نگاهی به تاریخچه حجاب در اسلام

شناسه خبر : 79679

1398/04/30

تعداد بازدید : 199

 نگاهی به تاریخچه حجاب در اسلام
اگر چه رسم حجاب در بین اقوام غیرعرب مرسوم بوده است، اما حجاب در بین زنان عرب نشأت گرفته از اقوام دیگر نیست. حکم حجاب به‌طور واضح در سال هشتم هجری نازل شد و این زمانی بود که هنوز اسلام از جزیرةالعرب پای بیرون نگذاشته بود و به‌دنبال آن، زنان مسلمان عرب از این دستور پیروی کردند.

به گزارش خبرگزاری کوثر، صرف نظر از مباحثی چون ادله حجاب، محدوده حجاب اسلامی، فلسفه آن و مباحث دیگر، یکی از مباحث لازم در این‌باره، بررسی پیشینه این حکم است؛ به این معنا که آیا اسلام خود قانون و دستور خاصی برای پوشش زنان در برابر مردان نامحرم ارائه داده است یا نه، رسم موجود بین بانوان مسلمان، ریشه‌ای دیرینه دارد؟ ضرورت طرح این بحث از آن‌جا ناشی می‌شود که برخی مدعی شده‌اند: «ارتباط عرب با ایران از موجبات رواج حجاب در قلمرو اسلام شد.»(1) و معتقدند که «حجاب رایج میان مسلمانان، عادتی است که از ایرانیان، پس از مسلمان شدنشان به سایر مسلمانان سرایت کرد». برخی دیگر نیز گفته‌اند: «حجاب از ملل غیرمسلمان روم و ایران، به جهان اسلام وارد شده است». این مقاله در صدد کشف اثبات این مسئله است...

 

حجاب در ایران و روم باستان

در کتاب تاریخ تمدن میخوانیم: پس از داریوش، مقام زن خصوصاً در طبقه ثروتمندان تنزل پیدا کرد. زنان فقیر چون برای کار کردن ناچار از آمد و شد در میان مردم بودند، آزادی خود را حفظ کردند، ولی در مورد زنان دیگر گوشهنشینی زمان حیض که بر ایشان واجب بود، رفته رفته امتداد پیدا کرد و سراسر زندگی اجتماعیشان را فرا گرفت. زنان طبقات بالای اجتماع، جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوشدار از خانه بیرون بیایند و هرگز به آنان اجازه داده نمیشد که آشکارا با مردان ارتباطی داشته باشند. زنان شوهردار حق نداشتند، هیچ مردی را ولو پدر یا برادرشان باشد ببینند. در نقشهایی که از ایران باستان بر جای مانده، هیچ صورت زن دیده نمیشود و نامی از ایشان به نظر نمیرسد.(2)

شهید مطهری از سخنان جواهر لعل نهرو چنین استنباط میکند که او معتقد است که «رومیان نیز (شاید تحت تأثیر قوم یهود) حجاب داشتهاند و رسم حرم سراداری نیز از روم و ایران به دربار خلفای اسلامی راه یافت».(3)

 

 پوشش زنان عرب قبل از اسلام

شواهد متعددی از قرآن حاکی از این نکته است که در جامعه عرب قبل از اسلام، زنان برای حضور در اجتماع از پوشش مناسب و مطلوبی برخوردار نبودند. به همین دلیل همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از متابعت آن الگو منع میشوند:

«یا نِسَاء النَّبِی لَسْتُنَّ کَأَحَد مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَیتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا * وَقَرْنَ فِی بُیوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیّةِ الْأُولَی؛ ای همسران پیامبر! شما مانند هیچ یک از زنان [دیگر] نیستید. اگر سر پروا دارید پس به ناز سخن مگویید تا آنکه در دلش بیماری است طمع ورزد و گفتاری شایسته گویید و در خانههایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم، زینتهای خود را آشکار مکنید.(4)

دستورهای اصلاحی اسلام نسبت به پوشش زنان نیز حاکی از برخی نقصها و کاستیها در پوشش زنان آن دوره و فاصله آن با پوشش مورد سفارش اسلام است: «یا أَیّهَا النَّبِیّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یدْنِینَ عَلَیهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَی أَن یعْرَفْنَ فَلَا یؤْذَینَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا؛(5) ای پیامبر! به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: پوششهای خود را بر خود فروتر گیرند این برای آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیکتر است و خدا آمرزنده مهربان است.(6) تاریخپژوهان نیز این نکته را که زنان جزیرةالعرب از حجاب مناسبی برخوردار نبودند، تأیید میکنند.(7)

اکنون سخن در این است که این وضعیت، بهدنبال وضع قانون اسلامی مبنی بر ضرورت حجاب بر هم خورد.

