ضرورت توجه به آینده تغییرات خانواده در ایران فردا

شناسه خبر : 80027

1398/05/12

تعداد بازدید : 159

ضرورت توجه به آینده تغییرات خانواده در ایران فردا

یادداشت/ علی توسلی کجانی: خانواده، از ارکان اصلی هر جامعه محسوب می‌شوند تا جایی که در اسلام سفارش‌ بسیاری بر تشکیل خانواده شده است. امروزه شاهده تغییرات پرشتاب فرهنگی و اجتماعی در حوزه خانواده هستیم که ناشی از ظهور مدرنیته و تغییرات جهانی است. تحولات و دگرگونی‌های شکل گرفته در چند دهه اخیر بر مبنای تجربه گذار از سنت به مدرنیته، تمامی ابعاد و زوایای خانواده ایرانی را تحت تأثیر قرار داده است. برخی از شاخصه‌های اصلی مدرنیته که توانسته‌اند در خانواده ایرانی تاثیر بگذارد مواردی چون عقلانیت، فردگرایی، خودمحوری، تفکر سود گرایانه ناشی از عقلانیت ابزاری و نقد سنت هستند.  این یادداشت به دنبال این است که روند تغییرات، جهت تغییرات، سناریوهای تغییرات و آینده تغییرات در حوزه خانواده را مطرح کند تا پژوهشگران، برنامه‌ریزان و مدیران بتوانند آینده‌های ممکن، مطلوب و مرجح در حوزه زنان و خانواده کشور را تشخیص دهند و متناسب با آن به طراحی برنامه بپردازند.

وندل بل پدر علم آینده پژوهی در کتاب مبانی آینده پژوهی می نویسد: تنها اصل تغییر ناپذیر حیات تغییر دایمی پدیده‌ها است. او با طرح این گزاره معرفت شناسانه به دنبال این است که بگوید تغییرات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و غیره به صورت دایمی در تمام ساحت‌های انسان درحال رخ دادن است و از آن گریزی نیست و برای این که تغییرات ما را غافل‌گیر نکند باید به استقبال آینده برویم. استقبال از آینده با تکنیک‌های آینده پژوهی همچون سناریوسازی، دلفی، آینده‌نگاری، تحلیل روند و غیره است.

آن‌چه در مطالعات آینده پژوهانه مهم است نقش «علایم ضعیف تغییر است» که در واقع نشانه‌هایی از آینده و قاصدان فردا هستند و درک یا عدم درک آن‌ها، موفقیت یا شکست ما را رقم خواهد زد. علایم ضعیف تغییرات معمولاً در کرانه‌های کاری، نقاط غیرمتمرکز و لبه آشوب وجود دارند و قادر به جابه جایی روابط، مناسبات و معادلات موجود هستند؛ در روندها و سیر رویدادها دخالت نموده و موجب تغییر آن‌ها می شوند. با توجه به تغییر گسترده الگوهای حاکم بر روابط فردی، گروهی، منطقه ای و جهانی، اهمیت کشف صدای پای گام‌های آینده جهت جلوگیری از غافل‌گیری و محصور شدن در سیل بنیان کن حوادث بیش از پیش فزونی می گیرد به قول تافلر در کتاب موج سوم : جهان و محیط اطرافمان در حال تغییر است و در چنین شرایطی هیچ چیز خطرناکتر از دل بستن به کامیابی های دیروز نیست. در ادامه به تعدادی از تغییرات شکل گرفته در حوزه خانواده اشاره می شود که برخی حالت روند پیدا کرده است و به تعدادی از آنها می توان به عنوان علایم ضعیف تغییر توجه کرد.

