گفتگو با خانم اعتمادیان مدیر مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س) تهران:

در حوزه «ندارم» نداریم

شناسه خبر : 68373

1397/09/06

تعداد بازدید : 35

در حوزه «ندارم» نداریم
خبرگزاری کوثر- آقای اعتمادیان را بسیاری از حوزویان می‌شناسند؛ هم شخصیتش را و هم زبان و قدم خیرش را. وقتی زمین و مالش را تقدیم کرد تا حوزه علمیه بسازد. اکنون سال‌هاست که مدرسه علمیه فاطمه الزهرا سلام الله علیها پونک در تهران به فعالیت مشغول است و فرزند آقای اعتمادیان تحصیل‌کرده حوزه‌های علمیه، مدیریت آن را برعهده دارد.

آقای محمدرضا اعتمادیان اکنون مدتی است که در بستر بیماری قرار دارند و به همین دلیل گفتگو با ایشان میسر نشد اما خانم مرجان اعتمادیان که مدیریت مدرسه علمیه فاطمه الزهرا سلام الله علیها را برعهده دارد، هم از فعالیت‌های این مدرسه علمیه گفت و هم از اندیشه و تعبیرهای پدرش در خدمت به حوزه که می‌گفت: «در حوزه «ندارم» نداریم.»
گفتگو با خانم اعتمادیان از نگاه خوانندگان می‌گذرد.

گفتگو: سمیه نبی
-    لطفا از راه‌اندازی مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س) پونک برایمان بگویید.
از ابتدا که مدرسه علمیه فاطمه الزهرا سلام الله علیها راه‌اندازی شد، پدرم با پیگیری مکانی که در آن با اقوام شراکت اصلی را داشتند و اجازه استفاده از آن را برای حوزه داشتند در اختیار حوزه قرار دادند. مدرسه علمیه چندسالی در این مکان مستقر بود تا یک باغ-ویلایی که شرایطش برای تحصیل طلبه‌ها خیلی مناسب بود، به مدرسه علمیه اختصاص یافت.
این باغ-ویلا در منطقه پونک بلوار میرزابابایی بود که خودشان سهم اصلی را از آن داشتند. این ویلا را چند سالی در اختیار حوزه گذاشتند و همزمان به دنبال زمین مناسبی برای حوزه بودند تا آن که یک روز با والده ما مشورت کردند و موافقت ایشان را جلب کردند که در زمین دیگری که متعلق به خودشان بود، حوزه را بنا کنند. نهایتا در باغی که دو کوچه پایین‌تر از باغ‌-ویلای قبلی داشتند، ساختمان حوزه را بنا کردند. البته خودشان از سال 70 در همان جا سکونت داشته‌اند؛ ساختمانی که در کنار باغ بود. باغ پایین ساختمان را وقف حوزه کردند و آنجا حوزه را ساختند. ساختمان فعلی حوزه سال 86 مورد بهره‌برداری قرار گرفت.

ـ فعالیت حوزه از زمان احداث بنای آن چگونه بوده است؟
چون تعداد کلاس‌ها مناسب بود یک طبقه را به فضای اداری اختصاص داده‌ایم. یک طبقه مهدکودک و امکانات رفاهی طلبه‌هاست، دو طبقه کاملاً کلاس است که 12 تا 13 کلاس می‌شود و طبقه آخر هم سالن آمفی‌تئاتر و کانون کتاب کودک را داریم. با توجه به شرایط مکانی،‌امکان جذب مناسبی از میان داوطلبان داشته‌ایم، در کل تا الان روندِ خوبی داشته‌ایم، هم داوطبین ما زیاد بوده‌اند و هم پذیرش خوبی در این چند سال داشته‌ایم. با توجه به اینکه تعداد پذیرش در سال‌های اخیر خیلی کم شده ما الحمدلله پذیرشِ خوبی را در منطقه داشته‌ایم، سعی می‌کنیم از اساتید مجرب استفاده کنیم که حتماً استادهایی باشند که خِبره باشند، توانمند باشند و توانایی آنها را در آموزش افزایش بدهیم، این داعیه ماست که در این حوزه توانمند باشیم هم اساتید و هم طلبه‌ها.
در هر حال در حال حاضر حدود 30 استاد داریم و حدود 280 طلبه که این شامل طلبه‌های خود مدرسه و طلبه‌های مهمان می‌شود.