 

 حجاب در قرآن

مسئله حجاب در دو سوره از سورههای قرآن مطرح شده است. ابتدا این نکته بهطور اجمال در سوره احزاب آیه ۵۹ مطرح شده، و سپس با تفصیل بیشتر در سوره نور آمده است:

«و َقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیوبِهِنَّ وَلَا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیرِ أُوْلِی الْإِرْبَة مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یظْهَرُوا عَلَی عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا یضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیعْلَمَ مَا یخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمِیعًا أَیهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ و به زنان با ایمان بگو: دیدگان خود را [از هر نامحرمی] فرو بندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند مگر آنچه طبعاً از آن پیداست و باید روسری خود را بر گردن خویش [فرو] اندازند و زیورهایشان را جز برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [همکیش] خود یا کنیزانشان یا خدمت کاران مرد که [از زن] بینیازند یا کودکانی که بر عورتهای زنان وقوف حاصل نکردهاند، آشکار نکنند و پاهای خود را [بهگونهای به زمین] نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته میدارند، معلوم گردد. ای مؤمنان! همگی [از مرد و زن] به درگاه خدا توبه کنید، امید که رستگار شوید. «وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِی لَا یرْجُونَ نِکَاحًا فَلَیسَ عَلَیهِنَّ جُنَاحٌ أَن یضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیرَ مُتَبَرِّجَات بِزِینَة وَ أَن یسْتَعْفِفْنَ خَیرٌ لَّهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ و بر زنان از کار افتادهای که [دیگر] امید زناشویی ندارند گناهی نیست که پوشش خود را کنار نهند [به شرطی که] زینتی را آشکار نکنند، و عفت ورزیدن برای آنها بهتر است و خدا شنوای داناست.

گزارشهای تاریخی حاکی از آن است که مسلمانان بعد از نزول این آیات، رویه متفاوتی را پیش گرفتند و با شنیدن این آیات به ضرورت ایجاد تغییرات و دگرگونیهایی در چگونگی پوشش زنان پی بردند و به همین دلیل بعد از نزول این آیات، زنان با پوششهای متفاوتی در اجتماع حاضر میشدند. مثلاً طبری (۲۴۴۳۱۰ق) در تفسیر خود آورده است:

«عن عائشه زوج النبی صلی الله علیه و آله و سلم انّها قالت یرحم الله النساء المهاجرات الاول لما انزل الله «ولیضربنّ بخمرهنّ...» شققن اکثف مروطهن فاختمرن به؛(8) رحمت خدا بر زنان مهاجر پیشگام باد که هنگامی که خداوند فرمان حجاب را نازل فرمود، ضخیمترین پوششهای پشمین خود را برش داده و با آن سر و گردن خود را پوشاندند.»

سیوطی (۸۴۹۹۱۱ق) نیز به سند خود از امسلمه نقل میکند که بعد از نزول آیه «یدنین علیهن من جلابیبهن»، زنان انصار از منازلشان با پوششهای مشکی خارج میشدند؛ بهگونهای که به نظر میرسید بر سر ایشان کلاغی نشسته است.(9) به گفته سیوطی این گزارش، ذیل آیه «ولیضربن بخمرهن» از سوره نور نیز در جوامع روایی متعددی نقل شده است.(10) در کلام دیگری آمده است که نزد عایشه از برتری زنان قریش سخن به میان آمد. او گفت: زنان قریش صاحبان فضیلتاند، اما به خدا قسم من در پایبندی به کتاب خدا و ایمان به قرآن کسی را برتر از زنان انصار ندیدم. (11)

از آنچه گذشت معلوم میشود که برداشت مردم از این آیات، ضرورت تجدید نظر در چگونگی حضور زنان در اجتماع و بین نامحرمان بود.