1. تغییر شکل و تنزل ساختار و تعداد خانوار

خانواده در طول زمان دچار تغییر گردیده و تحولات بزرگی در حوزه خانواده رخ داده و یا در حال وقوع است. خانواده‌های پرجمعیت تقریبا در بسیاری از کشورها ناپدید شده‌اند. افزایش خانوارهای تک‌والدی در کوچک شدن خانوارها بسیار مؤثر بوده است. در آمریکا تعداد این خانوارها از 1.5 میلیون در 1950، به 9.5 میلیون در سال 2000 افزایش یافته است. در اتحادیه اروپا 12 درصد جمعیت در خانه‌های تک‌نفره زندگی می‌کنند و در آمریکا، خانوارهای تک‌نفره از 13 درصد در 1960، به 26 درصد در سال 2000 رسیده است.

دلایل اصلی تحول خانواده در اروپا عبارت است از تغییر خصوصیات شکل تولید و بهره برداری، تحرک نیروی کار، افزایش فعالیت‌های نوع دوم و سوم (صنایع وخدمات)، بالا رفتن سطح مصرف و استفاده از کالاها و خدمات تازه مصرفی است.

اما در ایران به دلایلی همچون مهاجرت و کاهش تعداد فرزندان روز به روز از ابعاد کمی آن کاسته می شود و انواع متنوعی از خانواده را تولید می‌کند. بدین ترتیب می بینیم که به نسبت کاسته شدن تعداد افراد در خانواده و کوچک شدن

خانواده سبب شد که مسئولیت‌های جمعی و عمومی جانشین مسئولیت های خانوادگی شوند و  فرد خود را متعلق به جامعه بداند و خانواده نقش حمایت کننده خود را از دست بدهد کوچک شدن ابعاد خانواده، آزادی عمل را برای زنان افزوده و تقاضای آنان را برای اشتغال و تحصیل و به طور کلی مشارکت اجتماعی افزایش داده است. همین امر، موجبت تغییر هرم قدرت خانواده در قالب سنتی شده است و بر کمیت و حتی کیفیت فرزندان در خانواده تأثیر گذار بوده است. کارکرد اصلی زنان در خانواده مدرن بر خلاف خانواده سنتی، بارداری و پرورش فرزند نیست بلکه زنان در جامعه مدرن هویتی مستقل می یابند و آموزش علم، مهارت و اشتغال برای آنها اهمیتی همپای تشکیل خانواده دارد. حتی این مسأله تا بدان جا پیش رفته است که زنان نه تنها نداشتن فرزند را تهدیدی برای زناشویی خود به حساب نمی آورند بلکه در بعضی موارد نیز آن را ضروری نمی دانند. از طرفی، هم توجه به مصرف گرایی و تضعیف مسائل اخلاقی و معنوی و سست شدن روابط عاطفی در جامعه، بر جایگاه خانواده تأثیر منفی گذاشته است. این تقدس زدایی زنگ خطری برای استحکام خانواده گردیده است.


2. رشد بیش از حد خانواده‌های تک‌والدی

بر اساس پیش‌بینی‌ها در آمریکا و اروپا، تعداد اعضای خانواده‌های تک‌والدی تا سال 2026، پنج برابر خواهد شد. مطالعات نشان می‌دهد این تعداد از 1.5 میلیون در دهه 1950، به 9.5 میلیون در سال 2000 رسیده است. در ژاپن تعداد خانواده‌های تک‌والدی از 5.7 درصد در 1980، به 8.4 درصد در سال 2000 بالغ شده است که زنگ خطر افزایش این خانواده‌ها با تمام معضلات اجتماعی و اقتصادی آن است. به‌خصوص آنکه اغلب این خانواده‌ها در سراسر جهان به‌ویژه آنهایی که سرپرستی فرزندان را به عهده می‌گیرند، زنان هستند. در حالی که در کشور ما بر اساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن‌ در سال 1395، از 24میلیون‌و‌129هزارو490 خانواده در سال 1395، ۷.۲درصد از خانوارهای کشور تک‌والد هستند. از این تعداد خانواده، 17‌درصد آن‌ها را سرپرست مرد و 83‌درصد آن‌ها را سرپرست زن مدیریت میکند. این‌ها همه در حالی است که بر اساس سرشماری سال 1390، از بین 21‌میلیون‌ و‌110‌هزار و ‌481 خانواده، یک‌میلیون‌و‌471‌هزار‌و‌868 خانواده تک‌والدی وجود داشت. یعنی هفت درصد خانواده‏ها در آن زمان تک‌والدی بودند.از بین آن‌ها ۱۴.۴۸درصد خانوارها دارای سرپرست مرد و۸۵.۵۲ در‌صد خانوارها دارای سرپرست زن بوده‌اند. این ارقام نشان‌دهنده آن است که تعداد خانوارهای تک‌والدی در سال‌1395 نسبت به سال‌1390 با توجه به افزایش کل خانوارها در فاصله بین دو سرشماری، ‌افزایش 19درصدی داشته است.

