شبه سلیمانی گردان...»

متن پیام آقای خالقی به محمدامین و فهمیه، فرزندان فریده داودی چنین است:

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین
عزیزانم محمد امین و فهیمه!
 

سلام و هزار تسلیت!
مادر سفر کرده شما، از دید من بانویی بود فریده؛ به مسمای اسمش خاص و کم نظیر! شاید بتوان "شهیده خدمت"ش نامید؛ گرچه هنوز عروجش را باور نکرده ایم.

از آشنایی و آغاز زمان همکاری مان، بیش از بیست سال گذشته است. بعد از گذشت چنین مدت طولانی ای در مجموع می توانم اینطور معرفی اش کنم: خدمتگزار حوزه، خوش استعداد، تکلیف مدار، پرکار و کم توقع، دارای عزت نفس، ایثارگر، خیررسان، بی اعتنا به دنیا، دارای فهم و درک عمیق از حوادث، مدیر و مدبر، علاقمند به اهلبیت علیهم السلام و باورمند به نظام و رهبری و شهدا و یک همسر و مادر خوب.

توصیف آدم های خاص، آسان نیست، اما می توان از مجموع رفتارهایشان نمونه هایی ارایه داد تا به شناساندن آنان کمی کمک کند. من هم بخشی از آنچه در دو دهه همکاری از او دیده ام؛ برایتان می نویسم:

- مادرتان در کسوت استادی حوزه، مسئولیت مدرسه علمیه و سال ها مدیریت ارشد در مرکز مدیریت، به حوزه های علمیه خواهران در نوع خود، خدمتی بی نظیر کرد. جمعی محدود از خواهران، با حفظ ارزش های دینی و اخلاقی، مراعات تقوا و ایجاد آرامش و حفظ سلامت محیط، در شکل گیری، رشد و ثمر دهی شجره طیبه مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران نقشی مهم داشتند و بزرگ ترین خدمت را به آن مجموعه مبارک نمودند. در عرصه قیامت کبری در پیشگاه خدای تعالی شهادت خواهم داد که در این دوره طولانی، یک غیبت از همکاران خواهر خودم در معاونت های آموزش و پژوهش نشنیدم، یک جمله که بوی تعفن منیت از آن استشمام شود، بر زبانشان جاری نشد و از آنان خدمتی جز برای خدا ندیدم و باز شهادت خواهم داد که در ایجاد این فضای ایمانی مادر شما نقش اساسی ایفا می کرد.

 - خواهر دینی من خوش استعداد بود و فهمی تحلیلی داشت. خوب درس می خواند و خوب تدریس می کرد، موجز می نوشت و بلیغ سخن می گفت.

- تکلیف مدار بود. پیشنهاد پست معاونت آموزش مرکز مدیریت، از سال ۸۱ در باره اش طرح شد. اما حاضر به پذیرش آن نشد تا وقتی که در سال ۹۶ احساس تکلیف کرد و با اکراه آن را پذیرفت.

- پرکار و کم توقع بود. حداقل در بین مسئولان، بیشترین وقت را بدون دریافت مزیتی اضافی؛ برای کار مرکز می گذاشت. رسما و کتبا خواسته بود برایش اضافه کاری محاسبه نشود. در مدت مسئولیت، از امکانات مرکز برای رفت و آمد استفاده نکرد.

- عزت نفس داشت. ناگزیرم در اینجا رازش را برایتان فاش کنم. علیرغم خواست بنده و مسئولان وقت مرکز، حق الزحمه محمد امین عزیز در مدت همکاری اش با معاونت آموزش، از جیب مادر پرداخت شد؛ به درخواست و اصرار مادر.

- از خود گذشته بود. برای خدمت به مرکز تا پای جان، ایثار کرد. می توانست بعد از بازنشستگی، مخصوصا در ایام شیوع بیماری همه گیر، در خانه بماند. اما با وجود پیدایش علایم اولیه بیماری؛ بازهم پای کار ایستاد. مانند دوست عزیزم شهید قهاری که قبل از عملیات والفجر ۸ ، دوره وظیفه اش تمام شد؛ اما گفت: می مانم تا بعد از عملیات و در همان عملیات شهید شد! با این تفاوت که او خودش وظیفه اش را تشخیص داد و عمل کرد اما اینجا خانم داودی، تسلیم تشخیص وظیفه دیگران شد.