فقها و مفسران نیز مفاد این آیات را وجوب پوشش خاص برای زنان در برابر مردان نامحرم دانستهاند.(12) در محدوده دلالت آیات، ۳۲ ۳۳ و ۵۳ سوره احزاب نیز بین مفسران اختلاف است.

 

 تاریخ نزول سوره احزاب و نور

به اتفاق دانشمندان علوم قرآن، سورههای نور و احزاب از سورههای مدنی قرآن هستند. بر اساس نقل بسیاری از دانشمندان علوم قرآن، سوره احزاب که متعرض حوادث سال پنجم هجری است، چهارمین یا پنجمین سورهای است که در مدینه بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد و سوره نور نیز بعد از سوره نصر که بعد از صلح حدیبیه [سال ششم هجری] و قبل از فتح مکه [ماه رمضان سال هشتم ]در مدینه بر پیامبر نازل شده است.(13)

 

 شواهد روایی

شواهد روایی متعددی نیز گویای این نکتهاند که حجاب در زمان رسول خدا واجب شد و آنجناب با کسانی که خود را با وضعیت جدید وفق نداده بودند و هنوز از پوشش مرسوم گذشته استفاده میکردند، برخورد میکرد و تذکر میداد.

در روایاتی از سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، محدوده حجاب بیان شده است. بهعنوان نمونه در روایتی آمده است که نمایان ساختن تمام بدن برای زوج رواست و سر و گردن را میتوان در برابر پسر و برادر آشکار کرد، اما در برابر نامحرم باید از چهار پوشش استفاده کرد: پیراهن (درع)، روسری (خمار)، پوششی وسیعتر از روسری که بر روی سینه میافتد(14) (جلباب) و چادر (ازار).(15)

شیخ صدوق به سند خود از امام صادق علیه السلام و آن حضرت از پدران خود از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل میکنند که آن حضرت فرمود: «روا نیست زنی که به دوران عادت ماهانه بلوغ رسیده، موی جلوی سر و گیسوان خود را آشکار کند.»(16)

برخی روایات نشان میدهد، زنانی که خود را با وضع جدید تطبیق نداده بودند، مورد اعتراض قرار میگرفتند. عایشه میگوید: دختر عبداللهبن طفیل که برادر مادری من بود، در حالی که زینت کرده بود به خانهام آمد. در همان هنگام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز وارد شد و هنگامی که او را دید، از او روی برگرداند. عایشه گفت: یا رسول الله! این دختر، بردارزاده من و خردسال است. پس پیامبر فرمود: هنگامی که زن به دوران عادت ماهانه رسید، بر او جایز نیست که جز روی خود موضع دیگری را نمایان کند.(17)

در گزارش دیگری نیز عایشه میگوید که اسماء دختر ابیبکر در حالی که پوششی نازک بر تن داشت بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وارد شد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از وی روی گرداند و به وی فرمود: ای اسماء! وقتی زن به سنی رسید که عادت ماهانه برای او اتفاق میافتد، جایز نیست که جزء صورت و دست وی تا قدری بالای مچ در معرض دید دیگران قرار گیرد.(18)

این روایات اگر چه از نظر سند و دلالت نیازمند بررسی است، اما روی هم رفته حاکی از این موضوع است که حجاب، قبل از آنکه بین مسلمانان و ایرانیان یا رومیان ارتباطی بر قرار شود، تشریع شده و پشتوانهای دینی داشته است و چنین نبود که پس از تعامل با دیگر ملل، بین مسلمانان پیدا شده باشد.

 

 زمان بر قراری ارتباط میان اسلام و ایران و روم

سر آغاز ارتباط ایرانیان و رومیان با اسلام، به زمانی باز میگردد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تصمیم گرفت که دعوت خویش را گسترش داده و ایران و روم و ملل دیگر را به اسلام دعوت نماید. بر اساس گزارشهای تاریخی، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در سال ششم هجری برای حاکمان ایران و روم نامهنگاری و دعوت خویش را از ایشان آغاز کرد. البته در این مرحله، ارتباطی برقرار نشد و ارتباط ایرانیان با مسلمانان تا زمان خلیفه دوم در همین حد باقی ماند، ولی در دوره حکومت خلیفه دوم که مسلمانان ایران را فتح کردند، ارتباط تنگاتنگی میان آنها بهوجود آمد و زمینه تأثیرگذاریها و تعامل فرهنگی فراهم شد. ارتباط میان رومیان و مسلمانان نیز به همین دوران باز میگردد.