-    لطفا در مورد اساتیدی که با شما همکاری دارند بیشتر توضیح بفرمایید.
اساتید ما در حال حاضر فقط اساتید حوزۀ علمیه هستند یعنی کسانی هستند که از مرکز مدیریت حوزه مجوز تدریس دارند. ما در این مدرسه علمیه بر تجربه و موفقیت اساتید تاکید داریم، به همتِ اساتید سیستمی تنظیم شده که استادی که از جهت علمی سطح بالایی را نداشته باشد و مهارتِ تدریس نداشته باشد ناخودآگاه خودش از گردونه خارج می‌شود، علاوه بر این ما این را خیلی جدی از اساتیدمان میخواهیم که عیناً با مجموع قوانین مرکز جلو بروند، همان کتابی را که باید تدریس بکنند همان کتاب را به نحو عالی تدریس بکنند، اینکه ما الان بتوانیم استاد از دانشگاه بگیریم نمیتوانیم نه فقط ما بلکه همه حوزه‌ها مجبور هستند اساتید مجوزدارِ مرکز مدیریت را جذب کنند ولی ما معمولاً با مدرسه الزهرا سلام الله علیها گیشا تعاملِ خوبی داریم.
 
-    به جز فعالیت‌های رسمی تحصیلی در مدرسه علمیه فاطمه الزهرا سلام الله علیها چه فعالیت‌های جانبی‌ای به طلاب ارائه می‌شود؟
فعالیت‌های جانبی ما همان برنامه‌های دورۀ معارف اسلامی است که در قالب کلاس فرهنگی اجرا می‌شود، یعنی یک‌سری کارهای فرهنگی که همه حوزه‌ها باید در ایام و مناسبت‌های مختلف انجام دهند ولی از جهت فرهنگی ما یک دورۀ معارف اسلامی داریم برای خانم‌هایی که دنبال مدرک نیستند ولی تحصیل مباحث دینی را میخواهند داشته باشند مانند تفسیر نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه حتی مکالمه عربی یا کارهای هنری و خوشنویسی، دورۀ معارف اسلامی و... که اهالی منطقه و خانواده‌های طلبه‌ها استقبال خوبی از آن داشته‌اند، خصوصا یک دانشگاه در نزدیکی مدرسه علمیه فاطمه الزهرا سلام الله علیها دایر است و از این دانشگاه هم به ما مراجعه می‌کنند. این دانشگاه دانشگاه آزاد پزشکی تهران ـ شمال است که دانشجویان و اساتید آن از کوچه حوزه علمیه عبور می‌کنند، با اهالی محل و منطقه ارتباط خوبی داریم و مراجعات فراوانی به ما صورت می‌گیرد، اگر به مبلغ نیاز داشته باشند برای آنها اعزام می‌کنیم، خصوصا که مبلغان ما برای تبلیغ ماه محرم و ماه رمضان هزینه‌ای طلب نمی‌کنند.

-    در مورد برنامه‌های فرهنگی بیشتر توضیح بدهید؟
برنامه‌های فرهنگی ما از طریق معاونت فرهنگی حوزه اجرا می شود البته یکسری کلاس‌های تابستانه هم داریم که اضافه بر فعالیت‌های جاری اجرا می‌شود. امسال اولین سالی بود که بعد از ماه مبارک رمضان تعطیلات تابستانه حوزه بود. در این ایام برای مدارس و نوجوانان دوره‌هایی را برگزار کردیم و استقبال خوبی آن شد، در این دوره نوجوانان با هزینۀ خیلی کم مهارتهای خوبی را کسب کردند، در عین حال از طریق نسل جوان با حوزه هم آشنایی پیدا کردند.
در حوزه اداری و مالی شناسایی یک‌سری خانواده‌ها را شناسایی کردیم که بتوانیم به آنها کمک کنیم؛ در میان عموم مردم یا در بین طلبه‌ها، اشخاصی اگر نیاز به جهیزیه داشته باشند یا نیاز به کمک‌های خانوادگی داشته باشند به آنها کمک می‌کنیم. ما یک صندوق تعاونی داریم که موسسین آن را پایه‌گذاری کرده‌اند البته نه در مدرسه بلکه در مسجد محل و امام جماعت مسجد هم جزو هیات امنای مدرسه هستند. این مسجد مسجد امام علی علیه السلام میدان پونک است و حاج آقا مرتضوی امام جماعت آنجا هستند و چون آنجا یک صندوق قرض‌الحسنه‌ای فعال بود ما حسابمان را آنجا باز کردیم و طلبه‌هایی که برای ازدواج و زندگی نیاز به وام دارند به آنجا مراجعه می‌کنند، پیگیری‌های آن از طریق صندوق انجام می‌شود اما حمایت مالی و معرفی‌ از طرف مدرسه انجام می‌شود، اگر به سبد کالا نیاز باشد نیز از این طریق اقدام می‌کنیم.
ما امسال یک کارِ خوبی در بحث مالی داشتیم یک گلریزان در میان طلبه‌ها برگزار کردیم و توانستیم حدود 3 میلیون جمع‌آوری کنیم برای زندانیان و ترجیحمان این بود که زندانی خانم باشد.
طلبه‌ها همکاری‌هایی از این دست را با هم دارند و فکر می‌کنم انشاءالله به لطف حضرت زهرا سلام الله علیها و صاحب الزمان عجل الله فرجه الشریف شرایط و فضای خوبی را در مدرسه حاکم کنیم، نیت موسسان هم طبیعتاً همین است.