- خیرخواه دیگران و سخاوتمند بود. به نیازمندان کمک و مساعدت بلاعوض داشت و گاهی برای کمک به معیشت دیگران، برایشان وام یا نماز و روزه استیجاری فراهم می کرد.

- به دنیا و عناوین اعتباری اش اعتنایی نداشت. زیر عکس مرحوم علامه طباطبایی نوشتم: "باور می کنید آدم حاضر نیست لذت تماشای این عکس را با لذت حکومت بر هفت اقلیم جهان هستی عوض کند؟" پاسخ داد: "حکومت برهفت اقلیم که لذت نیست، یک چیز بگویید که لذت داشته باشد!" در عین حال مقدس مآب نبود و به زهدگرایی تظاهر نمی کرد.

- در امور مدیریتی، خوب فکر می کرد؛ خوب می فهمید، خوب تصمیم می گرفت و در حد امکان، شجاعانه و قاطع عمل می کرد. از وقایع و رخدادها تحلیلی درست ارایه می داد و در مسائل تلخ و شیرین مرکز، واقع بینانه و منصفانه قضاوت می کرد. در شناخت آدم ها، تیزبین بود و در کوتاه ترین برخورد؛ شناخت خوبی از آنها پیدا می کرد.

- به اهلبیت علیهم السلام، علاقه فراوان داشت. با وجود سنگینی وظایف و اشتغال دائم به آنها؛ در مجالس زیارت عاشورا و روضه مرکز، معمولا حضور می یافت و فرصت را برای زیارت حرم مطهر رضوی غنیمت می شمرد... امید داریم روح پاکش مستقیم به دیدار حضرات معصومین علیهم السلام در جهانی دیگر و بالاتر شتافته باشد ان شاءالله.

- او سربازی جان برکف و علاقمند به نظام و رهبری بود. گاهی از ناملایمات و سوء مدیریت و کج فهمی ها ابراز ناراحتی و دل نگرانی می کرد؛ اما این مسئله از علاقه و باورش به اصل نظام و رهبری نمی کاست و همواره از ارزش ها ودستاوردهای انقلاب و امام دفاع می کرد. با شهدا رابطه ای خاص داشت؛ در مناسبت ها به یاد آنها بود و به حالشان غبطه می خورد. بعد از شهادت حاج قاسم عزیز، برای تسلیت گویی، عکسی از سرادر برایم فرستاد و زیر آن نوشته بود:  

در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن/ من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود.

- بسیار عاطفی و مهربان بود. اگر چه دلسوز نوامیس امام عصر ارواحنا فداه و عاشق خدمت به آنان بود و گره گشایی از مشکلات آنان را نعمت بزرگ خدای تعالی در حق خود می دانست، اما در این میان، عواطف مادرانه اش، انگیزه ای قوی به او می بخشید که به خاطر بودن در کنار همسر و شما دو عزیز و پاره تنش؛ تقاضای جدی مرکز را برماندن و ادامه همکاری نادیده گیرد و بر بازنشستگی اصرار ورزد. همیشه از اینکه شما و پدر بزرگوارتان ایثار کرده و گاهی از حق خودتان می گذرید تا او برای کارش وقت بیشتری داشته باشد؛ اظهار شرمندگی می کرد. وقتی از شما و علاقه اش به بودن بیشتر در کنارتان سخن می گفت؛ مهر مادری از کلام و نگاهش می ترواید. بی تردید اکنون در دنیایی است که حضورش در زندگی شما بیشتر و دعایش هم به اجابت نزدیک تر است و بی تردیدتر، اینکه دورادور مراقبتان است و در حقتان بسیار دعا می کند.

عزیزانم! جای خالی آدم هایی از جنس مادرتان؛ هرگز پر نمی شود. آنان از جنسی هستند که هیچوقت برای خودشان نیستند و برای دل خودشان زندگی نمی کنند. همانگونه که دوستان و آشنایان و بستگان نیز نمی توانند یاد آنان را فراموش کنند. خاطره خواهر خوب من نیز تا زنده ام، هرگز از یاد نخواهد رفت.