با مقایسهای سطحی میان تاریخ نزول آیات حجاب و تشریع حجاب در اسلام و زمان پیدایش ارتباط میان مسلمانان عرب و دیگر ملل، نادرستی پندار تسری حجاب از سایر ملل به اسلام عیان میگردد.

 

 شواهدی متعارض

بهرغم آنچه گفته شد با گزارشهایی روبهرو میشویم که حاکی از آن است که مردان نامحرم با زنانی برخورد نموده و آنها را شناختهاند. بهعنوان نمونه، سبیعه دختر حرث که همسر سعد پسر خوله از قبیله بنیعامر بود و در جنگ بدر حضور داشت، میگوید: شوهرم در سال حجةالوداع از دنیا رفت و من حامله بودم و بعد از مدت کوتاهی از فوت او وضع حمل کردم و پس از پشت سر گذاشتن دوران نقاهت، خود را آرایش کردم. مردی به نام ابوالسنابل پسر بعکک از قبیله بنیعبدالدار بر من وارد شد و وقتی مرا در آن حال دید به من ایراد گرفت که چرا آرایش کردی؟ میخواهی ازدواج کنی! به خدا قسم تو تا چهار ماه و ده روز نباید چنین کنی! سبیعه میگوید: با شنیدن این سخنان، خود را جمع کردم و شب هنگام خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رسیدم و مسئله را از او سؤال کردم. او به من چنین دستور داد: با وضع حمل، دوران عده تمام شده و اگر بخواهی میتوانی ازدواج کنی.(19)

این نقل به روشنی دلالت میکند که در سال آخر عمر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و بنا بر شواهدی که گفته شد بعد از گذشت حدود دو سال از زمان وجوب حجاب، زنی مسلمان در برابر نامحرم بهگونهای حاضر شده که مرد نامحرم وی را شناخته است. آیا این گزارشها با وجوب حجاب در آن دوره منافاتی ندارد؟ این گزارشها با توجه به آنچه در این نوشتار استنباط شده چگونه قابل جمع است؟

اگر فرض را بر صحت این گزارشها قرار دهیم و تعارضی بین این گزارشها و شواهد داخلی آن وجود نداشته باشد به چند صورت میتوان بین این گزارشها و وجوب حجاب در آن زمان جمع کرد:

۱. بر فرض صحت نقلها وقتی انسان گزارشی را بهصورتهای گوناگون و با زیاده و نقصان مشاهده میکند، چگونه میتوان به جزئیات مطرح در این گزارشها بها داد و بر آن استناد کرد و در نتیجه با مطالبی قطعی یا دست کم مطالبی که از درصد قطعیت بالایی برخوردار است معارض دانست؟ این نکته با توجه به آنچه در تاریخ حدیث به اثبات رسیده که اهلسنت دستکم در سده اول هجری از ثبت و ضبط احادیث اجتناب کردند، بسیار موجه است و شاید به همین دلیل است که در فقه روایات نبوی چندان کاربردی ندارد. شعرانی درباره روایاتی که بهطور گوناگون نقل شده، معتقد است: آنچه از این روایات و در این موارد میتواند مورد استناد قرار گیرد، چکیده سخن این است که مردم بهطور معمول قادر بر حفظ و ضبط احادیث هستند و خصوصیات الفاظ و کلمات بهدلیل مختلف بودن، قابل استناد نیستند.(20) ایشان در جای دیگر میفرماید: شیوه معاصران ما در تمسک به ویژگیهای الفاظی که روایت میشود و جزئیات آن و ادعای ظن اطمینانی با استناد به این امور قابل اعتماد نیست.(21)

۲. از صحت این گزارشها مشروط بر اینکه ثابت شود که مربوط به بعد از وجوب حجاب است میتوان نتیجه گرفت که در آن زمان، صورت زنها باز بوده و بنابراین، دستور پوشش شامل صورت نمیشود. چنانکه برخی از حدیث «خثعمیه»(22) چنین استنباط کردهاند.(23) شاید بتوان گفت که این استنباط، منوط به این است که پایبندی فردی که این رفتار از وی مشاهده و گزارش شده به دستورهای شرع مقدس اثبات گردد.