 

3. خانواده خارج از ازدواج طبیعی

ازدواج به عنوان نقطه کانونی آغاز زندگی مشترک در طول تاریخ شناخته شده و در فرهنگ‌های گوناگون دارای قداست بوده است. امروزه جهان رو به سیری است که «خانواده خارج از ازدواج» یا «خانواده‌های جدید» حتی با ابعاد قانونی و مشروعیت در بسیاری از کشورها پذیرفته شده است. هم‌خانگی، شامل زوج‌هایی که در کنار هم بدون ازدواج زندگی می‌کنند، از انواع خانواده‌هاست. در آمریکا تمایل به این ایده در دهه‌های 1970 و 1980 آغاز شد و به عنوان پیش‌درآمد برای آشنایی پیش از ازدواج محسوب می‌شد، اما این روند اکنون به سیری عادی بدل شده است. هم‌خانگی در آمریکا از دهه 1960 تا 2000، طبق اداره آمار این کشور ده برابر شده و طبق آمار سال‌های 2005 تا 2007، 12 میلیون هم‌خانه در آمریکا به عنوان نوعی خانواده در کنار یکدیگر می‌زیستند. این سیر در تمام نقاط جهان کم و بیش در جریان است؛ هر چند در آسیا و به‌خصوص در میان کشورهای اسلامی به علت تحریم شرعی، هنوز نسبت بسیار پایینی دارد. در کشور ما این پدیده با عنوان ازدواج سفید آغاز شده است و آمار قابل اعتمادی از آن در دسترس نیست.

تغییراتی که در بالا به آن اشاره شد، دارای یک روند می‌باشد که سیر تحولو خانواده در آینده را باید در لایه‌های زیر جستجو کرد :

1. تغییر در ارزش‌ها و هنجارها

اسلام ارزش‌ها و هنجارهای بسیاری را در بستر سنت هزار ساله دینی در جامعه ایجاد نموده است اما امروزه متاسفانه بزرگ‌ترین مشکل خانواده و زنان امروزی، گذار از دوره سنت به مدرنیته است. در گذار از سنت به مدرنیته و به همراه تغییرات آشفته فرهنگی جامعه ما، خانواده ایرانی دگرگونی‌های گسترده‌ای را تجربه می کند. بزرگترین مشکل خانواده امروزی یا مدرن در حال گذار از دوره سنت به مدرنیته، این است که بخشی از هنجارها و ارزش‌های نظام فرهنگی سنتی برایش کارکردی ندارد و از طرف دیگر، خانواده امروزی هنوز تمام ارزش‌های نظام خانوادگی مدرن را نپذیرفته و به همین دلیل تعارضاتی میان خانواده‌های گذشته و فعلی وجود دارد. وضعیت کنونی نشانه‌هایی دارد که بیانگر ایجاد تغییراتی در ساختار خانواده است. نشانه‌های این تغییرات از همسرگزینی تا تشکیل، دوام و نوع فرزندآوری خانواده دیده می‌شود. و در نهایت هم به مشکلاتی که با طلاق و جدایی ها همراه است، دامن می زند.درک این دگرگونی و پیش بینی آثار و عواقب آن، از ابعاد مختلف حائز اهمیت است