-    در حال حاضر وضعیت جسمانی آقای اعتمادیان چگونه است، لطفا در این مورد توضیح بفرمایید.
پدرم که واقف مدرسه علمیه هستند، به دلیل بیماری‌ای که دارند گاهی دچار فراموشی می‌شوند و توجهشان به مسائل کم می‌شود ولی در اوج کارهایشان هنوز هیچ وقت حوزه را فراموش نکرده‌اند.

-    لطفا در مورد منش آقای اعتمادیان در حمایت از حوزه علمیه توضیح بفرمایید.
پدرم همیشه حرفشان این بود که من پولدار نیستم که بتوانم یک حوزه را اداره کنم اما با خیرین و پولداران خوبی ارتباط داشتم که من زبانِ خیرم را می‌چرخانم و از این اعتبارم استفاده می‌کنم و واقعاً هم همین بود ما ماه مبارک رمضان جلسۀ خیرین داشتیم و تقریباً درآمدمان برای یکسال تنظیم بود.
پدرم همیشه حرفش این بود که ما در مدرسه «ندارم» نداریم، فلان کار را نمی‌کنیم چون پول نداریم اما بجا خرج می‌کنیم، شما جایی که نیاز است بهترین وسیله را برای مدرسه بخرید یا بهترین خرج را بکنید مثلاً از جزئی‌ترین وسیله، صندلی‌هایی که طلبه‌ها روی آن بنشینند، شما دنبال بهترین جنس و راحت‌ترین جنس و باداوم‌ترین جنس باشید و نگویید چون فلان مقدار گران‌تر است نمی‌خریم، ما یک‌بار خرج میکنیم و بجا، دیدگاه ایشان همیشه این بود و ما همیشه این را سرلوحۀ کارهایمان قرار میدهیم و به همه اطرافیان می‌گویم شما اگر میخواهید خرج کنید بگردید خرج خوب ولی بجا انجام دهید. ما اینقدر سرمایه‌دار نیستیم که ارزان بخریم و راحت استفاده کنیم ما یک چیز خوب می‌خریم و بجا استفاده میکنیم.
این خصوصیت ایشان بود که خیلی روی آن تاکید داشتند: هر چه آدم بگوید نداریم برکت مال آدم از بین می‌رود.
ایشان همچنین خیلی تاکید داشتند که ما روی مالمان شفاف باشیم به عنوان مثال وقتی کارت هدیه‌ برای طلبه از قم می‌آمد (البته سالیان پیش که کارت هدیه می‌دادند)؛ برای طلبه‌ای فارغ‌التحصیل شده بود یا رفته بود یا از او بی‌خبر بودیم ما از قم استعلام می‌کردیم که این کارت را چه کنیم می‌گفتند شما خرج مدرسه کنید ولی پدرم اجازه نمی‌دادند میگفتند شما برگردانید قم، قم خودش خرج کند. ما پول صاف و پاک و شسته و رفته در اینجا خرج می‌کنیم. ایشان می‌گفتند اینقدر همیشه صحیح و قانونی خرج کنید و استفاده کنید که هر وقت خواستید ارزیابی شوید چه مالی، چه آموزشی و پژوهشی که دلتان نلرزد. یکی از ویژگیهای خوبی که در مدرسۀ ما وجود دارد همین است، الان اگر شما کل حساب مالی ما را بررسی کنید ما هیچ دغدغه‌ای نداریم این ویژگیِ خوبی است
 البته من جسارتی به مدارس علمیه دیگر ندارم و آن چیزی را مطرح می‌کنم مربوط به پدرم است که ایشان امور مالی مدرسه را به عهده دارند. یا مثلا اگر حقوق استاد 375400 تومان می‌شد، از 400 تومان جزئی حقوق صرف نظر نمی‌کردند.
البته ما برکت مال حلال را در مدرسه دیدیم و این نتیجه شفافیت کار است. چندین سال پیش یک نفر به ما گفت بیلان مالی شما مشکل دارد، پدرم گفتند بیلان مالی را بزنید در کوچه که مشخص شود چه‌ اندازه پول وارد مدرسه شده، چقدر خارج شده، ما اصلاً هیچ چیز پنهانی نداریم و فکر کنم این در مدرسۀ ما خیلی بارز بود که دغدغه نداشتیم.
در آموزش هم همینطور بود، من به مدیریت استان تهران گفتم شما هر وقت بخواهید ما را ارزیابی کنید من هیچ دغدغه‌ای ندارم. البته گاهی وقت‌ها به ظاهر ضرر کرده‌ایم اما خیالمان راحت است که هیچ دغدغه‌ای نداریم که خلافِ قانون جلو رفته باشیم، این یک قضیۀ مهم و شفافی است در ادارۀ هر جایی، همانطور که در خانه صداقت و شفافیت مهم است در ادارۀ مدرسه‌مان صداقت و شفافیت مهم است.

