گفتگو با معاون پژوهش حوزه های علمیه خواهران:

بازآفرینی آثار و نظریات علمی؛ نگاه جدید به مساله‌های قدیمی

شناسه خبر : 70029

1397/09/30

تعداد بازدید : 59

بازآفرینی آثار و نظریات علمی؛ نگاه جدید به مساله‌های قدیمی
امسال بازآفرینی آثار و نظریات علمی به عنوان شعار هفته پژوهش حوزه‌های علمیه خواهران تعیین شده است و این شعار تا هفته پژوهش سال آینده محور علم پژوهشی حوزه‌های علمیه خواهران خواهد بود، اما این شعار جزئی از برنامه 15 ساله پژوهشی حوزه‌های علمیه خواهران است که از سال 90 آغاز شده است.

به منظور آشنایی با ابعاد مختلف این شعار و سایر برنامه‌های معاونت پژوهش حوزه‌های علمیه خواهران گفتگویی با حجت الاسلام علی اکبر حصاری معاون پژوهش حوزه‌های علمیه خواهران انجام داده‌ایم که حاصل آن از نگاه خوانندگان می‌گذرد.
حجت‌الاسلام حصاری در این گفتگو زمینه‌های مختلف شعار بازآفرینی آثار و نظریات علمی را تشریح کرده است.

-    بازآفرینی آثار و نظریات علمی عنوان شعاری است که برای هفته پژوهش در نظر گرفته شده است. در اینجا بحث جنبش علمی مطرح می شود و ضرورت ارتباط این جنبش با حوزه‌های علمیه خواهران مورد بحث و بررسی است. نظر حضرتعالی در زمینه نگاه حوزه‌های علمیه خواهران به جنش علمی چیست؟
ما یک مسیر راهبردی را در عرصه تولید علم در حوزه های علمیه خواهران از سال 90 دنبال کردیم و 3 مرحله تعریف شده است. مرحله اول فاصله سال های 91 تا 95 بود که شعار هر طلبه یک پژوهشگر انتخاب شد و زمینه تربیت محقق در حوزه های علمیه خواهران فراهم شد. در مرحله اول به تربیت پژوهشگر عمومی اهتمام داشته و در مرحله دوم به دنبال تربیت پژوهشگر متخصص بودیم.
ابتدای امر به دنبال این بودیم که همه خواهران طلبه برای هر رسالت طلبگی که می خواهند در آینده عهده دار شوند دستمایه علمی پژوهشی را در حد جستجوگری لازم داریم. این شعار به این معنا نیست که می خواهیم که همه خواهران طلبه پژوهشگر حرفه ای شوند و البته تحقق این امر نیز ممکن نیست ولی معتقد هستیم که هر طلبه ای در عرصه تبلیغ، تدریس، مدیریت نهادهای فرهنگی و... باید به مقداری از توان پژوهشگری تسلط داشته باشد و تتبع و گردآوری هدفمند مطالب از منابع معتبر را در دستور کار قرار دادیم و هرکدام از بانوان طلبه باید در این حد به توانمندی برسند.
بانوی طلبه اگر می خواهد در عرصه تبلیغی حضور داشته باشد باید برای ارائه مطالب به مخاطب خاص از میان منابع انتخاب شده، چینش و قابل عرضه شود.
این پژوهشگر عمومی بود که در دوره پنج ساله دنبال کردیم و نتایج خوبی به دنبال داشت. این حرکت امروز در حوزه های علمیه خواهران نهادینه شده است و هر خواهری که وارد حوزه می شود، حوزه را محیطی علمی پژوهشی می شناسد که باید دست به قلم برده و در منابع جستجو کرده و مطالبی را ارائه کند.
مرحله دوم از سال 96 شروع شده و تا سال 1400 ادامه پیدا می کند، پژوهشگر حرفه ای است. در این بخش به عنوان معاون پژوهش معتقدم اگر 10 درصد خواهران به عنوان پژوهشگر حرفه ای تربیت کنیم هدفمان محقق شده است و 90 درصد دیگر طلاب باید به سایر عرصه ها روی بیاورند. این 10 درصد نیاز تخصصی به تولید علم که هدف اصلی ما در معاونت پژوهش بوده و در واقع هدف کارکرد پژوهشی حوزه های علیه خواهران محقق می کند.