2. فردگرایی و فردیت‌محوری

به نظر می‌رسد یکی دیگر از عوامل مهمی که آینده خانواده ایرانی را تهدید می‌کند، ظهور و بروز نوعی «فردگرایی» است. این فردگرایی در غرب، عاملی پیش‌برنده محسوب می‌شود و اگر در افراد نهادینه شود، روند زندگی اجتماعی‌شان را آسان‌تر می‌کند. اما در جامعه ما، فردگرایی خانواده را دچار بحران کرده است و موجب جدایی تدریجی افراد از یکدیگر شده، و جامعه به تک‌بعدی شدن متمایل گردیده است.

3. گسترش بحران‌های عاطفی

کاهش روابط متقابل اعضای خانواده به دلیل گسترش وسایل ارتباط جمعی مثل تلویزیون و رادیو، شبکه‌های اجتماعی. این فرایند را باید نوعی «بحران عاطفی» در خانواده‌ها قلمداد کرد. چون اگرچه اعضای خانواده همگی دور هم جمع می‌شوند، ولی توجه آنان به چیز دیگری خارج از خانه است.

پیامدها و چالش‌های احتمالی تحولات خانواده

پیامدهای مهم ناشی از روندهای احتمالی و چشم‌انداز این روندها در آینده را می‌توان در چند بند فهرست کرد:

  • گسترش خانواده‌های بدون فرزند، افزایش نرخ طلاق و ازدواج دوباره، باعث تضعیف پیوندهای خانوادگی و رواج اشکال نامتعارف خانواده و گسترش زیست اجتماعی نامتعارف می‌شود.
  • گسترش خانوارهای تک‌نفره، آسیب‌پذیری اجتماعی و اقتصادی زنان را افزایش خواهد داد و موجب می‌شود که نهادهای مددکاری اجتماعی، برنامه مستقلی برای این دسته از زنان ایجاد کند.
  • گسترش زندگی اشتراکی (بدون ازدواج رسمی) سبب کاهش شدید مراقبت‌ از زنان در جامعه و افزایش آسیب‌پذیری آن‌ها خواهد شد.

 

تغییر، جزیی از زندگی انسان است. اما مهم تر از تغییر، آمادگی جوامع برای مواجهه با آثار آن است. در جوامعی که سرعت تغییرها بیش از آمادگی های عمومی است مردم با آسیب هایی جدی مواجه خواهند بود. در گذار جامعه به عصر جدید که عصر ارتباطات و اطلاعات نامیده می شود خانواده ایرانی تغییرهای گسترده ای را تجربه کرده و تجربه خواهد کرد. توجه به این تغییرها و پیش بینی آثار و عواقب آن، از ابعاد مختلف می تواند حائز اهمیت باشد  اگر برنامه‌ریزان ما نهاد خانواده را در حالت ایستا نبینند و برای تغییرات با نرخ شتاب بالا متناسب با عصر جدید برنامه ریزی کنند امید می رود زمینه های بروز بحران در خانواده ایرانی را از بین برود و انطباق با شرایط جدید را در حین حفظ بنیان‌های اصیل خانواده ایرانی- اسلامی را تسهیل نماید.

منابع:

1. گزارش‌های معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری.

2. گزارش شورای فرهنگی اجتماعی زنان شورای عالی انقلاب فرهنگی.

3. مقالات همایش آینده‌نگری و تحولات خانواده و زنان در ایران.

4. کتاب تغییرات، چالش‌ها و آینده خانواده ایرانی دکتر تقی آزاد ارمکی

5. کتاب علایم ضعیف تغییر ، مرکز آینده پژوهی علوم و فناوری دفاعی ، 1378  

6. آینده پژوهی خانواده در ایران، دکتر رحیم کارگر

7. آینده خانواده ایرانی، معصومه طالبی