-    یکی از مسائلی که در جامعه ما وجود دارد این است که حجاب و عفاف در جامعۀ ما کمرنگ شده است، شما طلابی که تازه وارد حوزه می‌شوند و در ابتدای راه هستند را چگونه تربیت میکنید که با رضایت خودشان می‌پذیرند که این حجاب یا پوشش را انتخاب کنند؟
حجاب خانم‌ها در منطقه پونک تهران نه خیلی سفت و سخت است و نه متاسفانه خیلی محجبه هستند که بگوییم مثل منطقه غرب یا شمال غرب است. به دلیل وجود شهرک‌های مسکونی سپاه و نیروی انتظامی، بانوان محجبه فراوانی در منطقه هستند که خیلی از پذیرش‌هایمان را از این محدوده انجام می‌دهیم، خود محدوده پونک هم یکسری بومی با حجاب خوب دارد.
مجموعاً در مدرسه ابتدا مدتی صحبت این بود که بیاییم یک لباس فرمی را برای مدرسه تبیین کنیم ولی ما با هر کسی مشورت میکردیم از نظر روانشناسی و نوع پوشش تایید نمی‌کردند مخصوصاً خانم‌ها تنوع را دوست دارند اما یک سیستمی را چند سالی است در مدرسه اجرا کرده‌ایم که بر اساس آن خانم‌های طلبه پوشش اداری داشته باشند، مثل مانتوی صورمعی، طوسی، قهوه‌ای، مشکی و حتی رنگ سبز تیره مانعی ندارد؛ با روسری سفید و کرم.
ما یک قانون پوشش در مدرسه ایجاد کردیم که الان اگر وارد مدرسه شوید 60-70 درصد طلبه‌ها آن را رعایت کنند و تنها 30 درصد طلبه‌ها رعایت نکنند و معمولاً 30 درصدی که رعایت نمی‌کنند به چشم می‌آیند. در هر حال این قانون را در نظر گرفتیم و بر آن تاکید هم داریم.
اما آن کاری که یک مقدار در این قصه اثر دارد این است که مجموعه و کادر مدرسه حالا بنده که به عنوان مدیر مسئولیتِ اجرایی مدرسه را به عهده دارم تا همکاران ما در واحدهای مختلف پوششمان را متنوع و خیلی جذاب نکردیم یعنی خودمان رعایت می‌کنیم، همان سادگی و عدم تنوع و کثرت‌پذیری را در پوشش داریم، بالاخره در بین خانم‌ها استفاده از زیورآلات و روسری‌های پیشرفته مد است ولی ما نداریم، در بین همۀ همکاران من سادگی وجود دارد، گاهی من به همکارانم میگویم مثلاً این مانتو را 4 سال است دارید میپوشید، میخواهم بگویم سادگی وجود دارد، یعنی این عملی که خودمان در مجموعه داریم فکر میکنم خیلی موثر است و به اساتید هم تذکر میدهیم یعنی ما چندین جلسه به اساتیدمان گفتیم هم زیبا باشد، هم مرتب باشد در عین سادگی مرتب باشید.
این کار مدرسه اثرات خوبی را داشته است حالا نمیگویم صددرصد و با توجه به شرایط جامعۀ امروز اصلاً امکانش نیست که صددرصد باشد ولی فکر می‌کنم 60- 70 درصد در این قصه موفق بود‌ه‌ایم شاید بخشی از آن نتیجه عمل خود اساتید و کادر مجموعه بوده است.
من گاهی به طلاب می‌گویم که اینجا یک محیط علمی است باور کنید من هم مانتوی مهمانی دارم ولی مانتوی مهمانی برای مهمانی است، می‌گویند مگر اینجا همه خانم نیستیم؟ می‌گویم بله ولی هر جایی یک قانونی دارد مانند کسی که پلیس شد لباس پلیسی می‌پوشد، یا یک دکتر با لباس فلان نمی‌رود مطب، مانتوی پزشکی می‌پوشد شما هم اینجا طلبه هستید و باید لباس فرم حالا با رنگ‌های متنوع اما روسریِ سرباز امام زمان سفید است، همان چیزی که حاج خانم طاهایی خدا رحمتش کند داشتند، چنان که من یک زمانی برای کلاس‌های متفرقه مشهد زندگی می‌کردم، طلبه‌های آنها روسری سفید می‌پوشیدند و می‌گفتند نشانۀ سرباز امام زمان روسری سفیدش است حالا یکدستی و زیبایی به یک طرف و بحث نظافت هم وجود دارد.
ما این را در مدرسه اجرا کردیم و طلبه‌ها هم خیلی رعایت می‌کنند و چند درصدی هم متاسفانه رعایت نمی‌کنند که یک‌سال و نیم است من به همه می‌گویم ما نباید از این بابت مواخذه کنیم چرا که آن کسی که این کار انجام می‌دهد شان خودش را می‌داند و می‌داند که باید به قوانین مدرسه پایبند باشد. فکر می‌کنم این کار اثرات خوبی داشته است.