-    این درصد در دوره های مختلف می تواند متفاوت باشد؟
این عدد نسبی است و بستگی به میزان ورودی و... دارد ولی اگر بتوانیم 10 درصد خواهران را در عرصه پژوهش حرفه ای آماده کنیم نیاز خود را تامین کرده ایم.
در این راستا 4 سال ذیل عنوان پژوهشگر و جنبش علمی نامگذاری کردیم. ما در این دوره می خواهیم پژوهشگر حرفه ای تربیت کنیم و البته باید پایه ریزی کنیم. ما می خواهیم فرهنگ سازی و جریان سازی کرده و به یک جریان مستمر تبدیل شده و راه خودش را پیدا کرده و به پیش می رود. در این دوره می خواهیم تربیت پژوهشگر حرفه ای را دنبال کرده و مجموعه ای از فعالیت ها در این زمینه دنبال می شود.
راه اندازی دوره های تربیت محقق از اواخر سال 95 شروع شده و چندین دوره برگزار شده است و ساماندهی پایان نامه در این راستا دنبال شده است.
سال گذشته شعار ما تاسیس مراکز پژوهشی بود که از سال گذشته شروع شده و به عنوان یک جریان در حال ادامه است و امسال نیز بازآفرینی آثار و نظریات علمی نامگذاری شده است. بازآفرینی یک گام به سمت تولید علم بوده و بازتولید علم دینی خواهران پژوهشگر را برای ورود به عرصه تولید علم آماده می کند زیرا وقتی مدتی به بازتولید رو بیاورند و در آثار علمی علمای صاحب نام جستجو کرده و می خواهند مراد و منظور را استخراج کرده و برای مخاطب آماده سازی کنند این اقدامات طلبه را به راز و رمز و فنون تولید علم آشنا می کند. زمانی که از نظر علمی به نقطه نظریه پردازی رسید تولید علم برای طلبه روان می شود. ما از این طریق یک هدف مهم دیگری داشتیم و آن این بود که آثار علمی علمای گذشته را به چرخه فکری جامعه برگردانیم ولی ضروری است که این آثار با نیازهای معرفتی جامعه امروز منطبق شود که اسم آن را بازتولید گذاشتیم.

-    چه نگاه ویژه ای در قالب نگاهی پژوهشی به بحث بازآفرینی وجود دارد؟
بازآفرینی آثار اساسا کاری پژوهشی بوده و یکی از حلقه های فعالیت علمی و پژوهشی است. وقتی یک محقق می خواهد درباره مسئله علمی کار تحقیقی کند نخستین کار پیشینه یابی است و باید ببینیم چه کسانی در این زمینه کار کرده اند، در این خصوص به منابع سابق رجوع می شود. ابتدا باید بفهمیم علمای بزرگی که این حرف ها را گفته‌اند که بوده اند و برای خودمان رمز گشایی کنیم. ما می خواهیم این کار را به یک ایستگاه تبدیل کنیم و در این ایستگاه پیشینه هایی که برای پاسخگویی به سوال علمی بررسی کردیم را برای مخاطب امروز ساماندهی کرده و به جوان نخبه تحصیلکرده که جویای حقیقتی است عرضه کنیم.
جامعه از آثار کسانی مثل شهید مطهری آرام آرام از نظر معرفتی در حال فاصله گرفتن است که بخشی از این فاصله گرفتن طبیعی است و نمی خواهم بگویم که اتفاق نامیمونی است. اگر بخواهیم که این ارتباط دوباره برقرار شود بازپردازی باید انجام شود و این مرحله را به یک ایستگاه تبدیل کرده و می توانیم برای جوامع مخاطب امروز خروجی بگیریم که اسم آن را بازآفرینی گذاشتیم.