او در اولین شب جمعه بعد از شهادت حاج قاسم، متنی را برایم فرستاد که گویا حرف دل این پنجشنبه ما در فراق خود اوست:

 «عصر پنجشنبه همیشه یادآور عزیزان آسمانی مان است؛ اما این پنجشنبه جور دیگری است....بغض گلوگیر، دلتنگی سخت و سیل بی پایان اشک... .

خدایا این عزیزتر از جانمان را آنگونه که خود سزاوار میزبانی هستی؛ بپذیر. بر قلب سوخته ما رحم کن و به زودی زود، چشمانمان را به دیدارش در رکاب مولایمان منور گردان. خدایا ما را شبه سلیمانی گردان...»

 اجازه بفرمایید در پایان این نوشته به چند نکته هم اشاره کنم:

- مطمئن هستم نگاه او بیش و پیش از هر کس دیگر متوجه شماست و یقین دارم بزرگ ترین دغدغه شما هم استمرار راه نورانی و پر برکت مادرتان و کسب رضایت خاطر اوست، که رضای خدای سبحان را به دنبال دارد. آنگونه که در زندگی این دنیا از شما راضی بود، در عالم برزخ هم از شما راضی باشد. برای تحقق این مهم، گوشه ای از یافته های خود از زندگی ایشان را بدون مبالغه و بزرگ نمایی برایتان بازگو کردم. 

- معمولا بعد از وفات افراد و در مقام تمجید از آنان سعی می شود از آنها چهره ای قدیس، دست نیافتنی، معصوم و به دور از خطا ارائه دهند. همه آنچه گفته شد، بخشی از خوبی و نقاط مثبت زندگی مادر شما بود. طبیعی است بیان اینها امکان بعضی خطاها را در زندگی شخصی و اداری ایشان نفی نمی کند. نفی خطای مطلق، فقط مربوط به معصومان علیهم السلام است.

- تقدیر الهی بر این تعلق گرفت که مادر شما در این دنیا تجلیل نشود. بازنشستگی و تودیع و... در حیات و تشییع و ختم و ... بعد از وفات. اما محبت ده ها هزار طلبه و استاد خواهر، قربانی و دعاهای آنان در ایام بیماری، ذکر و ختم قرآن، توسل ها و صلاة لیلة الدفن، نشان از عمق نفوذ محبت او در دل اهل ایمان دارد. در تشییع او هم اگر چه به ظاهر افراد کمی شرکت کردند؛ ولی شاید از چشم ملکوتیان می شد نزول افواج ملائکه مقرب و حضور اولیای الهی را در تشییع و تدفین او شاهد بود.

- ان شاء الله دوستان ایشان به شرط حیات و توفیق، تلاش خواهند کرد تا با معرفی شایسته آن مدیر فهیم و امین حوزه های خواهران، تصویری زیبا از الگوی عملی زن مسلمان انقلابی، به ویژه برای حوزویان ارائه کنند.

- مادر شما استعداد ذاتی مدیریتی داشت اما مرحوم آیت الله شرعی، آن استعداد را کشف کرد؛ حاج آقای جمشیدی آن را به بلوغ رساند و حاج آقای بهجت پور ظرف استفاده حداکثری از آن را در مرکز فراهم نمود و حقیقتا رحلتش ضایعه ای جبران ناپذیر برای مرکز مدیریت و حوزه های خواهران بود.

عزیزانم! شما را به خدای مهربان حکیم می سپارم و فرمایشی از امام صادق علیه السلام را به عنوان بشارت و بهترین تسلای خاطر شما در فراق آن نفس مطمئنه و آن راضیه مرضیه ای که تسلیم در برابر اراده حکیمانه او بود، تقدیم حضورتان می کنم:

 "قال الله عز و جل فی وصف من عمل برضاه:... و اذا نزل به ملک الموت، یقول: مرحبا بک، فطوبی لک، طوبی لک، ان الله الیک لمشتاق!"

اقل الاقلین و اذل الاذلین. محمود خالقی