-    با توجه به اینکه امسال سال حمایت از کالای ایرانی است، شما چه اندازه در تجهیزات مدرسه از کالای ایرانی استفاده می‌کنید؟
شاید بتوانم بگویم صددرصد. چیزی که تاکنون تهیه کرده‌ایم اگر خارجی بوده که هیچ، ولی الان، چون ما الان بهترین‌های ایرانی را داریم، ایرانی تهیه می‌کنیم. البته یک زمانی ممکن است در خرید کامپیوتر مجبور باشیم خارجی بخریم ولی در مورد سایر کالاها الان مدتهاست دردمان خریدِ کالای ایرانی است، از سالی که حضرت آقا اشاره به کالای ایرانی کردند، چای خارجی از مدرسه حذف شده شاید چیزِ کوچکی باشد و معنی نداشته باشد ولی ما از همین مسالۀ کوچک شروع کردیم زمانی که صحبت شد که قند و شکر را کم کنیم ترجیحم این بود روی تغذیۀ سالم برای اساتید و طلاب، از خرما گرفته تا توت خشک و کشمش استفاده کنیم.
یک نکته‌ای که در مدرسه ما خیلی بارز است صبحانه است که هیات امنا آن را به عهده گرفته‌اند مخصوصاً حاج آقا علم‌الهدی شخصاً هزینۀ این بخش را برعهده گرفته‌اند و تاکیدِ جدی دارند که باید طلبه‌ها در مدرسه صبحانه بخورند یک چاشتی، پنیر و خرما و قند و شکر برای ما می‌فرستند مثلاً می‌گویند زمستان‌ها چند وقت یکبار عدسی درست کنید که این قصۀ زبانزدی در مدرسه بین طلبه‌ها است که ما صبحانۀ بدون هزینه هم به اساتید و هم به طلبه‌ها می‌دهیم که در حد نان و پنیر و چای است. ما این ترم 258 طلبه داریم به اضافه کادر یعنی حدود 300 نفر، هر روز برای 300 نفر چای ایرانی تهیه کردن خیلی سخت است، ولی ما این کار را انجام می‌دهیم، تغذیۀ سالم را هم داریم و حاج آقا تاکید دارند به صبحانه و میان‌چاشتی که بچه‌ها باید بعد از کلاس داشته باشند که رَمقِ مجددی بگیرند. ایشان بر ورزش طلبه‌ها خیلی تاکید دارند که خانم‌ها بعد از یکی دو ساعت که سر کلاس بودند در مدرسه یک نرمش مختصری داشته باشند. علیرغم اینکه وسایل ورزشی خوبی در مدرسه مهیا است مثل تردمیل و دوچرخه و... ولی ایشان به نرمش‌های روزانه تاکید دارد.
وسایل رفاهی ما برای طلبه‌ها درجه یک است و این را با جدیت می‌گویم. در بعضی از مدارس می‌بینم که استفاده از آسانسور فقط برای اساتید و کسانی که تواناییِ جسمانیشان ضعیف است وجود دارد. هیات امنای ما اجازه ندادند این جمله را روی آسانسور بزنیم، ما فقط می‌گوییم هر کسی می‌تواند از آسانسور استفاده نکند و از پله استفاده کند ولی منعی برای طلبه‌ها ایجاد نکردیم. شرایط رفاهی ما با قطعیت میگویم درجه یک است و همت ما بر این است که شرایط علمی‌مان را هم درجه یک کنیم، تلاش هم می‌کنیم و امیدواریم به نتیجه برسیم.