در پاسخ به این سؤال که آیا در این موارد سکوت معصوم، تقریر رفتار وی حساب نمیشود، باید گفت: ممکن است اعتراض معصوم نقل نشده باشد.

 

 پردهنشینی

ممکن است کسانی که مدعی شدهاند که حجاب از ایران و روم بین اعراب مسلمان راه یافته، مقصودشان از حجاب پردهنشینی زنان باشد. شهید مطهری بعد از تخطئه این ادعا که حجاب از ایران یا جای دیگری به اسلام وارد شده باشد و ارائه شواهد مختصری بر این امر، میفرماید:

فقط بعدها بر اثر معاشرت اعراب مسلمان با تازه مسلمانان غیرعرب، حجاب از آنچه در زمان رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم وجود داشت شدیدتر شد، نه اینکه اسلام اساساً به پوشش زن هیچ عنایتی نداشته است.(24)

البته برخی سختگیرها از جانب خلیفه دوم، حتی در زمان حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گزارش شده که در برخی موارد با عکسالعمل برخی زنان رسول خدا روبهرو شده است. صحت و سقم این گزارشها و در مرحله بعد، یافتن منشأ این طرز فکر، امری در خور بررسی و پژوهش است. بعید نیست که سخنان ویل دورانت و جواهر لعل نهرو در ابتدای نوشته نقل شد صرفاً ناظر به پردهنشینی زنان باشد و به ستر و پوشش آنان عنایتی نداشتهاند.

برخی محققان نیز منکر پشتوانه دینی برای نقاب زدن و برقع بر چهره افکندن شدهاند و آن را رسمی دانستهاند که از دیگر ملل وارد فرهنگ اسلامی شده، البته این خود نیازمند تحقیقی مستقل است.(25)

 

 نتیجهگیری

اگر چه رسم حجاب در بین اقوام غیرعرب مرسوم بوده است، اما حجاب در بین زنان عرب نشأت گرفته از اقوام دیگر نیست. حکم حجاب بهطور واضح در سال هشتم هجری نازل شد و این زمانی بود که هنوز اسلام از جزیرةالعرب پای بیرون نگذاشته بود و بهدنبال آن، زنان مسلمان عرب از این دستور پیروی کردند. در دو سال باقیمانده از عمر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گزارشهایی موجود است که آنجناب با کسانی که هنوز خود را با وضعیت جدید تطبیق نداده بودند برخورد مینمود.

منبع: سامانه نشریات مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی قدس سره

..............................................

 پینوشتها

1. ویل دورانت، تاریخ تمدن/ج۴۲۸۲ 2. ویل دورانت، همان/ج۱۴۳۳۴۴۴

3. مرتضی مطهری، مجموعه آثار/ج۱۹۳۹۰

4. احزاب/۳۲ ۳۳               5. همان/۵۹

6. معالم المدرستین/ج۱۲۹۱

7. ر.ک: جوادعلی، المفصل فی تاریخ العرب/ج۴۶۱۷

8. جامع البیان/ج۹۳۰۶   9. الدرالمنثور/ج5/ص221

10. الدرالمنثور/ج۵۴۲     11. الدرالمنثور/ج۵۴۲

12. احکام القرآن/ج۳۳۱۵ ۳۱۹ و ۳۶۹ ۳۷۲

13. المیزان/ج۲۰۳۷۶۳۷۷         14. مجمع البحرین، ذیل واژه جلباب

15. مجمع البیان/ج۷۲۷۱ 16. من لایحضره الفقیه/ج۳۴۶۷

17. جامع البیان/ج۹۳۰۵ 18. الدرالمنثور/ج۵۴۲

19. صحیح البخاری/ج۵۱۳         20. الوافی/ج۲۱۴۷۴، پاورقی

21. شرح اصول کافی/ج۳۱۶۵، پاورقی

22. صحیح بخاری/ج۲۱۴۰و ۲۱۸

23. مسالک الافهام الی آیات الاحکام/ج۳، پاورقی ص ۲۷۸۲۷۹

24. مرتضی مطهری، مجموعه آثار/ج۱۹۳۹۰

25. المنار، ذیل آیات نور؛ نصر حامد ابوزید، دوائرالخوف، ۲۴۰