-    بازآفرینی علمی چه تاثیری می تواند داشته باشد و در جامعه امروز چه ضرورتی دارد.
بازآفرینی مقدمه تولید علم است و تولید علمی پاسخ یابی علمی به سوالات پاسخ نیافته است. به خاطر تغییر در ادبیات نظری جامعه به خاطر وجود ده ها متغیری که در اعصار گذشته نبوده و امروز شکل گرفته احساس می کنیم که به فهرست زیادی از سوالات علمی پاسخ داده نشده است. محقق ما باید بنشیند به این سوالات پاسخ دهد در صورتی که اگر به آثار علمی گذشتگان پاسخ ها داده شده و کشف علمی صورت گرفته است ولی به خاطر اینکه مندرس شده و ادبیات علمی قابل فهم جامعه مخاطب امروز نیست فکر می کنیم که این سوال پاسخ نگرفته است. اگر بازآفرینی کنیم متوجه می شویم که بخش زیادی از سوالات علمی دارای پاسخ است ولی باید این پاسخ از لابه لای متون قدیمی، پردازش های علمی قدیمی و نحوه دسته بندی و سازماندهی های علمی زمان خود استخراج شده و سامان جدیدی پیدا کند.
این به روز رسانی ها بخش زیادی از مشکلات تولید علم ما را حل می کند.

-    بازآفرینی چه کارکردهای ویژه ای می تواند در بحث تولید علم داشته باشد.
علما در اعصار گذشته تلاش های بسیاری داشته و آثار در قالب بازآفرینی به چرخه نظری جامعه برگشت داده شده و ارج نهاده می شود.
در این راستا دیدگاه های علمی علمای گذشته باب فهم و متناسب با نیاز جامعه امروز ترجمه و احیا می شود. این اقدامی ارزشمند است که با یک سرمایه گذاری 20 تا 30 درصدی به نتیجه 100 درصدی با تکیه بر آرا علما دست یابیم. چرا باید از صفر شروع کنیم؛ در مباحث سبک زندگی، فهم قرآن و نهج البلاغه و حدیث مطالب قابل بازآفرینی بسیار است. مرآت العقول با شیوه های علمی آن روز تولید شده است و اگر پردازش شود شرح غنی که در مورد کتاب کافی نوشته شده برای جامعه امروز قابل مصرف می شود.
در عوض سرمایه خود را صرف سوالاتی کنیم که علمای گذشته نیز پاسخ نداده اند و بابی برای تولید علم باز می شود که دیگر نیاز به بازگشت و تکرار نداشته باشد.

-    احیای متون گذشتگان و بازآفرینی چه تفاوتی دارند؟
برای احیا در تمام پردازش علمی صاحب اثر وفاداری حفظ شده و احیای شکلی و ساختاری است و ساختار قلمی و ادبی مورد توجه قرار می گیرد. اگر چاپ سنگی بوده چاپ جدید صورت می گیرد، نسخه های مختلف بررسی شده و بهترین نسخه مبنا قرار می گیرد و در محتوا و نحوه پردازش علمی دخالت نمی شود.
وقتی مقاله ای می نویسید ساختارها رعایت می شود ولی در گذشته این مسائل رعایت نمی شده است و تفاوت امروز با گذشته از نظر ساختار بسیار جدی است. امروز اگر بخواهم برای فهم مخاطب مطلب بنویسم از نقطه دغدغه اصلی مخاطب ورود می کنم در صورتی که در آثار قدما از یافته های خودشان شروع می کنند. تغییرات ساختاری و نحوه چینش استدلال ها دخل و تصرف شده ولی اصل نظر حفظ می شود.