-    شما چگونه از فارغ‌التحصیلان حوزه بهره می‌برید؟
اولاً ما در کار از طلبه‌های فارغ‌التحصیل استفاده می‌کنیم. الان معاون آموزش ما، همکار پژوهش، همکار آموزش، همکار فرهنگی، مسئول فرهنگی و همکار فرهنگی ما از طلبه‌های فارغ‌التحصیل خودمان هستند، معاون اداری و مالی و فرهنگی‌مان هم از فارغ‌التحصیلان مدارس دیگر هستند که به مدرسه ما نزدیک بودند. ما خیلی تغییر نیرو نمی‌دهیم نمی‌دانم خوب است یا بد است ولی برای ما خیلی خوب است یعنی فکر می‌کنم اگر معاون آموزش از ابتدا طلبه را بشناسد و طلبه معاون را بشناسد یک احساس علقه‌ای بین آنها ایجاد می‌شود و خوشحال می‌شوند، این نکتۀ اول است که در کار از آن استفاده می‌کنیم.
ما در امور فرهنگی هم از فارغ‌التحصیلان‌مان استفاده می‌کنیم؛ اشخاصی که مبلغ بخواهند از فارغ‌التحصیلان استفاده می‌کنند، چندین دوره مسئولین مهدکودک ما از طلبه‌های فارغ‌التحصیل بودند، فارغ‌التحصیلان در مهدکودک به صورت پاره‌وقت مثلاً به عنوان مربی کلاس قرآن یا سایر کلاس‌های آموزشی فعالیت می‌کنند و در مهدکودک از آنها استفاده می‌شود.
اما سهم اصلی مربوط به مبلغان است که ما هم با سازمان تبلیغات ارتباط داریم و مبلغانی که می‌خواهند را تامین می‌کنیم و هم با آموزش و پرورش ارتباط خوبی داریم و خیلی از فارغ‌التحصیلان را آموزش و پرورش معرفی می‌کنیم تا به عنوان نیروی آموزش و پرورش فعالیت ‌کنند یا خودشان وارد می‌شوند و از ما معرفی‌نامه می‌گیرند، و یا فارغ‌التحصیلان را معرفی کرده‌ایم تا به عنوان امام جماعت و نیروی تربیتی فعالیت کنند، البته طلبه‌ها توان ارتباطی خوبی دارند و کم‌کم در مدرسه جای خود را باز می‌کنند.
الان مدتی است در بحث پژوهش برای کارهای پژوهشی که معاون پژوهشی مدرسه در نظر دارند از فارغ‌التحصیلان کمک می‌گیریم و طلبه‌ها خوب استقبال کرده‌اند.
در کلاس‌های تابستان سال 97 که برای کودکان 7 ساله تا 12 ساله اجرا کردیم، تمام اساتید طلبه‌های خودمان بودند؛ از انیمیشن‌سازی، قلاب‌بافی، خطاطی، خوشنویسی تا کار با بچه‌های کوچک و خیلی خوب بود؛ خیلی اتفاقِ مبارکی بود، چند سال بود به خاطر ماه مبارک رمضان نمی‌شد کلاسهای تابستانه برگزار کنیم و امسال اولین سال بود که موفق به انجام آن شدیم و خیلی طلبه‌ها استقبال کردند. جالب است تعدادی از دخترهای بین 7 تا 12 سال که در این کلاس‌ها بودند، بچه‌های طلبه‌ها بودند و یک تعدادی هم از اهل محل بودند؛ با توجه به اطلاع رسانی‌ای که در مدارس و دبیرستان‌های اطراف کرده بودیم. در کل تعامل ما با طلبه‌ها و فارغ‌التحصیلانمان زیاد و خوب است.