-    مدرسه محوری شعار کاربردی است که برای حوزه های علمیه خواهران در نظر گرفته شده است؛ در این زمینه چه توقعاتی از مدارس به ویژه مدارس شاخص وجود دارد؟
قبل از اعلام شدن به عنوان یک سیاست برای مرکز، مدرسه محوری را یک امری ذاتی در مسئله پژوهش می دانستیم و در امر پژوهش منتظر دستور از بالا نیستیم، ما راه را نشان داده و رهنمود ارائه می دهیم نه دستور.
ما در این زمینه راهنمایی کرده و توضیح می دهیم که اگر می خواهید در عرصه پژوهش بروید باید چه مسائلی را رعایت کنید و این شیوه قاعده پژوهش است.
پژوهش امر سفارشی نیست، اگر پروژه تحقیقاتی داشته باشم باید به دنبال کسی بگردم که در این زمینه برایم تحقیق کند ولی اگر چند محقق داشته و بگویم که باید در این خصوص کار و تحقیق کنی اصلا نتیجه نمی دهد.
در آموزش پیش فرض این است که فراگیر بلد نیست و اعلام آمادگی برای یادگیری کرده است و معلم و استاد، و نظام آموزشی باید آموزش دهد؛ ولی در پژوهش فرمان دست پژوهشگر است و علاقه دارد که از مهارت خود در مسیری استفاده کند.
مدرسه محوری در امر پژوهش طبیعی و ذاتی است و باید بر اساس ظرفیتی که در مدرسه وجود دارد جهت داده و راهبری کنیم.
باید بگوییم که پازلی به اسم نقشه علمی داریم و با استفاده از این نقشه علمی از موازی کاری جلوگیری کنیم. مراکزی که سابقه پژوهشی دارند به سمت ایجاد قطب می روند البته برای ما هنوز زود است و ظرفیت ها به ظهور و بروز کامل نرسیده و ما همچنان در حال ظرفیت سنجی هستیم.
ما در مرکز ارزیابی و سنجش کرده و کار اصلی در مدرسه صورت می گیرد. ما کار پژوهشی را در یک سبد برنامه ای قرار داده و مدرسه هر کدام که به آن علاقه داشته و یا نسبت به اجرای آن آمادگی داشته باشد انتخاب می کند.
در این زمینه از 7 سال پیش فرمت کارنامه طراحی شده است و 5 سال ارزیابی داشته ایم و مشخص کردیم که از این سبد هر مدرسه چه برداشتی داشته اند و در دوسال اخیر بر اساس سبد ظرفیت سنجی نسبت به عملکرد مدارس آگاهی داریم.
امسال نیز که توسط مدیر حوزه های علمیه خواهران مدرسه محوری مورد تاکید قرار گرفت معاونین پژوهش مدارس را دعوت کرده و بر اساس عملکرد مدارس یک وضعیت پیشنهادی به هر مدرسه دادیم. و این برنامه بر اساس ظرفیت طراحی شده است.
اگر این طرح دو سال دیگر دنبال شود میتوانیم بگوییم که مدرسه الف در فلان شهر می تواند در عرصه پژوهش های مهدویت ممحض شود و یا همه ظرفیت خود را به موضوع امامت، اخلاق در سبک زندگی و... متمرکز کند.
این کار را ابتدا در مورد مدرسه های طراز و شاخص انجام می دهیم چون آنها ظرفیت خود را زودتر بروز داده و به فعلیت رسانده اند و طیف کار ایشان کامل است.
اینها می توانند به جریان تبدیل شده و پدیده نیستند که مقطعی باشند؛ مدارس شاخص عملکرد پژوهشی آنها در سال های متوالی به گونه ای بوده که می توانیم بگوییم پژوهشگری به یک جریان تبدیل شده است.
در جلسات با معاونان پژوهش نمودارهای عملکرد را با شاخص های کارشناسی مورد ارزیابی قرار دادیم و به برخی از مدارس اعلام کردیم که هر برنامه ای بیاورند قبول است و اینها مدارس طراز ما هستندو پازل فعالیت پژوهشی آنها کامل است و وقتی که این چرخه تکمیل شد می تواند به یک جریان تبدیل شود.
ما می توانیم از امسال به تدریج مدارس طراز را به قطب های علمی پژوهشی تبدیل کرده و زیرساخت های لازم را برای تبدیل شدن به قطب علمی به تدریج فراهم کنیم اگر این مسیر را طی کنیم اهداف ما در مسیر نظریه پردازی و تولید علم آماده می شود.
حوزه علمیه خواهران ثابت کرده است که مهیای کار بوده و آماده است و حرکت های جهشی در آن اتفاق افتاده است. موفقیت هایی که در جشنواره علامه حلی به صورت مشترک با برادران داشتند این واقعیت را نشان داده است و باید صبر کنیم که طراز علمی حوزه ها بالا برود. واقعیت این است که حوزه های علمیه خواهران جوان بوده و سابقه اش کوتاه است و در این فاصله زمانی به دروس و سطوح پایه توجه شده است ولی سطح 4 که انتظار داریم به سمت تولید نظر حرکت کند نوپاست و تعداد مدارس و طلاب کم است.
با نگاهی که مدیریت مرکز بر پژوهش محور کردن رشته های سطح 4 دارد، امیدواریم که این دو مسیر پا به پای هم جلو رفته و در یک نقطه تلاقی منجر به جهش حوزه های علمیه خواهران شود.